جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
تاثیر راست گویی در زندگی انسان
2,027
 
 

Tahoor_invitation گرچه تأثیر راستى و صدق در زندگى بشر بر كسى پوشیده نیست، ولى هنگامى كه وارد بحث آن شویم به آثار معجزه آسایى برخورد مى كنیم كه صدق و راستى در تمام بخش هاى زندگى بشر دارد، و توجه به آن مى تواند انگیزه نیرومندى براى گرایش به این فضیلت بزرگ اخلاقى گردد.

1- جلب اعتماد و اطمینان. نخستین تأثیرى كه صدق و راستى از خود به یادگار مى گذارد جلب اطمینان و اعتماد در همكارى هاى دسته جمعى است. مى دانیم اساس زندگى انسان را كار گروهى و دسته جمعى تشكیل مى دهد و بدون آن هیچ كار مهمى پیش نمى رود. ولى كار گروهى هنگامى امكان پذیر است كه افراد گروه نسبت به یكدیگر اطمینان كامل داشته باشند، و اعتماد و اطمینان در صورتى حاصل مى شود كه صداقت و امانت در میان آنها حاكم باشد. آرى مؤثرترین وسیله جلب اعتماد همان صدق و راستى است، و خطرناك ترین دشمن آن، دروغ است، و تفاوتى در میان فعالیت هاى علمى، فرهنگى اقتصادى و سیاسى نیست. یك سیاستمدار پر نفوذ اگر یك یا چند بار به مردم دروغ بگوید به سرعت نفوذ خود را از دست مى دهد. یك دانشمند اگر تحقیقات خود را به دروغ آلوده كند، اعتماد تمام محافل علمى از ابتكارات و تحقیقات او سلب مى شود، و دیگر به گفته هاى او اعتمادى نیست. یك مؤسسه اقتصادى اگر فقط در معرفى یك نوع از كالاهایش دروغ بگوید مردم نسبت به تمام فرآورده هاى او بدبین مى شوند، و طرفداران و مشتریان خود را به زودى از دست مى دهند. در مدیریت ها اگر مدیر در گفتار و رفتار خود صادق نباشد، نظام و انضباط مدیریت او از هم متلاشى مى شود. به این ترتیب به اینجا مى رسیم كه پایه و اساس هر گونه پیشرفت معنوى و مادى در اجتماع اعتماد متقابل برخاسته از صدق و راستى است. در روایتى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) مى خوانیم: «الصدق صلاح كل شىء الكذب فساد كل شىء; راست گویى سبب اصلاح هر چیز و دروغ سبب فساد همه چیز مى شود». و در حدیث دیگرى از همان بزرگوار آمده است كه فرمود: «الكذاب و المیت سواء فان فضیلة الحى على المیت الثقة به، فاذا لم یوثق بكلامه فقد بطلت حیاته; دروغ گو ومرده یكسان است، زیرا برترى انسان زنده بر مرده همان اعتماد به او است، هنگامى كه به گفتار او اعتمادى نباشد زنده بودن او بى اثر است».

2- به دست آوردن آبرو و شخصیت: صداقت و راستى به انسان آبرو و شخصیت مى دهد، در حالى كه دروغ مایه رسوایى و بى آبرویى است. صادقان همیشه سربلند و آبرومندند، و دروغ گویان سر به زیر و بى آبرو هستند. به همین دلیل در حدیثى از امیرمؤمنان على(علیه السلام) آمده است كه فرمود: «علیك بالصدق، فمن صدق فى اقواله جل قدره; همیشه راست گویى را پیشه كن چرا كه آن كس كه در سخنان خود راست گو باشد، قدر و مقام او در جامعه بالا مى رود».

3- شجاعت و شهامت. صدق و راستى و امانت به انسان شجاعت و شهامت مى بخشد، درحالى كه دروغ و خیانت همیشه انسان را در هاله اى از خوف و ترس فرو مى برد، مبادا خلاف گویى و خیانت او ظاهر گردد، و تمام نقشه هاى او نقش بر آب شود.

4- دوری از گناهان. راست گوى انسان را از بسیارى از گناهان نجات مى دهد، چرا كه مى داند اگر خلافى كند و از او سؤال كنند، نمى تواند اعتراف به گناه خویش نماید، پس بهتر كه گرد گناه نگردد. در حدیث معروفى از پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) آمده است كه مردى خدمتش آمد و عرض كرد من گرفتار چهار گناه پنهانى هستم: زنا، شرب خمر، سرقت و دروغ; هر یك از اینها را بفرمایید به خاطر شما ترك مى كنم. پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: دروغ را رها كن. آن مرد از خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) بازگشت. هنگامى كه تصمیم به عمل منافى عفت گرفت به خود گفت فردا پیامبر(صلى الله علیه وآله) از من سؤال مى كند اگر دروغ بگویم پیمان خود را شكستم و اگر راست بگویم حد شرعى بر من جارى مى شود، و هنگامى كه تصمیم به سرقت و نوشیدن شراب گرفت باز همین فكر براى او پیدا شد به خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمد عرض كرد: «یا رسول الله! تمام راه هاى گناه را بر من بستى، و من همه آنها را ترك نمودم.

5- حل مشکلات جامعه. صداقت و راستى بسیارى از مشكلات را در جامعه حل مى كند، راه وصول به مقصد را آسان مى سازد، از هزینه هاى كمر شكن بازرسى ها مى كاهد، حجم پرونده هاى حقوقى را به حداقل مى رساند و آرامش خاطر به مردم مى بخشد و نگرانى هایى را كه به خاطر احتمال دروغ گویى براى افراد مختلف پیدا مى شود از میان بر مى دارد، و رشته هاى محبت و دوستى را در میان افراد محكم مى كند و به انسان شخصیت و ابهت مى بخشد. و اگر در روایات اسلامى از امام صادق(علیه السلام) آمده است: «احسن من الصدق قائله و خیر من الخیر فاعله; بهتر از راست گویى گوینده آن است، و بهتر از نیكى ها انجام دهنده آن است» (اشاره به این كه شخصیت ذاتى و والاى انسان سبب صدق و راست گویى و انگیزه كارهاى خیر است.) این بحث را با حدیثى كه شاهد صادق این مطلب است به پایان مى بریم، امیرمؤمنان على(علیه السلام) فرمود: «یكتسب الصادق بصدقه ثلاثا، حسن الثقة و المحبة له والمهابة منه; شخص راست گو به خاطر صداقتش سه چیز را به دست مى آورد: حسن اعتماد مردم، و جلب محبت و دوستى، و ابهت و شخصیت».

6- به وسیله راست گویی بیش تر اختلافات و مشاجرات از بین می رود، زیرا اکثر نزاع ها در اثر این است که یک طرف یا هر دو طرف نزاع، حق و حقیقت را منکر می شوند.

7- راست گو، به عهد و پیمان خود وفا می کند و در امانتی که به او سپرده شده خیانت نمی نماید، زیرا راستی در رفتار از راستی در گفتار جدا نیست.

یک داستان در مورد تاثیر راستگویی
شهید مطهری نقل می کنند: در زمان رضاشاه، آشوب هایی در مشهد شد و دامنه این آشوب ها به شهر ما "فریمان" نیز کشیده شد. بعد از آن قضایا، پدر من جزء کسانی بود که آن ها را گرفتند و بردند زندان. البته بعد از حدود یک ماه قرار منع تعقیب صادر شد و آزاد شد. اما بعد دو مرتبه، همان اشخاص را تحت تعقیب قرار دادند. پدر مرا هم دوباره گرفتند. وقتی پدر من آمد، گفتند :قلم را بردار و هرچه می دانی بنویس. (این بار برادر مرا هم گرفتند.) پدر من بعدا گفت که با خود گفتم: « النجاة فی الصدق؛ نجات در راستگویی است». حقیقت را باید نوشت. هر چه بود نوشتم. (بازرس به پدر من گفته بود شما خودتان هر چه وقایع بوده بنویسید. به برادر من هم گفته بود تو هم هر مقدار اطلاع داری بردار بنویس). پدر من خطش خوب بود، برادر من هم خطش بد نبود. پدرم می گفت بعد از آنکه نوشتیم، بازرس ابتدا این دو ورقه را برداشت نگاه کرد و گفت: به به! پدر از پسر بهتر می نویسد، پسر از پدر بهتر. بعد ورقه مرا برداشت خواند. وقتی خواند یک نگاهی کرد و گفت: " آقا! از لحن این نوشته پیداست که شما آدم راستگویی هستید چون هر چه بوده ولو به ضرر خودت بوده نوشته ای. بعد گفت: چون تو یکچنین آدم صدیق و راستگویی هستی من قرار منع تعقیب صادر می کنم.

صداقت سیاسی
صدق، تنها به عنوان یك خصلت فردی، یا احیانا در معاشرتهای خانوادگی و دوستانه نیست. در صحنه اجتماع و فعالیتهای سیاسی و عملكرد شخصیتهای مشهور هم مصداق و مورد پیدا می كند. زهد دروغی، طاعت ریایی، توبه غیر واقعی، انفاق و خرج كردنهای ریاكارانه، چرب زبانیها و تملقهای مردم فریبانه، گندم نمایی و جوفروشی و ... همه نشانه هایی از فقدان «گوهر صداقت» در زندگی اجتماعی است. «صداقت سیاسی»، آن است كه عملكردها، شعارها، اهداف و جهت گیری فعالان سیاسی، برخاسته از ایمان و الهام گرفته از تعهد و برای كسب رضای الهی باشد و از هرگونه «سیاسی كاری» و دروغ و جعل و تهمت و كتمان حقایق پرهیز شود و استقامت بر سر مواضع حق، دستخوش كشاكش منفعت طلبی و خودمحوری نگردد. گاهی كسانی برای خودنمایی و شهرت طلبی به مبارزه می پردازند، تا خود را به عنوان چهره ای انقلابی بشناسانند. برخی هم از روی تعهد و تكلیف و سوز دینی و شعور انسانی مبارزه می كنند. بعضی فریبكارانه شعار مردم دوستی و حمایت از خلق و دفاع از مظلومین و محرومین می دهند. برخی هم به راستی قلبشان برای مردم می تپد و صادقانه به مردم عشق می ورزند و برای نجات و رستگاری و بهروزی آنان می كوشند، برخی برای جلب حمایت مردم و جذب «آراء»، به وعده دادن می پردازند و مردم را جذب می كنند، برخی هم صادقانه برای ادای وظیفه و خدمت به جامعه در عرصه «انتخابات» شركت می كنند.

«صداقت سیاسی»، آن است كه عملكردها، شعارها، اهداف و جهت گیری فعالان سیاسی، برخاسته از ایمان و الهام گرفته از تعهد و برای كسب رضای الهی باشد و از هرگونه «سیاسی كاری» و دروغ و جعل و تهمت و كتمان حقایق پرهیز شود و استقامت بر سر مواضع حق، دستخوش كشاكش منفعت طلبی و خودمحوری نگردد. كسی كه اهداف اصلی خود را در یك عمل سیاسی از دید مردم پنهان می كند و با «مرحله ای عمل كردن»، از جو صداقت عمومی سوءاستفاده می كند و در نهایت، به «خود» بیش از «حق» می اندیشد، «صادق» نیست. صداقت سیاسی آن است كه كسی از شعار و منطق «هدف، وسیله را توجیه می كند» بهره نگیرد و در عملكرد سیاسی خود به چارچوب شرع و حق و معیارها و ارزشها پایبند باشد.

تفاوتی كه میان «سیاست علوی» و شیوه معاویه بود، ریشه در همین مسأله داشت. معاویه برای رسیدن به مقاصد خود از هیچ خلاف شرع و دروغ و تزویر و خیانتی ابا نداشت. اما آنچه دست حضرت علی(علیه السلام) را بسته بود كه نمی توانست همچون امویان رفتار كند، «تقید و تعهد به شرع و حق» و «صداقت سیاسی» بود و آنچه سبب شد آن امام راستین، حتی یك روز هم بر سر كار بودن معاویه را تحمل نكند و علی رغم مصلحت اندیشیهای برخی، او را كنار بگذارد، همان صداقت سیاسی بود، وگرنه می توانست تا محكمتر شدن پایه های حكومتش با معاویه «معامله سیاسی» كند، سپس او را بركنار كند. داشتن «مواضع شفاف»، البته در عمل نه فقط در شعار، و پنهانی زد و بند نداشتن، از نمودهای دیگر صداقت سیاسی است.

علی(علیه السلام) به نیروهای نظامی خویش نامه می نویسد كه: آنچه دست حضرت علی(علیه السلام) را بسته بود كه نمی توانست همچون امویان رفتار كند، «تقید و تعهد به شرع و حق» و «صداقت سیاسی» بود و آنچه سبب شد آن امام راستین، حتی یك روز هم بر سر كار بودن معاویه را تحمل نكند و علی رغم مصلحت اندیشیهای برخی، او را كنار بگذارد، همان صداقت سیاسی بود. وظیفه من در مقابل شما آن است كه (جز در مسایل نظامی و اسرار جنگ) رازی را از شما پنهان نكنم و شما را بی بهره نگذارم و حقی را از جای خودش تأخیر نیندازم. شما هم تكلیف اطاعت و فرمانبرداری دارید. صدق در گفتار و صداقت در كردار، انسان را محبوب دلها و مورد اعتماد مردم می گرداند. برعكس، تصنع و تظاهر و ریا و نفاق و دروغ، هم فرد را در جامعه بی اعتبار و نزد خداوند، مطرود می سازد، هم پیوندهای اجتماعی را می گسلاند و جو بی اعتمادی پدید می آورد. گذشته از آنكه خود انسانهای دور از صداقت، دچار شخصیت دوگانه و تضاد شخصیت می شوند و هنگام برملا شدن دروغ و نفاق و ریاكاری آنان، گرفتار رنج و عذاب ابدی وجدان می شوند. اما افراد صادق، درستكار، بااخلاص، هم آرامش وجدان دارند و هم مطمئن اند كه چیزی جز آنچه «می نمایند»، نیست، تا از فاش شدن آن «چهره پنهان» و «خبث درون»، نگران باشند.
آن را كه حساب پاك است، از محاسبه چه باك است! ...

 
 
 
 
 
 
 
 
 

اخلاق در قرآن ، آیت الله مکارم شیرازی ،ج2، 212-215

فلسفه تاریخ، شهید مرتضی مطهری ،ص 121 و 122

مقاله «اخلاق معاشرت، صداقت» ، جواد محدثی

 
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 

ستایش صدق و راستی در روایات

ضررهای معنوی و روانی دروغگویی

ضررهای اجتماعی و اقتصادی دروغگویی

 
 
 
 

اخلاق در قرآن ، آیت الله مکارم شیرازی ،ج2، 212-215

فلسفه تاریخ، شهید مرتضی مطهری ،ص 121 و 122

مقاله «اخلاق معاشرت، صداقت» ، جواد محدثی

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور