جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
قلمرو دین در عرصه جامعه شناسی
757
 
 

Tahoor_invitation جامعه شناسى یكى از علوم اجتماعى و انسانى و داراى روى كردها، ره یافت ها و شاخه هاى متنوع است و در جهان از اهمیت خاصّى برخوردار است. نكته ى قابل توجه این كه، نباید جامعه شناسى را با علوم اجتماعى خلط نمود. لفظ علوم اجتماعى، در معانى مختلفى به كار رفته است:

1. مترداف با علوم انسانى، یعنى علوم مربوط به انسان، مانند اقتصاد، روان شناسى، علوم تربیتى، مدیریت و.. .، در مقابلِ علوم طبیعى، مانند فیزیك، شیمى، زیست شناسى، زمین شناسى و.. .
2. از مباحث ناظر به امور اجتماعى انسان، كه جنبه ى توصیفى و توصیه اى دارد لذا شامل علوم جامعه شناسى، حقوق و اقتصاد مى شود، ولى روان شناسى را در بر نمى گیرد.
3. تنها شامل آن دسته از امور اجتماعى مى گردد كه جنبه ى توصیفى دارند، نه توصیه اى. بنابراین، فقط جامعه شناسى، اقتصاد و بخشى از علوم تربیتى در این حوزه جاى دارند.

جامعه شناسى نیز در برخى تعاریف، تمام علوم اجتماعى توصیفى را شامل مى شود. و علومى، هم چون انسان شناسى، تاریخ، قوم شناسى، مردم شناسى و جمعیت شناسى را نیز در بر مى گیرد و در پاره اى از تعاریف، رشته اى است در مقابل تاریخ و انسان شناسى. به نظر نگارنده، امروزه جامعه شناسى شامل علوم و زیرمجموعه هایى. هم چون اندیشه ى اجتماعى، فلسفه ى اجتماع، فلسفه ى جامعه شناسى و علم جامعه شناسى مى باشد و هر یك از این دانش ها نیز، داراى فروعى هستند.

روى كردهاى متفكران اسلامى در باره ى جامعه شناسى
متفكران اسلامى، به ویژه فیلسوفان و متكلمان، در حوزه ى مباحث اندیشه ى اجتماعى وارد شده و در باب چیستىِ جامعه و مدینه و انواع آن و علل انحطاط و پیش رفتِ نهادهاى اجتماعى، از جمله خانواده و آموزش و پرورش سخن گفته اند. مانند:
الف) فارابى در كتب آراء اهل المدینة الفاضله، السیاسة المدینة و الملة با روى كرد فلسفى.
ب) ابن سینا در اواخر كتاب الهیات شفا و النجاة با روى كرد فلسفى.
ج) اخوان الصفا در مجموعة الرسائل با روى كرد كلامى.
د) ابوالحسن مسعودى در مروج الذهب با روى كرد تاریخى.
ه) ابن خلدون در مقدمه ى تاریخ با روى كرد اجتماعى و تاریخى.
و) ابوریحان بیرونى در كتاب تحقیق ماللهند با روى كرد مردم شناختى و فرهنگى.
ز) ابوالحسن ماوردى در احكام السلطانیه و شیخ طوسى در كتب فقهى با روى كرد فقهى.
ح) خواجه نصیر الدین طوسى در اخلاق ناصرى با روى كرد اخلاقى.
ط) رشید رضا و محمد عبده در المنار و علامه طباطبایى در المیزان با روى كرد قرآنى.
ی) استاد مطهرى، مصباح و سبحانى با روى كرد قرآنى، فلسفى و كلامى.

توضیح مطالب آن كه، فارابى در آراء اهل المدینة الفاضله ضمن اشاره بر ضرورت اجتماعى بودن انسان، انواع جوامع و مدینه ها را توصیف مى كند و در چرایى و چگونگى مدینه ى فاضله و ارتباط آن با دین و نبى و امام، مطالب مفیدى ارائه مى نماید. خواجه نصیر الدین طوسى در فصل اول از مقاله ى سوم اخلاق ناصرى درباره ى احتیاج خلق به تمدن، سخن رانده است. هم چنین ابن خلدون در باب اول از كتاب اول مقدمه ى تاریخ و علامه ى طباطبایى در جلد چهارم المیزان، به مدنى بودن انسان و نیاز او به شریعت مطالبى را نگاشته اند. شهید مطهرى در كتاب جامعه و تاریخ به چیستى جامعه، بالطبع یا بالجبر بودنِ نیاز انسان به جامعه، اصالت و اعتبارى بودن جامعه، چیستىِ تاریخ، اعتبارى و بى اعتبارى تاریخ، جبر و اختیار و علیّت در جامعه، و تاریخ و تحول و تطور تاریخ پرداخته است. استاد مصباح نیز در كتاب جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن از مباحثى چون: اصالت فرد یا جامعه، قانون مندى جامعه، تأثیر جامعه در فرد، تأثیر فرد در جامعه، تفاوت ها و تأثیر آن ها در زندگى اجتماعى، نهادهاى اجتماعى، دگرگونى هاى اجتماعى، تعادل، بحران و انقلاب اجتماعى، رهبرى و اوصاف آن، ویژگى جامعه ى آرمانى و سنت هاى الهى در تدبیر جوامع به تفصیل سخن گفته است.

جامعه شناسى در قرآن و سنت
قرآن و سنت به مسائلى در حوزه ى فلسفه ى اجتماع و تاریخ پرداخته است. ولى این پردازش، ما را از مطالعه ى علمى جامعه شناسى بى نیاز نمى كند. بدین معنا كه عالمان علوم اجتماعى باید همواره با مطالعه ى میدانى و آمارى و تجربى پدیده هاى اجتماعى در جامعه ى خود، آسیب هاى اجتماعى و روابط پدیده هاى اجتماعى را كشف كنند. امروزه در جامعه ى اسلامى ایران، با بحران ها و ناهنجارى هاى فراوان اجتماعى روبه رو هستیم و باید با تحقیقات میدانى و تجربى به كشف و درمان آن ها بپردازیم. ناهنجارى هایى چون: سن بالاى ازدواج، بیكارى و معضلات اشتغال، اعتیاد، طلاق، قاچاق، مصرف گرایىِ افراطى، مطالبات حداكثرى، سرقت، تنبلى و فرار از وظایف شغلى، ناامنى، تجمل گرایىِ پاره اى از مسئولان و مدیران و.. . باید با شیوه هاى علمى و تجربى كشف و درمان شود. البته باورهاى دین اسلام، هم در كشف روابط پدیده ها و هم در درمان معضلات ما را یارى مى كنند. براى این كه موضوع جامعه ى دینى و جامعه ى مسلمین است، به ناچار باید از آموزه هاى دینى مَدَد بگیریم:

واژه ى جامعه در قرآن به كار نرفته، ولى واژه ى قوم، 283 بار، ناس 240 بار، امت 64 بار، قریه 56 بار و اُناس 5 بار استعمال شده است و تا حدودى به معناى جامعه ـ مجموعه اى از انسان ها كه در اثر یك سلسله نیازها، عقاید و آرمان ها و غیره گرد هم آمده اند ـ دلالت دارند. اما باید ببینیم كه آیا جامعه از نظر قرآن اصالت دارد یعنى علاوه بر فرد و افراد، از یك موجود واحد حقیقى برخوردار است؟ بى شك، جامعه از افراد، تركیب یافته است ولى تركیب جامعه و وحدت آن، اعتبارى است یا حقیقى؟ مركب بودن جامعه از سنخ مركبات طبیعى، چون آب، است یا از سنخ مركبات صناعى، مانند ماشین؟ اگر اصالت به معناى فلسفى آن باشد، یعنى داشتن مصداق خارجى در آن صورت، جامعه علاوه بر افراد، از مصداق خارجى برخوردار نیست، ولى اگر اصالت به معناى منشأ انتزاع باشد، باید براى جامعه اصالتى قائل شویم. از آیات قرآن این مقدار استفاده مى شود كه جامعه و امت موضوعیت استقلالى براى یك سرى احكام و قوانین را دارد. براى نمونه مى فرماید: هر امتى، مدت و پایانى دارد، پس آن گاه كه پایان كارش فرا رسد، ساعتى عقب یا جلو نمى افتد. هر اتى را براى خود آن ها زیبا قرار دادیم. این امت شماست، امتى یگانه. بنابراین، جامعه بما هو جامعه ـ كه از افراد تشكیل یافته است ـ موضوع احكام و اوصافى قرار مى گیرد و به این معنا از استقلال خاصّى برخوردار است. ولى از نظر قرآن، نقش و كاركردِ افراد منتفى نیست. خداوند متعال، علاوه بر اعتبار قوانین وضعى و قراردادى، در حوزه ى فقه و حقوق و اخلاق به تبیین یك سرى قوانین تكوینى و نفس الامرى براى جامعه پرداخته است. قوانینى كه با اصل علیّت و ارتباط على و معلولى و نیز آزادى و اراده ى افرادى جامعه منافات ندارد. بنابراین نباید لفظ قوانین اجتماعى با تصادف و نفى علّیّت مترادف گرفته شود. تجربه گرایانِ افراطى، مانند دیوید هیوم ـ فیلسوف اسكاتلندى ـ با توجه به انكار اصل علّیّت، به نفى قانون مندى امور اجتماعى پرداخته اند. گروهى از جامعه شناسان، قوانین اجتماعى را پذیرفته اند، ولى براى هر جامعه اى، به قوانین خاصّى فتوا داده و قوانین یك سان اجتماعى براى تمام جوامع را انكار نموده اند.

دسته ى سوم به قوانین یك سان و مشترك براى جوامع در یك دوره ى تاریخى حكم كرده اند. براى نمونه، جوامع در قرون وسطا از قوانین یك سانى برخوردارند، ولى در دوره ى مدرنیته از قوانین دیگرى تبعیت مى كنند. طبق این نظریه، پدیده هاى فرهنگى و اجتماعى حاصل دوره هاى خاص تاریخى است. اما چهارمین گروه بر این باورند كه براى تمام جوامع در همه ى دوره هاى تاریخى با گرایش هاى فرهنگى و زمانى متفاوت مى توان قوانین ثابت، یك سان و مشتركى قائل بود. قرآن كریم با توجه به انسان شناسى دینى و الهى و نیازها و ویژگى هاى ثابت و متغیر، هم قوانین ثابت و یكسان را براى تمام جوامع قائل است و هم قوانین متغیر اجتماعى را مورد تأكید قرار مى دهد. نكته ى قابل توجه این كه، بسیارى از قوانین اجتماعىِ قرآن به صورت قضیه ى شرطیّه ـ آن هم با قیود خاصّى ـ بیان گردیده است.

