|
|
|
خداوند مژده ای به اهل ایمان و تقوى می دهد که در مقام پذیرش و درک معارف و احکام اسلام بر آمده و شرح صدر یافته و از ایمان بهره کافى برده و شعار آنان اسلام و فضیلت آنها تسلیم و رضا نسبت به ساحت کبریایى است و آن مژده نیز این است که پروردگار در عالم دیگر آنان را در منزل امن و امان تحت ولایت و جوار فضل خود سکونت می دهد که عارى از هر نقص و ناگوارى است و نعمتهاى آن همیشگى و بر ساکنان آن مرگ و اندوه و بیمارى عارض نخواهد شد: " لهم دار السلام عند ربهم و هو ولیهم بما کانوا یعملون؛ براى آنان نزد پروردگارشان خانه سلامت و امن است و به پاداش کارهاى پسندیده اى که همواره انجام مى دادند یار و سرپرست آنان است" سوره ی انعام، آیه ی127. یکى از جنات ثمانیه (بهشتهای هشتگانه) است: جنات عدن، جنة الخلد، جنة المأوى، دار الکرامة، دار السلام و غیر اینها. چه افتخارى از این بالاتر که سرپرستى و کفالت امور انسان را خداوند بر عهده گیرد و او حافظ و یار و یاورش باشد. و چه موهبتى از این عظیمتر که" دار السلام" یعنى خانه امن و امان، محلى که نه در آن جنگ است نه خونریزى، نه نزاع است و نه دعوا، نه خشونت است و نه رقابتهاى کشنده و طاقت فرسا، نه تصادم منافع است و نه دروغ و افترا و تهمت و حسد و کینه و نه غم و اندوه، که از هر نظر قرین آرامش است، در انتظار انسان باشد. علامه طباطبائی ره در ذیل این آیه می گوید که: « به طورى که از ظاهر سیاق برمى آید کلمه ی "سلام" در اینجا به همان معناى لغوى یعنى دور بودن از آفات ظاهرى و باطنى است. و"دار السلام" به معناى آن محلى است که در آن هیچ آفتى از قبیل مرگ، مرض و فقر و هیچ عدم و فقدانى دیگر و هیچ غم و اندوهى واردین را تهدید نمى کند، و چنین محلى همان بهشت موعود است و جز آن نمى تواند باشد، مخصوصا بعد از آنکه مقید به قید "عند ربهم" شده است. آرى، اولیاى خدا در همین دنیا هم وعده بهشت و دار السلام را که خداوند به آنان داده احساس مى کنند، یعنى دنیا هم براى آنان دار السلام است، براى اینکه اینگونه افراد کسى را جز خداوند مالک نمى دانند، و در نتیجه مالک چیزى نیستند تا بترسند روزى از دستشان برود و یا از فقدان و از دست دادنش اندوهگین شوند، هم چنان که خداى تعالى در حقشان فرموده:" ألا إن أولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون؛ بدانید که دوستان خدا هیچ ترسى برایشان نیست و نه ایشان اندوهناک مى شوند." و در فکر هیچ چیزى جز پروردگار خود نیستند، و زندگى شان همه در خلوت با او مى گذرد، به همین جهت ایشان در همین دنیا هم که هستند در دار السلام اند، و خداوند ولى ایشان است و آنان را در مسیر زندگى به نور هدایت سیر مى دهد، همان نورى که از دلهایشان تابیده چشم عبرت بینشان را روشن ساخته است. بعضى از مفسرین گفته اند مراد از "سلام" خداى تعالى و مقصود از"دار السلام" بهشت او است. و لیکن این تفسیر با سیاق آیه سازگار نیست. و مرجع ضمیرهاى جمعى که در آیه است- بطورى که گفته مى شود- کلمه قوم در "لقوم یذکرون" است، چون این کلمه از کلمات دیگرى که ممکن است مرجع باشد به ضمایر مزبور نزدیک تر است. لیکن دقت در آیه رجوع ضمایر را به هدایت یافتگان مذکور در آیه قبل تایید مى کند، چون آیات مورد بحث در مقام بیان احسانى است که خدا به هدایت یافتگان مى کند، پس ناگزیر باید ضمایرى که در وعده مزبور است نیز به آنان برگردد، و اگر در میان آیات ذکرى از قوم نامبرده به میان آمده تبعى بوده نه بالاصاله». از زجاج و جبائى می گویند: «آنها که تذکر را بپذیرند و تدبر کنند و حق را بشناسند، در خانه سلامت که از هر آفت و بلائى تهى است هستند و همچون اهل جهنم به آفت و بلا گرفتار نیستند». و حسن و سدى می گویند: «سلام نام خدا است - جل جلاله- فى قوله: "السلام المؤمن" سوره ی حشر، آیه ی23، و «دار السلام» بهشت است». شریف لاهیجی در تفسیر خود می نویسد که: «مرین متذکرین راست سراى خداى تعالى که آن بهشت است بنا برین «سلام» اسمى از اسامى حق تعالى خواهد بود و اضافه دار بذات مقدس الهى اشارت بتعظیم آنست یا مراد اینست که مر ایشانراست سراى سلامتى از آفات و مکاره که آن نیز همان سراى بهشت است: در تفسیر علی بن ابراهیم دارالسلام به بهشت تفسیر شده است؛ چنان که در حدیث خواهد آمد. ابن عباس گفته است: دارالسلام بهشت است. اهل بهشت از هر آفت، درد، بیماری، پیری، مرگ و دگرگونی حال سالمند. آنان گرامی داشته می شوند و خوار نمی گردند؛ عزیزانی هستند که هیچ گاه ذلیل نخواهند شد و بی نیازانی که نیازمند نخواهند گشت و سعادتمندانی که شقی نمی شوند و شادمانان و مسرورانی که هم و غم نخواهند دید و زندگانی که نخواهند مرد. آنان در قصرهای در و مرجان قرار دارند. درهای این قصرها به عرش خدای رحمان راه دارد و فرشتگان از هر در بر آنان وارد می شوند: "والملائکة یدخلون علیهم من کل باب * سلام علیکم بما صبرتم فنعم عقبی الدار". خانه بهشت در پیشگاه خدا براى آنها ضمانت شده است و خداوند بطور حتم آنها را به آن مى رساند. چنان که اگر به کسى بگوئید: ترا پیش من فلان مال است. یعنى من ضامن آن هستم. برخى گویند: یعنى: در آخرت براى ایشان خانه سلامت است که خدا به آنها می دهد:" عند ربهم" و اینان کسانى می باشند که نزد پروردگارشان مثل ملائکه مقربین بلکه بالاتر از آنها، مقام عندیت دارند و او است دوست و ولى آنها که سر انجام کارشان بسوى او است، و آنها کسانى میباشند که قلبشان بایمان مطمئن گردیده و در (مقعد صدق) نزد پادشاه مقتدر تمکن یافته و میتوان گفت که چنین اشخاصى در همین حیات دنیا از نعمت حیات حقیقى نیز برخوردارند- زیرا اگر در همین حیات دنیوى کسى از آن حیات و اشراق نور بهره ئى نبرد در آخرت نیز بمرتبه کامل آن نخواهد رسید قوله تعالى (من کان فی هذه أعمى فهو فی الآخرة أعمى و أضل سبیلا) زیرا که دنیا و آخرت دو حالتى است از حالات انسانى، اگر کسى در همین عالم بذر معرفت و ایمان حقیقى را در مزرعه قلب و جانش نباشد چطور ممکن است در عالم آخرت که آخرین سیر کمال انسانى است از حاصلش بهره برد
به سوى سراى سلامت در آیه دیگر آمده است: "والله یدعوا إلی دار السلام ویهدی من یشآء إلی صراط مستقیم؛ خدا شما را به سرای سلامت فرا می خواند و هر که را بخواهد به راه راست هدایت می فرماید" سوره ی یونس، آیه ی 25. برخى گفته اند: اینکه بهشت را دار السلام نامیده اند بدانجهت است که اهل بهشت بیکدیگر سلام کنند، و فرشتگان نیز بر آنها سلام کنند، و پروردگار نیز بر آنها سلام فرستد، و آنها در بهشت جز سلام نشنوند و جز سلام نبینند. و شاهد بر این گفتار آن آیه است که فرماید: "تحیتهم فیها سلام...؛ تحیت آنها در بهشت سلام است..." سوره ابراهیم آیه 23، و امثال این آیه. این آیه نیز مبنى بر مژده باهل ایمان و تقوى است که ساحت پروردگار جامعه بشر را بدین اسلام دعوت مینماید و ظهور دعوت او بر حسب عوالم مختلف است در این جهان تکلیف دعوت بشر بپیروى از برنامه مکتب قرآن و بفضائل خلقى و بشعار عبودیت و اتصاف بقلب سلیم است و حقیقت آن دعوت بسکونت در بهشت خلد قرب جوار رحمت و مورد رضایت و خشنودى ساحت پروردگار باشند و ملحق بقدسیان و هم نشین پیامبران گردند و سلام صفت ذات کبریائى و نیز صفت اثر و فعل او است که در پرتو قدس ساحت او از هر نقص و شر پاک و پاکیزه است و نظام آن مسطوره اى از ابدیت و نمونه اى از نظام شریف کبریائى است. دار السلام به قول مطلق به معناى بهشت خلد جوار رحمت است که محصول عوالم امکانى و ثمره جهان هستى است و ساکنان آن نیز محصول جهان خلقت و برگزیده اى از سلسله بشرند و در دنیا و عوالم دیگر شعار آنان عبودیت و فضیلت و قلب سلیم است و سکونت در آن اختصاص بقدسیان و پیامبران و اهل ایمان و تقوى دارد که در اثر طهارت عقیده و عصمت اکتسابى ملحق بپیامبران و هم نشین قدسیان خواهند بود. کلمه ی "دعاء" و نیز کلمه ی"دعوت" به معناى معطوف کردن توجه و نظر شخص دعوت شده است به سوى چیزى که آن شخص دعوت شده و این کلمه معنایى عمومى تر از کلمه ی "نداء" دارد، براى اینکه نداء مختص به باب لفظ و صوت است، ولى دعاء، هم شامل دعوت کردن بوسیله لفظ مى شود و هم شامل آنجایى که کسى را با اشاره و یا نامه دعوت کنند، علاوه بر این، لفظ نداء مخصوص آنجایى است که طرف را با صداى بلند صدا بزنى، ولى لفظ دعاء این قید را ندارد، چه با صداى بلند او را بخوانى و چه بیخ گوشى و آهسته دعوتش کنى، هر دو جورش دعوت است. و دعاء، اگر به خداى تعالى نسبت داده شود معنایش هم دعوت کردن تکوینى است که همان ایجاد آن چیزى است که حق تعالى اراده کرده، گویا خداى تعالى آن چیز را به سوى اراده خود دعوت نموده- مانند این قول خداى تعالى که مى فرماید:" یوم یدعوکم فتستجیبون بحمده؛ روزى که او شما را مى خواند، و شما او را با حمدش اجابت مى کنید." سوره اسراء، آیه 52، که منظور از این جمله این است که خداى تعالى شما را (که در قبرهایتان آرمیده اید) براى زندگى کردن در عالم آخرت دعوت مى کند، و شما دعوت او را با قبول خود اجابت مى کنید، که در این آیه، دعوت به معناى ایجاد و خلقت است در نتیجه معناى تکوین را مى دهد. و هم خواندن و دعوت کردن تشریعى، و آن عبارت است از اینکه خداى تعالى به زبان آیاتش بندگان را تکلیف کند به آنچه که از آنان مى خواهد. امام باقر (علیه السلام) در تفسیر این آیه می فرماید: «"سلام"، خدای متعال است، و خانه ی او "دارالسلام"؛ یعنی خانه ای که برای بندگان و دوستانش آفرید، همان بهشت است». دار السلام ضیافتخانه خدا است و اهل آن ضیف الله هستند و این دعوت نسبت بتمام اهل عالم است غایة الامر کسانى که محبت و علاقه و دلبستگى با خداى مضیف دارند اجابت دعوت میکنند و کسانى که عداوت دارند و بى اعتناء هستند اجابت نمی کنند چنانچه اگر جماعتى را دعوت کردید کسانى که با شما ارتباط و مناسبتى ندارند اجابت نمی کنند. در آنجا که نه از این کشمکشهاى غارتگران دنیاى مادى خبرى است، و نه از مزاحمتهاى احمقانه ثروت اندوزان از خدا بیخبر، و نه جنگ و خونریزى و استعمار و استثمار، و تمام این مفاهیم در کلمه دار السلام (خانه صلح و سلامت) جمع است. و هر گاه زندگى در این دنیا نیز شکل توحیدى و رستاخیزى به خود گیرد آن هم تبدیل به" دار السلام" مى شود، و از صورت آن" مزرعه بلا دیده طوفان زده" در مى آید.
|
|
| |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
 |
 |
|
|
|
|
ترجمه المیزان، ج7، ص: 476، ج10، ص: 52
|
|
|
تفسیر نمونه، ج5، ص: 438، ج8، ص: 264
|
|
|
أطیب البیان، ج5، ص: 201، ج6، ص: 372
|
|
|
مجمع البیان، ج8، ص: 270، ج11، ص: 284
|
|
|
تفسیر موضوعی آیة الله جوادی ج5 ص349
|
|
|
روض الجنان و روح الجنان، ج8، ص: 39
|
|
|
تفسیر شریف لاهیجی، ج1، ص: 822
|
|
|
انوار درخشان، ج8، ص: 191
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما
درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به
سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع
مربوطه را دارید، از طریق
سایت کاربران (my.tahoor.com)
اقدام نمایید.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
|
| |
|
|
|
ترجمه المیزان، ج7، ص: 476، ج10، ص: 52
|
|
|
تفسیر نمونه، ج5، ص: 438، ج8، ص: 264
|
|
|
أطیب البیان، ج5، ص: 201، ج6، ص: 372
|
|
|
مجمع البیان، ج8، ص: 270، ج11، ص: 284
|
|
|
تفسیر موضوعی آیة الله جوادی ج5 ص349
|
|
|
روض الجنان و روح الجنان، ج8، ص: 39
|
|
|
تفسیر شریف لاهیجی، ج1، ص: 822
|
|
|
انوار درخشان، ج8، ص: 191
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
|
|
|
|