جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
جاودانه های دوزخ (10)؛ مجرمان و گنه کاران (1)
634
 
 

Tahoor_invitation

در آیاتی از قرآن سرنوشت مجرمان و کافران در قیامت تشریح شده تا در مقایسه با سرنوشت شوق انگیزى که مؤمنان فرمانبردار پروردگار داشتند هر دو بعد مطلب روشن گردد.
نخست مى فرماید:" مجرمان در عذاب دوزخ جاودانه خواهند ماند؛ إن المجرمین فی عذاب جهنم خالدون" سوره ی زخرف، آیه ی74. "مجرم" از ماده ی "جرم" در اصل به معنى قطع کردن است که در مورد قطع میوه از درخت، و همچنین قطع خود درختان نیز به کار مى رود ولى بعدا در مورد انجام هر گونه اعمال بد به کار رفته است، شاید به این تناسب که انسان را از خدا و ارزشهاى انسانى جدا مى سازد.
ولى مسلم است که در اینجا همه مجرمان را نمى گوید، بلکه مجرمانى که راه کفر پیش گرفته اند منظور است، به قرینه ذکر مساله خلود و عذاب جاودان و هم به قرینه مقابله با مؤمنانى که در آیات قبل سخن از آنها بود، و اینکه بعضى از مفسران گفته اند همه مجرمان را شامل مى شود بسیار بعید است.

ولى از آنجا که ممکن است "عذاب دائم" با گذشت زمان تخفیف یابد، و تدریجا از شدت آن کاسته گردد در آیه بعد مى افزاید: "هرگز عذاب از آنها تخفیف نخواهد یافت، و هیچگونه راه نجاتى براى آنان نیست، و آنها از همه جا مایوس خواهند بود؛ لا یفتر عنهم و هم فیه مبلسون" سوره ی زخرف، آیه ی75. و به این ترتیب عذاب آنان هم از نظر زمان دائمى است، و هم از نظر شدت، چرا که" فتور" همانگونه که راغب مى گوید به معنى سکون بعد از حدت، و نرمش بعد از شدت، و ضعف بعد از قوت است.

"مبلس" از ماده ی "ابلاس" در اصل به معنى اندوهى است که از شدت ناراحتى به انسان دست مى دهد، و از آنجا که چنین اندوهى انسان را به سکوت دعوت مى کند ماده ی"ابلاس" به معنى سکوت و بازماندن از جواب نیز به کار رفته، و از آنجا که در شدائد سخت، انسان از نجات خود مایوس مى شود، این ماده در مورد یاس نیز به کار رفته است، و نامگذارى "ابلیس" به این نام به خاطر همین معنى است که مایوس از رحمت خدا است. به هر حال در این دو آیه روى سه نکته تکیه شده: مساله خلود، عدم تخفیف عذاب، و اندوه و یاس مطلق، و چه دردناک است عذابى که با این امور سه گانه آمیخته باشد.


در آیه بعد این نکته را خاطر نشان مى سازد که این عذاب دردناک الهى چیزى است که آنها خود براى خویش فراهم ساخته اند. مى فرماید:" ما به آنها ستمى نکرده ایم ولى آنها خود ستمکار بوده اند؛ و ما ظلمناهم و لکن کانوا هم الظالمین" سوره ی زخرف، آیه ی76. در حقیقت همانگونه که در آیات پیشین سرچشمه آن همه نعمتهاى بى پایان را اعمال مؤمنان پرهیزگار معرفى کرد، در اینجا نیز سرچشمه این عذاب جاودان را اعمال خود آنها مى شمرد. "چه ظلم و ستمى از این بالاتر که انسان آیات الهى را تکذیب کند، و تیشه بر ریشه سعادت خود زند؛ و من أظلم ممن افترى على الله الکذب" سوره ی صف، آیه ی7. آرى قرآن سرچشمه اصلى همه سعادتها و شقاوتها را خود انسان و اعمال او مى شمرد نه مسائل پندارى که گروهى براى خود درست کرده اند.

سپس به بیان گوشه دیگرى از بیچارگى آنها پرداخته مى گوید:" آنها فریاد مى کشند که اى مالک دوزخ! آرزو داریم پروردگارت ما را بمیراند تا از این عذاب دردناک آسوده شویم!؛ و نادوا یا مالک لیقض علینا ربک" سوره ی زخرف، آیه ی77. با اینکه هر کس از مرگ مى گریزد و خواهان ادامه حیات است، اما گاهى چنان مصائب بر انسان فشار مى آورد که از خدا تمناى مرگ مى کند، و این چیزى است که اگر در دنیا براى بعضى واقع شود در آنجا براى مجرمان جنبه عمومى دارد و همگى تمناى مرگ مى کنند.

مجرمین، مالک دوزخ را خطاب مى کنند و آنچه را که باید از خدا بخواهند از او مى خواهند، و این بدان جهت است که اهل دوزخ محجوب از خدا هستند، هم چنان که در جاى دیگر فرموده:" کلا إنهم عن ربهم یومئذ لمحجوبون حاشا که آنان امروز از پروردگار خود محجوب و در پرده اند. " سوره ی مطففین، آیه ی15، و نیز فرموده:" قال اخسؤا فیها و لا تکلمون؛ در دوزخ بمانید، و از رحمت من دور باشید و حرف نزنید. " سوره ی مؤمنون، آیه ی108. پس معناى آیه ی مورد بحث این مى شود: مجرمین از مالک دوزخ درخواست مى کنند که او از خدا درخواست کند که مرگشان را برساند.

معناى "قضاء علیه" میراندن است، و منظور مجرمین از این مرگ معدوم شدن و باطل محض گشتن است تا شاید به این وسیله از عذاب الیم و شقاوتى که دارند نجات یابند. و این هم یکى از مواردى است که ملکات دنیوى دوزخیان ظهور مى کند و از پرده برون مى افتد، چون در دنیا هم که بودند مرگ را نابودى مى پنداشتند، نه انتقال از سرایى به سرایى دیگر، لذا در دوزخ تقاضاى مرگ مى کنند، مرگ به همان معنایى که در دنیا در ذهنشان مرتکز بود، و گر نه بعد از مردن فهمیدند که حقیقت مرگ چیست و دیگر معنا ندارد که چنان حقیقتى را درخواست کنند، اما ناخودآگاه ملکاتشان ظهور مى کند. اما چه سود که مالک دوزخ به آنها پاسخ مى گوید: "شما در اینجا ماندنى هستید"! و نجاتى حتى از طریق مرگ وجود ندارد؛ قال إنکم ماکثون" سوره ی زخرف، آیه ی77. و عجب اینکه به گفته بعضى از مفسران مالک دوزخ این پاسخ را با نهایت بى اعتنایى بعد از هزار سال! به آنها مى گوید، و چه دردناک است این بى اعتنایى».

ممکن است گفته شود این چه تقاضایى است که آنها مى کنند با اینکه یقین دارند مرگ و میرى در کار نیست، ولى باید توجه داشت که اینگونه درخواستها از یک انسان بیچاره که از همه جا قطع امید کرده طبیعى است، آرى آنها وقتى تمام راههاى نجات را به روى خود مسدود مى بینند چنین فریادى از دل برمى کشند! اما چرا آنها خودشان مستقیما تقاضاى مرگ از خدا نمى کنند، بلکه به مالک دوزخ مى گویند از پروردگارت بخواه تا به ما مرگ دهد؟ براى اینکه آنها در آن روز از خداى خود محجوبند، چنان که در آیه 15 مطففین مى خوانیم کلا إنهم عن ربهم یومئذ لمحجوبون، لذا تقاضاى خود را وسیله فرشته عذاب مطرح مى کنند، یا به علت اینکه او فرشته است و نزد خداوند مقرب است.


مأیوس مى شوند از مردن تمناى خروج از خدا مى کنند مى گویند " ربنا أخرجنا منها فإن عدنا فإنا ظالمون قال اخسؤا فیها و لا تکلمون" سوره ی مؤمنون آیه 109 و 110- و مى فرماید: " و الذین کفروا لهم نار جهنم لا یقضى علیهم فیموتوا و لا یخفف عنهم من عذابها" سوره ی فاطر، آیه ی33، سپس تقاضاى تخفیف یک روز از خزنه جهنم مى کنند: "و قال الذین فی النار لخزنة جهنم ادعوا ربکم یخفف عنا یوما من العذاب- الى قوله- و ما دعاء الکافرین إلا فی ضلال" سوره ی مؤمن، آیه ی52 و 53.

در حدیث آمده است: «چون دوزخیان به دوزخ درآیند، و شکنجه ها و هراسهاى آن را ببینند، و از عذابها و عقابهاى آن آگاه شوند و آن را چنان بینند که زین العابدین (ع) گفت: «چه گمان کنى آتشى را که به کسى که بدان تضرع مى کند ابقا نمى کند و بر کسى که بدان سرسپارد و تسلیم شود ذره اى تخفیف نمى یابد، ساکنان خود را به سوزانترین درد و سوزشى که دارد و سخت ترین عقوبتى که شاید بیفکند». مى دانند که بهشتیان از پاداشى بزرگ برخوردار و غرقه در نعمتهاى سرشارند، و آرزو مى کنند که کاش آنان اینان را خوراکى خورانند یا جرعه اى نوشانند تا لختى از آن عذاب درد آورشان را بکاهد، چنان که خداى عز و جل در گرامى کتاب خود گوید: «و نادى أصحاب النار أصحاب الجنة أن أفیضوا علینا من الماء أو مما رزقکم الله» سوره ی اعراف،آیه ی50. دوزخیان بهشتیان را آواز دهند که اندکى آب یا از چیزهایى که خدا به شما ارزانى کرده است بر ما فرو ریزید».

گوید: چهل سال از پاسخ دادن به آنها خوددارى کنند، و سپس با زبان تحقیر و توهین به آنها گویند: «إن الله حرمهما على الکافرین» سوره ی اعراف،آیه ی50 خدا آنها را بر کافران حرام کرده است» گوید: آن گاه نگهبانانى را که آنجایند ببینند و آنچه را که بر آنها فرود مى آیند مشاهده کنند و امید بندند که شاید به سببى از اسباب از نگهبانان چیزى براى دلشادى خود بیابند، چنان که خداوند جل جلاله گوید: «و قال الذین فی النار لخزنة جهنم ادعوا ربکم یخفف عنا یوما من العذاب» سوره ی مؤمن/ 49. و آنان که در آتش اند، به نگهبانان جهنم مى گویند: از پروردگارتان بخواهید تا یک روز از عذاب ما بکاهد»

گوید: چهل سال از پاسخ دادن به آنها خوددارى کنند، سپس پس از آن که آنها بکلى ناامید شده اند، پاسخشان دهند: «قالوا فادعوا و ما دعاء الکافرین إلا فی ضلال» سوره ی مؤمن/ 50. گویند پس دعا کنید، و دعاى کافران جز آن که تباه شود هیچ نخواهد بود» گفت: چون از نگهبانان دوزخ ناامید شوند به مالک رئیس نگهبانان مراجعه کنند، و امید بندند که وى آنها را از آن خوارى رهایى دهد، چنان که خداوند جل جلاله فرماید: «و نادوا یا مالک لیقض علینا ربک» سوره ی زخرف/ صدر 77. اى مالک کاش پروردگار تو ما را بمیراند» گوید: چهل سال از پاسخ دادن به آنها خوددارى کنند و آنها همچنین عذاب کشند، سپس پاسخشان دهند، چنان که خدا در کتاب (سرشار از جواهر) نهفته خود گفت: «قال إنکم ماکثون» سوره ی زخرف/ ذیل 77. (مالک دوزخ) گوید: شما در اینجا ماندگار هستید» گوید:

چون نومید شوند از مولاى خود پرورگار جهانیان (آرزو کنند) همان که در دنیا در نظرشان خوارترین چیز بود، و هر یک از آنها هواى خویش را در طول زندگى بر او ترجیح مى داد، و به عقل و نقل بر آنها مقدر کرده بود که به دست راهنمایان راههاى رستگارى را نشان داده، و به زبان حال آنها را آگاه کرده بود که آنان خود خویشتن را به شکنجه گاه و سراى هراس مى افکنند، و در پذیرش، با مرگ تا ابد بر کافران بسته مى شود، و بدان هنگام که در زندگى دنیا بسر مى بردند و مکلف بودند به زبان حالى روشن و آشکار مى گفت: گیرید که شما مرا در این گفتار باور نکردید، آیا احتمال مى دادید که من هم از راستگویان باشم؟! پس چگونه از من روى تافتید، و بر دروغزن بودنم گواهى دادید و پیامبرانى را که مرا باور داشتند تکذیب کردید و دروغگو شمردید؟! و آیا از این زیان بزرگ هولناک که از آن بر حذر داشته شده بودید پرهیز کردید؟ آیا پیام پیامبران بسیار و رسالتهاى متعدد و مکرر را نشنیدید؟

آن گاه خداى جل جلاله پیوستگى آنها را در آتش به زبان مقال تکرار کند و گوید: «أ لم تکن آیاتی تتلى علیکم فکنتم بها تکذبون» سوره ی مؤمنون، آیه ی105. آیا آیات من برایتان خوانده نمى شد و آنها را دروغ نمى انگاشتید» پس گویند: «ربنا غلبت علینا شقوتنا و کنا قوما ضالین ربنا أخرجنا منها فإن عدنا فإنا ظالمون» سوره ی مؤمنون،آیه ی 106، 107، اى پروردگار ما! بدبختیمان بر ما غلبه کرد و ما مردمى گمراه بودیم اى پروردگار ما، ما را از این آتش بیرون آور. اگر دیگر بار چنان کردیم، از ستمکاران باشیم» پس چهل سال در ذلت پستى بمانند و پاسخى نشنوند، و در عذاب دوزخ سخنى نگویند، سپس خدا جل جلاله به آنها پاسخ دهد: «اخسؤا فیها و لا تکلمون؛ در آتش گم شوید و با من سخن نگویید» سوره ی مؤمنون، آیه ی108. گوید: در آن هنگام از هر گشایش و آسایشى بکلى نومید شوند و درهاى دوزخ را بر آنها فرو بندند، و سوکهاى هلاک و دم بر آوردن و دم فرو بردن دوزخ و بانگ و شیون آنها هم چنان ادامه یابد».

در روایتهایى دیگر آمده است: هنگامى که خدا به آنها مى گوید: همانا شما در اینجا ماندگار هستید، به مالک (دوزخ) گویند: از پروردگارت براى ما بخواه که به ما اجازه دهد بر خویشتن زارى کنیم، و پس از چهل سال از خدا براى آنها پاسخ آورد که زارى کنید، و آنها به گریه و زارى پردازند. ولى آیا گریه و زارى در آن روز ایشان را سودى دهد؟ هرگز... پناه مى بریم به خدا از آتش دوزخ.

در آیه ی بعد که در حقیقت علتى است براى خلود آنها در آتش دوزخ مى گوید: " ما حق را براى شما آوردیم، ولى اکثر شما از حق کراهت دارید و در برابر آن تسلیم نیستید؛ لقد جئناکم بالحق و لکن أکثرکم للحق کارهون" سوره ی زخرف، آیه ی78. در اینکه سخن از ناحیه مالک دوزخ است و منظور از" ما" جمعیت فرشتگان است که مالک دوزخ خود در زمره آنها مى باشد، یا گفتار خداوند است؟ مفسران دو نظر متفاوت اظهار داشته اند. البته سوق کلام ایجاب مى کند که دنباله گفتار" مالک دوزخ" باشد، ولى محتواى خود آیه تناسب با گفتار خداوند دارد، شاهد دیگر بر این سخن آیه 73 سوره زمر است:" و قال لهم خزنتها أ لم یأتکم رسل منکم یتلون علیکم آیات ربکم: خازنان دوزخ به آنها مى گویند: آیا فرستادگانى از میان خود شما به سراغ شما نیامدند که آیات پروردگارتان را براى شما بخوانند؟" در اینجا خازنان دوزخ رسولان را آورنده حق مى شمرند نه خودشان را.

تعبیر به "حق" معنى گسترده اى دارد که همه حقایق سرنوشت ساز را شامل مى شود هر چند در درجه اول مساله توحید و معاد و قرآن قرار دارد. این تعبیر در حقیقت اشاره به این است که شما تنها با پیامبران الهى مخالف نبودید اصلا شما مخالف حق بودید، و این مخالفت، عذاب جاویدان را براى شما به ارمغان آورد.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

تفسیر موضوعی آیة الله جوادی آملی ج5 ص471

تفسیر نمونه، ج‏21، ص: 120

ترجمه المیزان، ج‏18، ص: 184

أطیب البیان، ج‏12، ص: 54

تفسیر هدایت، ج‏12، ص: 520

 
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 

جاودانه های دوزخ (10)؛ مجرمان و گنه کاران (2)

جاودانه های دوزخ (10)؛ مجرمان و گنه کاران (3)

جاودانه های دوزخ (2)؛ مشرکان

جاودانه های دوزخ (6)؛ دشمنان خدا و پیامبر (ص)

 
 
 
 

تفسیر موضوعی آیة الله جوادی آملی ج5 ص471

تفسیر نمونه، ج‏21، ص: 120

ترجمه المیزان، ج‏18، ص: 184

أطیب البیان، ج‏12، ص: 54

تفسیر هدایت، ج‏12، ص: 520

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور