جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
بنی‌عبد مناف
963
 
 

Tahoor_invitation مغیره معروف به عبدمناف، جد سوم پیامبر اسلام (صلى اللـه علیه وآله) و فرزند قصى بن کلاب، پسرانى به نام هاى عمرو(هاشم)، عبدشمس، مطلب، نوفل، ابوعمرو و ابوعبید داشت. اینان و تبارشان به بنی عبدمناف شهرت دارند. بنى هاشم و بنى امیه بن عبدشمس از شاخه هاى مشهور بنی عبدمناف و قریش هستند.
قصى پدر عبدمناف، کسى بود که مکه را از دست قبیله خزاعه بیرون آورد و خاندان خود را در مکه سکونت داد. بنى عبد مناف، از سادات قریش و از ساکنان اطراف بیت اللـه الحرام بودند، به همین دلیل به قریش بطائح مشهورند، (در مقابل آن دسته از قریش که در حاشیه شهر مکه و بالاى کوه ها مستقر شدند و قریش ظواهر خوانده شدند).
از مهمترین حوادث مربوط به بنى عبد مناف در دوران جاهلیت، نزاع آنها با بنى عبدالداربن قصى درباره عهده دارى مناصب حجابت(پرده دارى خانه کعبه)، سقایت(آب رسانى به حاجیان)، رفادت(پذیرایى از زائران)، سرپرستى دارالندوه(مجلس مشورتى بزرگان قریش)، لواء(پرچمدارى) و قیادت(فرماندهى جنگى) بود که قصى آنها را میان فرزندانش تقسیم کرده بود، به این شکل که سقایت و رفادت از آن عبدمناف و بقیه از آن عبدالدار باشد.
بع از آن، ده تیره مشهور قریش به دو دسته تقسیم شدند. از این میان، بنى اسدبن عبدالعزى، بنى زهرةبن کلاب، بنى تیم بن مره، بنى الحارث بن فهر، با بنی عبدمناف همدست شده، به عبدشمس پسر بزرگ عبدمناف پیوستند (برخى فرزند بزرگ عبد مناف را هاشم و برخى دیگر مطلب دانسته اند). آنها ظرفى سرشار از عطر را نزد کعبه گذاشته، با فروبردن دستانشان در آن عهد بستند. سپس براى تاکید بر این پیمان، با دستان عطرآلود خانه خدا را مسح کردند، از این رو این پیمان به «مطیبین» مشهور شدند. در مقابل، بنى عبدالدار هم همراه پنج تیره دیگر قریش، با فروبردن دستانشان در ظرفى پر از خون، موجب پدید آمدن پیمان «احلاف» یا «لعقةالدم» شدند.
پس از درگذشت عبدمناف، مناصب متعلق به او بین بنى هاشم و بنى امیه تقسیم شد. قبایل قریش، فضاى اطراف کعبه را میان خود قسمت کردند که از این میان سهم بنی عبدمناف پس از قرعه کشى بین دو رکن اسود و حجر (وجه البیت) تعیین شد.
راه اندازی شبکه تجاری
از اقداماتى که جزو افتخارات بنى عبدمناف است (علاوه بر عهده دارى برخى مناصب کعبه)، تاسیس و راه اندازى شبکه تجارى بود که مکه در آن نقش موثرى ایفا مى کرد. در این زمینه فرزندان عبدمناف با انعقاد توافق نامه هاى تجارى با کانونهاى تجارت در اطراف جزیرةالعرب مثل شام و عراق و بستن پیمانهایى با قبایل ساکن در مسیر کاروانهاى تجارى، زمینه لازم براى تأمین تجارت آزاد را فراهم کردند.
هاشم در دوران ریاستش بر مکه، تجارت مکه را گسترش داد و براى استمرار دو سفر زمستانى و تابستانى قریش به شام و یمن راه هایی تایین کرد و با مردم شام پیمان بست. عبدشمس بن عبدمناف، عامل ایجاد پیمان تجارى با حبشه (برخى منابع تجارت او را به عراق و ایران گزارش کرده اند)، مطلب فرزند دیگر عبدمناف با یمنی ها و نوفل بن عبدمناف با عراق بود، از این رو دیگر قریشیان، بنی عبد مناف را «مجیرین» نامیدند، چنانکه مقصود از «اصحاب ایلاف» در سوره قریش هم آنها دانسته شده است که سفرهاى تجارى به دیگر بلاد در اثر پیمانهاى آنها صورت مى گرفت: «لایلف قریش* ایلفهم رحلة الشتاء والصیف* فلیعبدوا رب هذا البیت* الذى اطعمهم من جوع وءامنهم من خوف»(سوره قریش) ایلاف را به معناى پیمانهایى که تاجران براى تأمین تجارت مى بندند، و صاحبان ایلاف چهارگانه را فرزندان عبدمناف می دانند و بعضی منابع، ضمن بیان معناى یاد شده براى ایلاف، هاشم، جد دوم رسول خدا(ص)، را اولین کسى می دانند که براى قریش ایلاف گرفت.