برخى از قوانین اجتماعى از دیدگاه قرآن:
« وَ لَوْ اَنَّ اَهْلَ القُرى آمَنُوا و اتَّقَوا لَفَتَحْنا عَلَیْهِم بَرَكات منْ السماءِ و الارض» ( )ترجمه: اگر اهل قریه ها ایمان مى آوردند و پرهیزكار مى شدند، بركاتى از آسمان و زمین بر آنان مى گشودیم. « وَ اتَّقُوا فتنَةً لاتُصیبَنَّ الذینَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خاصَّةً» ( ) ترجمه: از فتنه اى بترسید كه فقط به كسانى كه ستم كرده اند نمى رسد و بدانید ستم ناكردگان نیز گرفتار فتنه خواهند شد. « یا اَیُّهاَ الَّذینَ آمَنُوا عَلَیْكُمْ اَنْفُسَكُمْ لایَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ اِذَا اهْتَدَیْتُمْ» ( ) ترجمه: اى اهل ایمان! به خودتان بپردازید. خود را نگه دارید. هرگز گمراهى دیگران سبب گمراهى شما نمى شود. « وَ اِنَّما عَقَرَ ناقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ واحِدٌ فَعَمَّهُمُ اللّهُ بِالعذابِ لَمّا عَمُّوُهُ بِالرِضا فَقالَ فَعَقَرُوها فَاَصْبَحُوا نادِمین» ( ) ترجمه: چنان كه شتر ماده ى ثمود را یك نفر دست و پا برید، امّا عذاب آن تمام قوم ثمود را گرفت. زیرا همگى آن را پسندیدند. « فَدَخَلَتْ مِنْ قبِلكُم سُنَنٌ فَسیرُوا فى الارض فانْظُرُوا كیف كان عاقبةُ المكَذِّبین» ( ) ترجمه: قطعاً پیش از شما سنّت هایى بوده و سپرى شده است. پس در زمین بگردید و بنگرید كه فرجام تكذیب كنندگان چگونه بوده است. « فَهَلْ یَنْظِرُوُنَ إِلاّ سُنَّة الاَْوَّلین فَلَنْ تَجِدْ لِسُنَّةِ اللّهِ تَبْدیلا وَ لَنْ تَجِدَ لسُنْةِ اللّهِ تَحْویلا» ( ) ترجمه: پس آیا جز سنت و سرنوشت شوم پیشینیان را انتظار مى برند؟ و هرگز براى سنت خدا تبدیلى نمى یابى و هرگز براى سنت خدا دگرگونى نخواهى یافت. « قُلْ لِلَّذینَ كَفَرُوا اِنْ یَنْتَهُوا یُغْفَرُلَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ وَ اِنْ یَعوُدوُا فَقَدْ مَضَتْ سُنَّتُ الأَوَّلینَ» ( ) ترجمه: به كسانى كه كفر ورزیده اند بگو: اگر بازایستند، آن چه گذشته است بر ایشان آمرزیده مى شود. و اگر بازگردند، به یقین، سنّت خدا در مورد پیشینیان گذشت. « إنَّ اللّهَ لایُغَیِّرُ ما بِقَوْم حَتّى یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ» ( ) ترجمه: در حقیقت، خدا حال قومى را تغییر نمى دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند. « ذلِكَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَكُ مُغَیِّراً نِعْمَةً اَنْعَمَها عَلى قَوْم حَتّى یُغَیِّرُوا ما بِاَنْفُسِهِمْ» ( ) ترجمه: این كیفر بدان سبب است كه خداوند نعمتى را كه بر قومى ارزانى داشته تغییر نمى دهد مگر آن كه آنان آن چه را در دل دارند تغییر دهند. « الَّذینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبسُوا إیمانَهُمْ بِظُلْم اُولئِكَ لَهُمُ الاَْمْنُ» ( ) ترجمه: كسانى كه ایمان آورده و ایمان خود را به شرك نیالوده اند، براى آن ها اَمن و ایمنى است. « وَعَدَ اللّهُ الذَّینَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلوُا الصّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِى الاَْرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ» ( ) ترجمه: خدا به كسانى از شما كه ایمان آورده و كارهاى شایسته كرده اند وعده داده است كه حتماً آنان را در این سرزمین جانشین خود قرار دهد. همان گونه كه كسانى را كه پیش از آنان بودند جانشین خود قرار داد. « وَ لَیمَكِّنُنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِى ارْتَضى لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنى لایُشْرِكُونَ بى شَیْئاً» ( ) ترجمه: و آن دینى را كه بر ایشان پسندیده است به سودشان مستقر كند، و بیمشان را به ایمنى مبدل گرداند، تا مرا عبادت كنند و چیزى را با من شریك نگردانند. « إِنّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذینَ آمَنُوا فِى الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ یَوْمَ یَقُومُ الاَْشْهادُ» ( ) ترجمه: در حقیقت، ما فرستادگان خود و كسانى را كه گرویده اند، در زندگى دنیا و روزى كه گواهان بر پاى مى ایستند قطعاً یارى مى كنیم. شایان ذكر است كه اولا، خداوند متعال در قرآن كریم در صدد بیان تمام قوانین اجتماعى نیست، بلكه قوانینى كه در سعادت انسان ها نقش دارند در قرآن بیان گردیده اند. ثانیاً، سنت ها و قوانین اجتماعى در قرآن كریم به دو دسته ى سنت هاى مطلق و سنت هاى مقید و مشروط انشعاب مى یابند. سنت هدایت( ) و سنت آزمایش( ) از سنخ سنت هاى مطلق اند و سنت هاى مخصوص اهل حق( ) و سنت هاى مخصوص اهل باطل( ) نیز از سنخ سنت هاى مشروط اند. یكى از مسائل و پرسش هاى مهم جامعه شناسى، مسئله ى ترابط فرد و جامعه است و این كه آیا جامعه در تكوین و شخصیت فرد مؤثر است؟ آیا تأثیر حداكثرى است، به گونه اى كه فرد هیچ گونه استقلال و اراده ى از خود ندارد، یا این كه تأثیر حداقلى است و اراده اى براى انسان باقى مى ماند؟ و آیا فرد مى تواند در تحول جامعه تأثیرگذار باشد؟ این پرسش معركه ى آراى جامعه شناسان و روان شناسان است. قرآن كریم و سنت اهل بیت(علیهم السلام)، براى محیط و جامعه نقش تعیین كننده اى قائل است و تأثیرگذارى محیط ـ اعم از محیط درون رحم، محیط خانواده، محیط مدرسه و دانشگاه، محیط جغرافیایى، محیط هاى انسانى و اجتماعى ـ را بر فرد مى پذیرد. ولى منكر تأثیرگذارى وراثت و فطرت درونى و غریزه ى حیوانى نیست. به همین دلیل، بر تأثیرگذارى فرد بر جامعه نیز تأكید مىورزد.

با توجه به توضیح فوق، آیات مربوط به این بحث، به دو دسته تقسیم مى شوند:
1. آیات مربوط به تأثیر گذارى جامعه بر فرد
« وَ إِذا قیلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما اَنْزَلَ اللّهُ وَ إِلَى الَّرسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَیْهِ آباءَنا اَولَوْ كانَ آباؤُهُم لایَعْلَمُونَ شَیْئاً و لایَهْتَدونَ» ( ) ترجمه: و چون به آنان گفته شود به سوى آن چه خدا نازل كرده است و به سوى پیامبرش بیایید، مى گویند: آن چه پدران خود را بر آن یافته ایم ما را بس است. آیا هر چند پدرانشان چیزى نمى دانسته و هدایت نیافته بودند. « وَ لَقَدْ كانَ لَكُمْ فیهِمْ اُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كانَ یَرْجُو اللّهَ وَ الْیَوْمَ الاْخِر» ( ) ترجمه: قطعاً براى شما در پیروى از آنان سرمشقى نیكوست. یعنى براى كسى كه به خدا و روز باز پسین امید مى بندند. « و السّابِقُونَ الاَْوَّلُونَ منَ الْمُهاجِرینَ وَ الاَْنْصارِ وَ الَّذینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسان» ( ) ترجمه: و پیش گامانِ نخستین از مهاجران و انصار، و كسانى كه با نیكوكارى از آنان پیروى كردند. « أُولئِكَ الَّذینَ هَدىَ اللّهُ فَبهُدا هُمْ اقتَدِهِ» ( ) ترجمه: اینان كسانى هستند كه خدا هدایتشان كرده است. پس به هدایت آنان اقتدا كن.

2. آیات مربوط به تأثیر گذارى فرد بر جامعه
« یَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ اُناس بامامِهِم» ( ) ترجمه:یاد كن روزى را كه هر گروهى را با پیشوایشان فرا مى خوانیم. « و اَنْذرْ عَشیرَتَكَ الاقربین» ( ) ترجمه: و خویشان نزدیكت را هشدار ده. « اِنَّ فرعَونَ عَلا فِى الاَرض و جَعَلَ اَهْلَها شیعَاً» ( ) ترجمه: فرعون در سرزمین مصر سر برافراشت، و مردمِ آن را طبقه طبقه ساخت. و آیاتى كه از تقابل مؤمن آل فرعون، همسر فرعون، لقمان حكیم، ساحران فرعون و موسى، هارون و غیره با نظام اجتماعى و تأثیرگذارى فرد بر جامعه حكایت دارند.

اختلاف جوامع در قرآن
آیا قرآن كریم تفاوت و اختلاف جوامع را مى پذیرد؟ آیات فراوانى از آن حكایت دارند. البته برخى از اختلاف ها را مورد مذمّت قرارمى دهد. « و مِنْ آیاتِهِ خَلْقُ الَسَّمواتِ وَ الاَْرضِ وَ اخْتِلافُ اَلْسِنَتِكُم و اَلْوانِكُم إِنَّ فى ذلِكَ لاْیات لِلْعالِمینَ» ( ) ترجمه: از نشانه هاى او آفریدن آسمان ها و زمین و اختلاف زبان ها و رنگ هاى شماست. كه در آن ها براى دانایان نشانه هایى هست. « نحن قَسَمْنا بَیْنَهُم مَعیشَتَهُم فى الحَیوةِ الدُّنْیا و رَفَعْنا بَعْضَهُم فَوْقَ بَعْض دَرَجات لِیَتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضاً سُخْرِیاً» ( ) ترجمه: ماییم كه وسیله ى زندگى شان را در حیات این جهانى در میانشان تقسیم كرده ایم و آنان را، از لحاظ مراتب، بالاى یك دیگر برده ایم تا یك دیگر را به كار گمارند. « ولا تَكُونُوا كالذینَ تَفَرَّقُوا و اخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ ماجاءَهُمْ البیّناتُ و أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ عَظیمٌ» ( ) ترجمه: مانند كسانى مباشید كه پس از آن كه نشانه هاى روشن به سویشان آمده بود، پراكنده شدند و اختلاف كردند. آنان عذابى بزرگ دارند. « وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكینَ مِنَ الَّذینَ فَرَّقُوا دینَهُم وَ كانُوا شیعاً كُل حِزْب بِما لَدَیْهم فَرِحُون» ( ) ترجمه: و از مشركان مباشید كه از كسانى كه دین خود را پراكنده ساختند و گروه گروه شدند و هر گروهى به آنچه نزد خودشان است شادمان اند.

ارائه ى الگوى مناسبى براى جامعه ى سالم در قرآن
خداوند می فرماید: « وَ لَقَدْ بَعَثْنا فى كُلِّ اُمَّة رُسُولا اَنِ اعبُدُوا اللّهَ وَ اجْتَنَبُوا الطّاغُوتَ» ( ) ترجمه: در هر امتى پیامبرى بر انگیختیم كه خداى متعال را بپرستید و از طغیان گران كناره گیرى كنید. « وَ لَقَدْ اَرْسَلْنا الى اُمَم منْ قبلِكَ فَاَخَدْنا هُم بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعوُنَ» ( ) ترجمه: به تحقیق به سوى امت هایى پیش از تو فرستادیم و آنان را به سختى و تنگ دستى گرفتیم، تا شاید لابه و زارى كنند.

 
 
 
 
 
 
 
 
 

کتاب گستره شريعت، نوشته دكتر عبدالحسين خسروپناه، ص 436-427

 
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 

قلمرو دین در عرصه علوم انسانی

قلمرو اجتماعی دین از دیدگاه شهید مطهری

قلمرو دین

 
 
 
 

کتاب گستره شريعت، نوشته دكتر عبدالحسين خسروپناه، ص 436-427

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور