جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
نحوه پیدایش و احکام مربوط به معابد و کنیسه در آیین یهود (1)
820
 
 

Tahoor_invitation

تجدید معبد پس از اسارت بابلی
هنگامى که کورش (یعنى خورشید) بنیانگذار سلسله هخامنشى بابل را فتح کرد، یهودیان از اسارت بابلی آزاد شدند و اجازه بازگشت به سرزمین خود را یافتند. اما بسیارى از آنان حاضر نبودند بابل را ترک کنند و در بابل و اطراف آن پراکنده شدند. اعلامیه کورش در مورد آزادى یهود حدود سال 538 ق. م. صادر شد. کورش با این کار در میان یهود محبوبیت زیادى به دست آورد. گروهى از یهودیان نیز به فلسطین بازگشتند و به بازسازى شهر قدس آغاز کردند. در آن دوران همسایگان آن سرزمین احساس خطر کردند و مانع بر پایى یک حکومت مقتدر یهودى بر خاک فلسطین شدند

پیدایش کنیسه
پس از بازگشت یهود از بابل، جامعه دینى نظام تازه اى یافت و معابدى ساخته شد که بعدا کنیسه (synagogue) کنیسه یا کنشت نامیده شد. این معابد نیایشگاه و محل اجتماعات دینی یهودیان بود. این معابد مانند سایر معبدها معمارى خاصى داشتند و در آنها قربانگاه و اماکن ویژه دیگرى وجود داشت. هم اکنون نیز معبد یهودیان کنیسه نامیده مى شود. قبله یهود معبد سلیمان (مسجد اقصى ) است. فقط سامریان قبله را کوه جرزیم در نزدیکى شهر نابلس مى دانند. آنان روزى سه بار نماز مى خوانند: نماز صبح، نماز عصر و نماز مغرب. در صورتى که دست کم ده مرد در کنیسه وجود داشته باشد نماز برگزار مى شود و در این حال یک نفر که معمولا پیرتر از سایرین است و عبرى را خوب مى داند، جلو مى ایستد و قسمتهایى از تورات یا دعاهایى به عبرى مى خواند و در مواردى رکوع مى کنند. معروفترین عبارتى که خوانده مى شود، شمع (یعنى بشنو) نام دارد که از تورات گرفته شده است: اى اسرائیل بشنو یهوه خداى ما یهوه واحد است. پس یهوه خداى خود را به تمامى جان و تمامى قوت خود محبت نما (تثنیه: 6: 5-4).

برگزاری مراسم دعا به جماعت در کنیسه
از زمانى که الفاظ و زمان دعاها براى همیشه مشخص شد، نهاد مهم دیگرى به نام کنیسه [ بت هکنست یا کنیسا] آغاز به کار کرد. از آن جا که این دعاها بر پایه تمام نیازهاى مجموعه قوم یهود تنظیم شده بود، مقرر شد که مراسم دعا به جماعت برگزار شود. اما یکدست سازى مراسم دعا، بر استغاثه هاى خصوصى اى که اشخاص مطابق میل خویش و براساس نیازهاى شخصى شان با خدا سخن مى گفتند، تأثیرى نداشت. این پرسش که «جماعت» بر چه تعدادى از افراد صدق مى کند، پرسشى قدیمى است و پاسخ آن قدیمى تر؛ و از این که ابتدا در چه زمانى مطرح، و یا به عنوان بخشى از سنت اصلى شریعت شفاهى پذیرفته شده است، اطلاع دقیقى در دست نیست. اما آنچه پیداست این که، حضور یک جمعیت مذکر ده نفره یا بیشتر براى برگزارى مراسمى که باید به جماعت برگزار شود لازم است. زیرا واژه مینیان (عدد یا حدنصاب) به معناى دست کم، ده مرد بالغ است که مجازند مراسم دعا را به جماعت برگزار کنند. بنابراین، کنیسه جایى بود که در آن جماعت دین دار مقیم در روستاها، شهرها و شهرک ها براى برگزارى دعا جمع مى شدند و در مواقع ضرورى، از آن براى گردهمایى نیز استفاده مى کردند. بیشتر کنیسه ها مکتب خانه بچه هاى محله، یا گاهى باته میدراش (حوزه هاى دینى) براى بزرگسالان تلقى مى شدند.

تفاوت معبد و کنیسه
کنیسه در میان مردم، به گونه اى شاعرانه، به میقداش معت (معبد کوچک) شهرت داشت؛ اما در عمل، هرگز نتوانست جاى معبد را پرکند. چون اهداف این نهاد - یعنى دعاى دسته جمعى، مطالعه و یادگیرى، و گردهمایى - با اهداف معبد تفاوت داشت. با وجود پابرجا بودن معبد، در خود اورشلیم نیز کنیسه هاى زیادى وجود داشت. بعضى از این کنیسه ها به مناطق خاصى از شهر یا مردم یک منطقه تعلق داشتند؛ مانند کنیسه اى که تنها به یهودیان بازگشته از بابل اختصاص داشت که هنوز با هم در تماس بودند. کنیسه هایى نیز به صنوف و صاحبان حرفه هاى مختلف اختصاص داشت.

رابطه میان کنیسه و معبد
یکى از حکیمان یهود درباره رابطه میان کنیسه و معبد چنین مى نویسد:در ساعات اولیه صبح مردم براى حضور در مراسم قربانى صبحگاهى به معبد مى روند. سپس، از آن جا براى انجام مراسم دعاى صبح به کنیسه مى روند. در ایام تعطیلى یا روز شبات دوباره به معبد برمى گردند تا قربانى دیگرى را به جاى آورند و پس از آن به کنیسه باز مى گردند تا دعاى موساف را بخوانند. با این توصیف، معبد محلى براى برگزارى آیین مذهبى و قربانى بود؛ جایى که افراد در صورت داشتن شور واشتیاق، مى توانستند در گوشه اى خلوت کنند و به استغاثه بپردازند. در حالى که کنیسه محلى براى برگزارى دعاى دسته جمعى بود و افراد حاضر در آن، صرفا تماشاچى نبودند، بلکه در متن مراسم قرار داشتند. از همان ابتدا بر روابط کنیسه با معبد تأکید مى شد و تمام کنیسه ها روبه اورشلیم و کنیسه هاى خود اورشلیم رو به معبد ساخته مى شدند. در نسل هاى بعدى، در دوره تلمودى و پس از آن، در معمارى کنیسه از ساختمان معبد تقلید شد. تابوت عهد مقدس (آرون هقدش در کنیسه) که یادآور قدس الاقداس در معبد است در جلو کنیسه واقع شده بود. تورات در مرکز کنیسه، تقریبا مشابه جایگاه قربانگاه بزرگ در معبد، قرائت مى شد.