بنی عبد مناف در زمان ظهور اسلام
با ظهور اسلام و سپرى شدن دوران دعوت مخفى پیامبر اکرم (صلى اللـه علیه وآله)، برخى از اشراف بنى عبدمناف، نزد ابوطالب عموى رسول خدا (ص) رفته و از او خواستند به آن حضرت پیشنهاد کند تا افراد تهیدستى را که از بردگان اشراف بوده و به پیامبر (ص) گرویده اند، از پیرامون خود طرد کند تا شاید این اشراف به آن حضرت ایمان بیاورند. در پى آن و با نزول آیه 52 انعام، خداوند به پیامبر (ص) هشدار داد که آنها را از خود دور نسازد: «ولاتطرد الذین یدعون ربهم بالغدوة والعشى یریدون وجهه ما علیک من حسابهم من شىء وما من حسابک علیهم من شىءفتطردهم فتکون من الظلمین».
چون پیامبر (ص) از تیره بنى عبدمناف برخاسته بود، بعضی از سرشناسان تیره هاى دیگر قریش مانند ابوجهل مخزومى، از روى حسادت و رقابت، پیامبرى آن حضرت را براى همه قبایل به رسمیت نمى شناختند، از این رو به استهزا مى گفتند: محمد (ص) پیامبر بنى عبدمناف است. ریشه حسادت رؤساى قریش بر بنى عبدمناف آن بود که آنها مسئله پیامبرى را که امرى الهى بود از دریچه تنگ قبیله اى مى نگریستند و بعضی از آنها مى گفتند: ما با بنى عبدمناف بر سر شرف و چیزهاى دیگر رقابت کردیم و مثل دو اسب مسابقه دوش به دوش هم پیش رفتیم. اکنون از میان آنها پیامبرى برخاسته و ما هرگز به او ایمان نمى آوریم، مگر آنچه به او وحى شده به ما نیز وحى شود. برخى نزول آیه 124 انعام را در این خصوص دانسته اند: «واذا جاءتهم ءایة قالوا لن نؤمن حتى نؤتى مثل مااوتى رسل الله الله اعلمحیثیجعل رسالته سیصیبالذین اجرموا صغار عند الله وعذاب شدید بما کانوا یمکرون». خداوند در این آیه پس از یادآورى سخنان مشرکان، مى فرماید: خدا داناتر است که پیامبرى خویش را کجا قرار دهد.
ذیل آیه «و لیطوفوا بالبیت العتیق...»(حج/22) آمده است که کفار بنى عبدمناف، مسلمانها را از طواف خانه خدا منع مى کردند، از این رو پیامبر (ص) به عبدمنافی ها یادآور شد، طواف کنندگان و نمازگزاران کنار خانه خدا را در هر زمانى که باشد از طواف و نماز منع نکنند.
بنى عبدمناف در سالهاى نخست دعوت پیامبر (ص) تلاش کردند از حیثیت و شرف شاخه هاى خود، دفاع و از تنش قبایل دیگر با پیامبر (ص) جلوگیرى کنند، اما با گسترش دعوت آن حضرت، آنها به دو دسته حامى و مخالف تقسیم شدند. بنى هاشم (به جز ابولهب) و بنى مطلب بن عبدمناف (برخلاف اینکه همه آنها هنوز مسلمان نشده بودند) به هوادارى از رسول خدا (ص) پرداختند، چنانکه در دوران محاصره اقتصادى، فرزندان مطلب همراه بنى هاشم، در شعب ابیطالب حضور داشتند. همچنین برخى از مطلبی ها، در دوران مدنى یار و مددکار پیامبر (ص) بودند. عبیده، طفیل، حصین و مسطح از تبار مطلب در غزوه بدر در رکاب رسول خدا حضور داشتند.
در مقابل، بنى نوفل و بنى عبدشمس بن عبدمناف در مقابل آن حضرت قرار گرفته و در میان امضاکنندگان پیمان محاصره اقتصادى، توطئه قتل رسول خدا در دارالندوه، مطعمین (عتبه و شیبه پسران ربیعةبن عبدشمس و حارث بن عامربن نوفل و...) در غزوه بدر بودند و بسیارى از آنها تا سال فتح مکه (هشتم هجرى) مانند دیگر قریش به پیامبر (ص) ایمان نیاوردند.

 
 
 
 
 
 

قرآن کریم

تفسیر المیزان

تفسیر نمونه

دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی

بحارالانوار، ج 45

غزوات پیامبر اسلام (ص)

انساب الاشراف، ج 1

معارف و معاریف

 
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 
 
 
 
 

قرآن کریم

تفسیر المیزان

تفسیر نمونه

دائرة‌المعارف بزرگ اسلامی

بحارالانوار، ج 45

غزوات پیامبر اسلام (ص)

انساب الاشراف، ج 1

معارف و معاریف

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور