جستجو
     
  
 
 
 
 
 
 
 
 
مقامات و درجات بهشتی (1)؛ جنات خلد
67
 
 

خداوند خطاب به رسول خود صلى الله علیه و آله نموده که از کفار و بیگانگان سؤال بنما که دوزخ که عقوبتهاى آن بیان شد و زیاده بر تصور و فکر بشر است آیا سکونت در دوزخ گوارا و ملایم و شایسته است و یا بهشت جوار رحمت ابدى که باهل ایمان پرهیزکار وعده داده شده است و جزاء و پاداش آنان معرفى شده است. هم چنانکه در دنیا با نیروى ایمان و انقیاد رابطه ارادى خود را با آفریدگار محکم نموده و هرگز تزلزل و یا خلل پذیر نبوده و با نیروى تقوى از رذائل خلقى و گناهان تبرى داشته پرهیز مینمودند در عالم قیامت نیز سیرت ایمان قلبى و انقیاد جوارحى آنان همانا صفاء روح و نورانیت روان و سکونت جوار رحمت خواهد بود: " قل أ ذالک خیر أم جنة الخلد التى وعد المتقون کانت لهم جزاء و مصیرا؛ بگو: آیا این [عقوبت] بهتر است یا بهشت جاویدانى که به پرهیزکاران وعده داده شده، بهشتى که پاداش و محل بازگشت آنهاست" سوره ی فرقان، آیه ی15.
"ذلک" اشاره به سعیر و آن اوصافى است که برایش ذکر فرموده بود در این آیه رسول گرامى خود را دستور مى دهد که از ایشان بپرسد، کدام یک از آتش و بهشت جاودان بهتر است، و این سؤال، سؤالى است از امرى بدیهى، که هیچ عاقلى در پاسخ از آن توقف نمى کند، و اینگونه سؤالات در مناظره و مخاصمه دایر است، که یک طرف دعوى طرف دیگر را در میان دو امر، یکى بدیهى البطلان، و دیگرى بدیهى الصحه، مردد نموده و تکلیف مى کند که یکى از این دو را باید اختیار کنى، اگر طرف بدیهى الصحه را اختیار کند، به چیزى اعتراف کرده که منکر آن بوده، و اگر طرف بدیهى البطلان را اختیار کند رسوا مى شود.
آیه مژده و اعلام منت و فضل به اهل ایمان کامل است از جمله لوازم صفاء روح و نورانیت روان و سکونت جوار رحمت کبریائى آنستکه آنچه مشیت آنان بدان تعلق بیابد بدون قید بوجود خواهد آمد و نیروى و قدرت و اراده بطور اطلاق آنان نیز بصورت خلود و صفت براى ساکنان جوار رحمت خواهد بود و هرگز از آنان سلب نخواهد شد. این نعمت که بفضل پروردگار باهل ایمان پرهیزکار موهبت میشود و اقصى نعمت و زیاده بر آن تصور نمیرود جز رضوان و خوشنودى ساحت کبریائى از آنان بدیهى است اراده بطور اطلاق که باهل ایمان موهبت میشود حد وجودى و از شئون اراده قاهره کبریائى است که بمرحله امکان تنزل نموده و بقلب ساکنان جوار رحمت پرتو افکنده. در این صورت بر طبق نظام کامل و حکمت و صلاح فرد و عموم خواهد بود و این نعمت و نفوذ اراده هرگز مقرون بمانع و عایقى نبوده و ظهورى از اراده قاهره کبریائى است که تنزل نموده و ظهور و رشد نیروى انقیاد و تقوى است که اهل ایمان در دنیا در محور آن در حرکت و تکاپو بسر مى بردند و بطور ملکه و صفت واجد نیروى تقوى بوده و ظهورى از آیه (فإن خیر الزاد التقوى) میباشد به این که یگانه زاد و توشه براى اهل ایمان در دو جهان همانا نیروى تقوى از تزلزل عقیده و رذایل خلقى و از گناهان است و سیرت نیروى تقوى که از طریق کسب و ملازمت به صورت ملکه و صفت بکمال رسیده در عالم قیامت نیز رشد زیاده بر تصور نموده بصورت اراده بطور اطلاق در آمده و از شئون و مظاهر اراده قاهره ساحت پروردگار خواهد بود. بدیهى است اراده اى که پرتو و ظهورى از اراده کبریائى است هرگز آمیخته به تیره گى خودخواهى و یا رذیله خلقى نخواهد بود هم چنانکه خاطر خودخواهى و یا رذیله نیز محال است که از قدسیان ساکن جوار رحمت صورت بگیرد و تحقق بیابد. هم چنین رضایت و خوشنودى آنان نمونه نازلى از رضایت پروردگار است و هرگز چیزى را که ساحت پروردگار رضایت ندارد و دشمن دارد بآن خوشنود نبوده و مورد غضب آنان خواهد بود و بطور مثال هرگز نمیخواهند و اراده نخواهند نمود که بعض اهل دوزخ از عقوبت رهائى یابند گرچه فرزندان آنان باشند.
و آیات قرآنى از کاملترین نظام امکانى که پرتوى از نظام شریف ربوبى است حکایت مینماید مانند آیه (لا یسمعون فیها لغوا و لا کذابا) محیط که نظام آن براساس صدق و صفاء و نورانیت و ائتلاف است در فضاى نورانى آن لغو و یا سخن بیهوده و با خلاف حقیقت طنین نخواهد انداخت و امکان ناپذیر است بلکه خاطره اى غیر آنچه ساکنان جوار رحمت واجد آن هستند. بر طبق نظام که کاملترین نظام عوالم امکانى است هرگز بقلب سلیم و نورانى آنان لحظه اى خطور نخواهد نمود و اراده اى که شعاع مشیت قاهره است بیهوده نبوده و بر خلاف آن نظام کامل نخواهد بود و نظر به این که همه افراد بى شمار ساکنان جوار رحمت اراده آنان اشعه مشیت کبریائى است هرگز لحظه اى با یکدیگر اختلاف و یا مباینت و یا معارضه نخواهد داشت هم چنانکه لازم زندگى قلب سلیم در دار السلام جوار رحمت و سلام کبریائى این چنین خواهد بود. و بر حسب آیه (لهم ما یشاؤن فیها و لدینا مزید) 35/ 50 زیاده بر آنچه خود خواهان آن هستند از مطالب و حقایق و مقاصد که زیاده بر علم و احاطه وجودى آنان است پروردگار از فضل خود بآنان موهبت هاى زیاده بر تصور و زیاده بر خواسته آنان پى درپى عطا میفرماید.
در تفسیر قمى در مفاد آیه فرمود یعنى نظر بسعه پروردگار زیاده و مزید آنست مفسر گوید لذت معرفت کبریائى در آن محیط زیاده بر تصور است. در کتاب در منثور باسنادى از انس روایت نموده اند که مراد از جمله و لدینا مزید آنستکه پروردگار بر آنها تجلى خواهد فرمود.

تعبیر به «جنة الخلد» تنها در یک آیه از قرآن مجید آمده و اشاره به جاودانگی بهشت دارد. راغب در مفردات می گوید: «خلود» به معنی دور ماندن چیزی از فساد و باقیماندن بر حال خویش است، و «مقائیس اللغه» اصل آن را به معنی ثبات و ملازمت می داند، و «مصباح اللغه» آن را به معنی اقامت تفسیر کرده است، تعبیر «جنة الخلد» هر چند به صورت اضافه ذکر شده معنی وصفی دارد، و ظاهرا توصیفی است برای بهشت به طور کلی، زیرا تمام نعمتهایش جاودانی، و بقای بهشتیان نیز در آن همیشگی است، بنابراین اختصاص به بخش معینی از بهشت ندارد، زیرا این وصف برای تمام باغهای بهشتی است. بعضی از ارباب لغت مانند «ابن منظور» در «لسان العرب»، «خلد» را یکی از اسماء بهشت می دانند ولی بعید نیست که نظر آنها نیز بیان یک توصیف همیشگی باشد که تدریجا به صورت نامی از نامهای بهشت درآمده است.
در جمله" أم جنة الخلد" اضافه جنت به خلد که به معناى جاودان است براى این است که دلالت کند بر اینکه بهشت مزبور فى نفسه و به خودى خود جاودانه و فنا ناپذیر است، هم چنان که کلمه" خالدین" در آیه بعدى، براى این آمده که دلالت کند بر اینکه اهل این بهشت در آن جاودانند، و فنا به ایشان راه ندارد: "لهم فیها ما یشاءون خلدین کان على ربک وعدا مسولا؛ هر چه بخواهند در آنجا دارند و جاودانه در آنند، وعده ى تعهد شده اى است بر پروردگار تو" سوره ی فرقان، آیه ی16. در آیات فوق در یک جا "خلد" و جاودانگى را به عنوان صفتى براى بهشت بیان کرده و در جاى دیگر" خالد بودن" را حال براى بهشتیان، تا تاکیدى باشد بر این حقیقت که هم بهشت جاودانى است و هم ساکنان آن.
جمله ی " کانت لهم جزاء و مصیرا" معنایش این است که این بهشت پاداش تقواى ایشان و بازگشتگاهى است که به خاطر اینکه متقى بودند بدان منتقل مى شوند، هم چنان که در جاى دیگر فرمود:" إن المتقین فی جنات و عیون ... و ما هم منها بمخرجین؛ افراد متقى در بهشتها و چشمه سارهایند ... و از آن بیرون شدنى نیستند". سوره حجر، آیه 48، و این خود از قضاهایى است که خدا روز اول- که آدم را آفرید و به ملائکه و ابلیس دستور داد تا بر او سجده کنند- رانده و پاداش متقین قرارش داده بود. چنان که مى فرماید: «ربنا و أدخلهم جنات عدن التی وعدتهم» (خدایا، آنها را داخل بهشت هایى که آنها را وعده داده اى کن" سوره ی غافر، آیه ی8 و از قول مؤمنان مى خوانیم: ربنا و آتنا ما وعدتنا على رسلک «پروردگارا آنچه را به پیامبرانت در باره ما وعده فرموده اى به ما مرحمت کن»، آل عمران، آیه ی194.

 
 
 
 
 
 
 
 
 

ترجمه جوامع الجامع، ج‏4، ص: 351

ترجمه المیزان، ج‏15، ص: 260

انوار درخشان، ج‏11، ص: 443

تفسیر نمونه، ج‏15، ص: 39

ترجمه مجمع البیان، ج‏17، ص: 190

 
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 

مقامات و درجات بهشتی (2)؛ جنات عدن

مقامات و درجات بهشتی (4)؛ جنات فردوس

مقامات و درجات بهشتی (6)؛ دارالسلام

 
 
 
 

ترجمه جوامع الجامع، ج‏4، ص: 351

ترجمه المیزان، ج‏15، ص: 260

انوار درخشان، ج‏11، ص: 443

تفسیر نمونه، ج‏15، ص: 39

ترجمه مجمع البیان، ج‏17، ص: 190

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور   Powered By ArvanArad Co.