سبک معمارى معبد به روایت تلمود
اسناد زیادى درباره سبک معمارى معبد و آیین ها و مراسم مذهبى آن به جاى مانده است. بخشى از این اطلاعات توسط ~یوسفوس فلاویوس~ تهیه شده است. اوکه خود کاهن بود، جنبه هایى از معبد را که شخصا با آنها آشنا بود توصیف کرده است. اما حکمیان میشنایى نیز ضرورت زنده نگهداشتن جزئیات مربوط به عبادت در معبد را احساس کرده بودند. آنها رساله کوتاهى را در توصیف آیین هاى مذهبى نوشتند و رساله اى دیگر را به توصیف ظاهر معبد اختصاص دادند. معبد دوم بر اساس دو سبک ساخته شده بود: از یک سو یادآور ساختمان معبد اول بود، و از سوى دیگر، بسیارى از جزئیات آن ازروى سبک معبد سوم که ~حزقیال نبى~ براى دوره استخلاص حقیقى پیش بینى کرده است، الگوبردارى شده بود. دوران ساخت معبد دوم از ثبات اقتصادى و سیاسى قابل توجهى برخوردار بود و حتى زمانى که پادشاه هیرودیس آن را بهبود بخشید و توسعه داد و به یکى از مجلل ترین ساختمان ها در تمام آن منطقه مبدل ساخت، چنین احساس مى شد که هنوز زمان آن فرانرسیده است که معبد را براساس طرح حزقیال بسازند. طرح اصلى هر سه سبک، مشابه و تا حدودى به شکل سایه بان عهد که موسى در بیابان بر پا داشته بود، بود. به کوه موریا که معبد بر آن بنا شده بود اغلب، هرهبییت (کوه معبد) گفته مى شد. این کوه که دیوارى آن را احاطه کرده بود، منطقه مقدس دیگرى بود و شباهتى به «خیمه گاه لاوى» اصلى که در بیابان سینا برپا شده بود، داشت. داخل دیوار کوه معبد دیوار دیگرى با حیاطى کوچک تر قرار داشت که دیوار خود معبد بود و اساسا از یک حیاط باز بزرگ با اتاق هاى بسیار که براى اهداف گوناگونى مورد استفاده قرار مى گرفتند تشکیل شده بود. تعدادى از این اتاق ها انبار و بقیه در اختیار کاهنان بودند و یا براى کارهاى مقدماتى مختلف (نظیر تهیه کندر و نان دورویه) و یا براى دادگاه هایى که به طور منظم در معبد، دادرسى مى کردند و ریاست آن با 1 هدرین کبیر، 3 سنهدرین کبیر بود، اختصاص داشتند. بخش عمده محوطه حیاط بزرگ، معروف به عزرت، براى عبادت کنندگانى که براى دعا یا تماشاى مراسم قربانى مى آمدند، اختصاص یافته بود. این قسمت به عزرت ناشیم (محوطه زنان) نیز معروف بود؛ چرا که هم مردان و هم زنان در آن مى ایستادند. محوطه اى باریک در جلو، معروف به عزرت ییسرائل، براى کسانى که قربانى مى آوردند درنظر گرفته شده بود. در داخل معبد، قربانگاه بزرگ قربانى قرار داشت که کاهنان از طریق یک راهروى شیب دار به آن جا وارد مى شدند. در کنار این قربانگاه، تمام ابزار و ظروف مورد نیاز مراسم قرار داشت. در انتهاى غربى جلو معبد، یک ساختمان بلند پنجاه مترى برپا بود که قدش (مکان مقدس) نام داشت و قدس الاقداس درون آن واقع شده بود. در قدش، ظروف داخلى معبد، میز طلایى براى نان دورویه، منورا (شمعدان هفت شاخه) و آتشدان کندر قرار داشت. در جلو، اتاقک بسته قدس الاقداس واقع بود. در دوره معبد اول، تابوت عهد درون قدس الاقداس بود، ولى در زمان معبد دوم این اتاقک خالى بود. تنها کاهن اعظم مجاز بود که تنها در روز کفاره (کیپور) در گرماگرم مراسم این روز با ارزش، وارد قدس الاقدس شود. معبد، رو به غرب یعنى مقدس ترین سمت بود. از این رو، قدس الاقداس در انتهاى غربى این ساختمان قرار مى گرفت. دیوارى که اکنون به دیوار غربى (دیوار ندبه) معروف است، در آن زمان دیوار غربى کوه معبد و نزدیک ترین مکان به قدس الاقداس بود. جهتى که کنیسه هاى امروزى رو به آن ساخته مى شوند، ارتباطى به این نقشه ندارد؛ تعیین جهت آنها براساس محل قرارگرفتن اسرائیل و اورشلیم است وبنا به موقعیت جغرافیایى کنیسه در مقایسه با اسرائیل، متغیر است.

سلسله مراتب افراد و مقامات معبد
مهم ترین و مقدس ترین کارها در معبد توسط کاهن اعظم انجام مى گرفت. در زمان هاى قدیم در میان تعدادى اندک از خانواده هاى منتخب براى مقام کاهنى، با آن که قانونى که این آیین را تنظیم کند وجود نداشت، این مقام از پدر به پسر منتقل مى شد. بعدها تلاش هایى صورت گرفت تا انتخاب برجسته ترین کاهن هر نسلى به این مقام را تضمین کند. این سنت تا حدودى، توسط حشمونائیم که خود با تصاحب این مقام رفیع، کاهنى مى کردند، تنزل پیدا کرد. پس از روى کار آمدن سلسله هیرودیس و در ایام حکمرانان رومى، وقفه اى در انتصاب کاهنان ایجاد شد و در مواقعى، مقام کهانت اعظم به افرادى واگذار مى شد که براى رسیدن به این افتخار، مبالغ هنگفتى خرج مى کردند. کاهن اعظم نقش دو جانبه اى را بازى مى کرد؛ از یک سو مقدس ترین کارهاى درون معبد را انجام مى داد و از سوى دیگر موظف بود که احکام شرعى طهارت و ریاضت را نیز دقیق تر از کاهنان دیگر در زندگى خصوصى اش رعایت کند. او علاوه بر قربانى ویژه اى که هر روز به عنوان بخشى از آیین عبادى روزانه تقدیم مى کرد، حق داشت که به انتخاب خودش هر قربانى دیگرى را به نمایندگى از کاهنان دیگر تقدیم کند. اما تکلیف اصلى او به روز کفاره مربوط مى شد. در این روز او به تنهایى، مسئولیت اجراى آیین عبادى معبد را که به دقیق ترین شکل در رساله یوما و منابع دیگر تشریح شده است، بر دوش مى کشید. از آن جا که اجراى مراسم روز کفاره بدون حضورکاهن اعظم غیرممکن بود، سمت خاصى تحت عنوان نایب کاهن اعظم وجود داشت؛ او آماده بود هر زمان که کاهن اعظم، به هر دلیلى قادر به اجراى تکالیف خود نبود، به جاى او وارد عمل شود. کاهن اعظم افزون بر تکالیف شرعى، مدیر ارشد معبد نیز بود و تمام کارکنان معبد، تحت حوزه مدیریت وى و ظاهرا منصوب او بودند. در طى دوران اشغال سرزمین فلسطین توسط پارس و در دوره حشمونائیم، کاهن اعظم در تمامى اهداف و حوزه هاى عملى، حاکم کشور نیز به شمار مى آمد. کارهاى روزمره در معبد، با مدیریت نایب کاهن اعظم انجام مى گرفت که علاوه بر آن، مسئولیت حفظ نظم را نیز برعهده داشت. کارکنان خاصى از میان کاهنانى که امور گوناگون معبد را مى گرداندند، انتخاب مى شدند که هر کدام مسئولیت یک بخش خاص را، از قربانى ها گرفته تا مراقبت هاى درمانى، بر عهده داشتند. امور مالى توسط زنجیره پیچیده اى از مقامات، که وظیفه آنها جلوگیرى از اختلاس بود، اداره مى شد. این افراد عبارت بودند از دو نفر قاتولیقى (ناظر) هفت نفر امرکال (متولى) و سیزده نفر گیزبار (خزانه دار)؛ که همه آنها کلید خزانه را (که تنها در حضور تمامى سیزده نفر مى توانست باز شود) در اختیار داشتند. رفتار و کردار کارکنان معبد به دقت تحت نظر بود. از آنها انتظار مى رفت که درستکار و برخوردار از خصلت هاى غیرقابل سرزنش باشند. در میان خودکاهنان سلسله مراتب خاصى وجود داشت: رؤساى کشیک، که نظارت بر تمام کشیک ها را بر عهده داشتند؛ راشه بت آو، که هر کدام در یک ششم زمان کشیک، وظایف مربوط به آن روز خاص از هفته را انجام مى دادند؛ پیرمردها که در دادگاه هاى خاص کاهنان نیز خدمت مى کردند؛ و کاهنان جوان تر، که ضمن کارآموزى، به همراه لاویان، نگهبانى همیشگى از ارج و احترام معبد را برعهده داشتند.
(ادامه دارد ...)

 
 
 
 
 
 
 
 
 

1- آشنایی با ادیان بزرگ، حسین توفیقی، بخش یهودیت

2- سیری در تلمود،نویسنده:آدین اشتاین سالتز، مترجم: باقر طالبی دارابی، ناشر: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، تاریخ نشر: 1383

3- باورها و آیین های یهودی، نویسنده: آلن آنترمن، مترجم: رضا فرزین،ناشر: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب،تاریخ نشر: 1385

 
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 

عهد و پیمان الهی در عهد عتیق (1)

نحوه پیدایش و احکام مربوط به معابد و کنیسه در آیین یهود (2)

توحید و خداشناسی در دین یهود (1)

 
 
 
 

1- آشنایی با ادیان بزرگ، حسین توفیقی، بخش یهودیت

2- سیری در تلمود،نویسنده:آدین اشتاین سالتز، مترجم: باقر طالبی دارابی، ناشر: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب، تاریخ نشر: 1383

3- باورها و آیین های یهودی، نویسنده: آلن آنترمن، مترجم: رضا فرزین،ناشر: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب،تاریخ نشر: 1385

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور