جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
نفخ صور در قرآن
947
 
 

Tahoor_invitation از مهمترین وقایعی که در جریان وقوع قیامت واقع می شود و به نوعی پایان اشراط الساعة (نشانه های قیامت) و آغاز قیامت محسوب می شود دوگانه ی نفخ صور است.
این عبارت که در لغت به معنای دمیدن در شیپور است در واقع بر گرفته از آیات قرآن کریم است.
در قرآن رویدادهایی که در آستانه قیامت واقع و به تحقق قیامت منجر می شود با تعابیر مختلف یاد شده که مشهورترین آن ها نفخ صور است و این مورد در قرآن 10 بار ذکر شده است. (سوره کهف/ آیه 99، مؤمنون/ 101، سوره یس/ 51، زمر/ 68، ق/ 20، الحاقه/ 13، انعام/ 73، طه/ 102، نمل/ 87، نبا/ 18)
به بیان بسیاری از مفسران این وقایع همان وقایعی است که طی نفخ صور به وقوع می پیوندد.
البته برخی از مفسرین و اندیشمندان این تعابیر را غیر از نفخ صور دانسته و آن را مقدمه ی نفخ صور اول به حساب آورده اند همچنان که برخی دیگر به بیش از دو نفخه قائل شده اند، در نتیجه برخی به سه نفخه و برخی چهار نفخه معتقد شده اند ولی همان گونه که اشاره شد غالب مفسرین به وقوع دو نفخه معتقدند و تعابیر دیگر قرآن را نیز در راستای بیان های متفاوت از یک واقعیت (نفخ صور) می دانند.
در ادامه به برخی از تعابیر قرآن در این رابطه اشاره می کنیم و دیدگاه برخی از مفسرین را نیز مطرح می کنیم:

1- الناقور:
"فإذا نقر فى الناقور* فذالک یومئذ یوم عسیر * على الکافرین غیر یسیر؛ پس چون در صور دمیده شود.* آن روز، روز سختى خواهد بود.* بر کافران آسان نیست." سوره ی مدثر، آیات 8- 10.
ماده "نقر" به معناى کوبیدن، و کلمه" ناقور" به معناى هر چیزى است که به آن مى کوبند تا صدا کند، و جمله ی " نقر فى الناقور " نظیر جمله ی " نفخ فی الصور" کنایه از زنده کردن مردگان در قیامت و احضار آنان براى حسابرسى است، و این یک جمله ی شرطیه است، و جزاى آن جمله " فذلک ..." است در تفسیر مجمع البیان در تو ضیح این آیه از قول مجاهد می گوید: وقتى در صور (اسرافیل) دمیده شد و آن مانند بوق است.
در ادامه از قول بعضى دیگر می گوید: این دمیدن اول است که آن اول شدت و سختى هولناکی است براى عموم، همانگونه که صاحب التبیان نیز بیان کرده است.
از جبائى نبز نقل می کند: آن نفخه و دمیدن دوم است که خدا در قیامت همه مردم را زنده می کند و آن صیحه ساعت رستاخیز و روز معاد است.
عده ای نیز قائلند که باید نقر را مطلق دانست، چه هر دو نفخه بر کافران دشوار است، چه اولى هر چه نعمت و مایه زندگى را که در دست دارند از ایشان سلب مى کند، و دومى آنان را بر مى انگیزد تا در برابر جبار آسمانها و زمین براى رسیدگى به حساب و جزا بایستند، و در این شک نیست که آن نفخه که در پى آن رسیدگى به حساب صورت پذیر مى شود، از آن دیگرى که تنها سبب مردن مردمان مى شود دشوارتر است.
ممکن است در این جا نیز تعبیر مجازى و دمیدن در ناقور کنایه از روز انتقام بوده باشد ... چنان که مى گوییم: طبلهاى جنگ کوبیده شد.
نکته قابل توجه این که " ناقور" در اصل از ماده" نقر" به معنى کوبیدنى است که منتهى به سوراخ کردن شود، و" منقار" پرندگان که وسیله کوبیدن و سوراخ کردن اشیاء است نیز از همین معنى گرفته شده، به همین جهت به شیپوری که صدای آن گویى گوش انسان را سوراخ می کند و در مغز فرو می رود" ناقور" گفته می شود.
از آیات قرآن به خوبى استفاده مى شود که در پایان دنیا و آغاز رستاخیز دو بار در صور دمیده می شود، یعنی دو صدای فوق العاده وحشت انگیز و تکان دهنده که اولى صداى مرگ است، و دومى صداى بیدارى و حیات است سراسر جهان را فرا می گیرد، که از آن تعبیر به " نفخه صور اول" و" نفخه صور دوم" می شود، و آیه مورد بحث اشاره به " نفخه دوم" است که رستاخیز با آن بر پا می گردد، و روز سخت و سنگینی بر کافران است.
به هر حال آیات فوق بیانگر این واقعیت است که در نفخه رستاخیز مشکلات کافران یکى بعد از دیگرى نمایان مى گردد، روزى است بسیار دردناک و مصیبت بار و طاقت فرسا که نیرومندترین انسانها را به زانو در مى آورد.

2- الصاخة:
" فإذا جاءت الصاخة؛ پس چون آن صیحه گوش خراش در رسد." سوره ی عبس آیه ی 33.
تفسیر نمونه «صاخه» را در اینجا اشاره به «نفخه دوم صور» می داند، همان صیحه عظیمى که صیحه بیدارى و حیات مى باشد و همگان را زنده کرده، به عرصه محشر دعوت مى کند. آرى این صیحه چنان عظیم و تکان دهنده است که انسان را از همه چیز جز خودش و اعمالش و سرنوشتش غافل مى کند.
صاحب المیزان نیز آن را اشاره به نفخ صور می داند: انسان مخلوقى است که از اولین لحظه وجودش تا به آخر تحت تدبیر خداى تعالى است، او است که وى را خلق مى کند و تقدیر مى نماید، و راه را برایش هموار مى سازد، مى میراند و در قبر مى کند، و مجددا از قبر بیرونش مى آورد، همه اینها نعمت هایى است از خداى تعالى ... این جمله اشاره است به سرانجام آن تدبیر، تدبیر عام ربوبى و تدبیر خصوصیش در رابطه با انسان، و اینکه این تدبیر سرانجامش به کجا منتهى مى شود، و امرى که خداى تعالى به انسانها کرد تا او را بندگى کنند، آیا انسان این امر را به انجام رسانید یا خیر؟ و آن سرانجام همان روز صاخه (قیامت) است، که انسان جزاى اعمال خود را دریافت مى کند.
در مجمع البیان از قول ابن عباس آمده: یعنى صیحه قیامت به این جهت نامیده شده براى اینکه گوش را می خراشد یعنى چنان بگوش ها می رسد که نزدیک می شود آن را کر می کند.

3- زجرة:
بانگى عظیم برمى خیزد و ناگهان ستمکاران برپا مى شوند و مى نگرند و انتظار عذاب خدا را مى کشند. در آن جا مسئولیت جلوه گر مى شود، همان چیزى که در دنیا همواره از آن مى گریختند، و توجیهات و بهانه هایى که مى پنداشتند مى توانند آنها را وسیله رهایى از پاداش اعمال خود قرار دهند از پا درمى آید و فرو مى ریزد.
"فإنما هی زجرة واحدة فإذا هم ینظرون؛ و این زنده شدن انسان ها با یک نهیب صورت مى گیرد که ناگهان همگى نگران برمى خیزند" سوره ی صافات، آیه ی 19
" زجرة" از ماده" زجر" چنان که قبلا هم اشاره کردیم گاه به معنى طرد است، و گاه به معنى فریاد، و در اینجا منظور معنى دوم است، و اشاره به نفخه دوم و صیحه ثانى اسرافیل مى باشد.
و آن بانگى است که یکى از فرشتگان به اذن خدا مى دمد و مردم یک جا مى میرند یا به زندگى برانگیخته مى شوند، هر گونه که خداى تعالى بخواهد و اراده کند. از این امر فهمیده مى شود که برانگیختن زندگى در ارواح و استخوانهاى مرده نیاز به فعالیتهایى بسیار سریع دارد، و این کارى است که دمیدن بانگى که مردم را یکباره با هوشمندى کامل براى حسابرسى زنده مى کند، انجام مى دهد. و اگر انسان در دنیا نادان آفریده مى شود و سپس پله پله در راه معرفت پیش مى رود تا به حدى از کمال برسد، در روز رستاخیز و پس از دمیدن بانگ با نیروى کامل و هوشمندى تمام برمى خیزد.
در تفسیر نمونه آمده است: جمله ی " ینظرون" (نگاه مى کنند) اشاره به نگاه کردن خیره خیره آنها به عرصه محشر یا نگاه کردن به عنوان انتظار عذاب است و در هر صورت منظور این است که نه تنها زنده مى شوند بلکه درک و دید خود را با همان یک صیحه باز مى یابند! تعبیر به" زجرة واحدة" با توجه به محتواى این دو کلمه اشاره به سرعت و ناگهانى بودن رستاخیز و سهولت آن در برابر قدرت خدا است که با یک فریاد آمرانه" فرشته رستاخیز" همه چیز روبراه مى شود! اینجا است که ناله این مشرکان مغرور و خیره سر که نشانه ضعف و زبونى و بیچارگى آن ها است برمى خیزد،" و مى گویند اى واى بر ما این روز جزا است"! (و قالوا یا ویلنا هذا یوم الدین).
آرى هنگامى که چشمشان به دادگاه عدل الهى، و شهود و قضات این دادگاه، و علائم و نشانه هاى مجازات مى افتد بى اختیار ناله و فریاد سر مى دهند
غالب تفاسیر نیز این آیه را به گونه ای بیان کرده اند که با نفخه دوم مطابقت دارد.
صحنه اى پدید می آید و صور ناگهان دمیده مى شود آنگاه بشر از اولین و آخرین یک باره از درون و باطن زمین به خارج پرتاب خواهند شد در حالى که زنده شده و روح هر یک از افراد به اعضاء و جوارح آنان ارتباط خواهد یافت.
سوق این جهان به سوى عالم قیامت و آفرینش پروردگار آن صحنه را از نظر سهولت مانند آن است که بشر دیدگان خود را می گشاید و عملى از آن براى بشر آسانتر تصور نمی رود.
"فإنما هی زجرة واحدة؛ آرى این بازگشت تنها با یک صیحه عظیم واقع مى شود " سوره ی نازعات، آیه ی 13.
ضمیر" هى" به کلمه" کرة" در آیه ی قبل " قالوا تلک إذا کرة خاسرة؛ گویند: در این صورت آن باز گشتى زیانبار است." بر مى گردد. و بعضى گفته اند: به کلمه ی "رادفة" در آیه ی 8 همین سوره " تتبعها الرادفة" که منظور از آن نفخه دوم است بر مى گردد، و کلمه" زجر" به معناى طرد کردن کسى با آواز و نهیب است، و اگر نفخه دوم را زجره خوانده، از این جهت بوده که انسان با این نهیب از نشاه مرگ به نشاه حیات، و از باطن زمین به روى زمین منتقل مى شود، و کلمه" اذا" فجائیه است، یعنى معناى" ناگاه و ناگهان" را مى دهد. این کار پیچیده و مشکلى نیست، همین که به فرمان خدا نفخه دوم دمیده شود و بانگ حیات و زندگى برخیزد، تمام این خاکها و استخوانهاى پوسیده یک مرتبه جمع مى شوند و جان مى گیرند، و از قبرها بیرون مى پرند!" زجرة" در اصل به معنى فریادى است که براى راندن گفته مى شود، و در اینجا به معنى نفخه دوم است، انتخاب این تعبیر.
با توجه به محتواى این دو کلمه (زجرة واحدة) اشاره به سرعت و ناگهانى بودن رستاخیز و سهولت و آسانى آن در برابر قدرت خدا است که با یک فریاد آمرانه از سوى فرشته رستاخیز، یا صور اسرافیل، همه مردگان لباس حیات در تن مى کنند، و در عرصه محشر حاضر براى حساب مى شوند.
" ساهرة" از ماده" سهر" (بر وزن سحر) به معنى شب بیدارى است، و از آنجا که حوادث وحشتناک خواب شبانه را از چشم مى برد، و زمین قیامت نیز بسیار هول انگیز است، کلمه" ساهره" به عرصه محشر اطلاق شده است، بعضى نیز گفته اند" ساهره" را به هر بیابانى مى گویند، چون اصولا همه بیابانها وحشتناکند، گویى بر اثر وحشت خواب شبانه را از چشم مى برند.

4و5- صیحه و ندای منادی:
" و استمع یوم یناد المناد من مکان قریب * یوم یسمعون الصیحة بالحق ذلک یوم الخروج؛ و به گوش باش روزى که منادى از مکانى نزدیک ندا برمى آورد.* روزى که همه آن صیحه را که قضائش حتمى است مى شنوند که روز خروج از قبرها است." سوره ی ق، آیه ی41و42.
این آیات که آخرین آیات سوره " ق" را تشکیل مى دهد همانند سایر آیات این سوره تکیه بر مسئله معاد و رستاخیز دارد، و باز گوشه دیگرى از آن را مطرح مى کند، در تفسیر نمونه آن را مساله نفخ صور و خروج مردگان از قبر می داند و در توضیح این آیه وآیه بعد از آن می گوید: مخاطب در" استمع" (گوش فرا ده) گرچه شخص پیامبر (ص) است ولى مسلما مقصود همه انسان ها هستند. و منظور از" گوش فرا دادن" ممکن است انتظار کشیدن باشد، زیرا کسانى که در انتظار حادثه اى به سر مى برند که با صداى وحشتناکى شروع مى شود دائما گوش فرا مى دهند، و منتظرند. و یا منظور گوش فرا دادن به این سخن الهى است، و معنى چنین مى شود: این سخن را بشنو که پروردگارت در باره صیحه رستاخیز مى گوید.
اما این منادى کیست؟ ممکن است ذات پاک خداوند باشد که این ندا را مى دهد، ولى به احتمال قوی تر همان "اسرافیل" است که در " صور" مى دمد، و در آیات قرآن نه با نام بلکه با تعبیرات دیگرى به او اشاره شده است. در ادامه می گوید: به هر حال این صیحه، صیحه نخستین که براى پایان گرفتن جهان است نیست بلکه صیحه دوم یعنى همان صیحه قیام و حشر است، و در حقیقت آیه دوم توضیح و تفسیرى است براى آیه اول مى گوید: آن روز که صیحه را به حق مى شنوند روز خروج از قبرها و از میان خاک هاى زمین است.

 
 
 
 
 
 
 
 
 

ترجمه الميزان، ج‏17، ج‏20، ج‏20، ص: 302، ص: 343

تفسير هدايت، ج‏11، ص: 200، ج‏17، ص: 77

معادشناسی علامه طهرانی ج 4 ص121

تفسير نمونه، ج‏19، ج‏25 وج‏26

ترجمه مجمع البيان، ج‏20،ج‏26

انوار درخشان، ج‏17، ص: 326

 
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 

معنای صور و نفخ صور

خصوصیات صور و نفخ در قرآن

کسانی که از مردن بر اثر نفخ صور استثناء شده اند

 
 
 
 

ترجمه الميزان، ج‏17، ج‏20، ج‏20، ص: 302، ص: 343

تفسير هدايت، ج‏11، ص: 200، ج‏17، ص: 77

معادشناسی علامه طهرانی ج 4 ص121

تفسير نمونه، ج‏19، ج‏25 وج‏26

ترجمه مجمع البيان، ج‏20،ج‏26

انوار درخشان، ج‏17، ص: 326

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور