جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
جنگ خیبر (10)
684
 
 

Tahoor_invitation فتح قلعه ی قموص:
یهود در دفاع از قلعه ی قموص مقاومت عجیبی کرد، و کار سقوط آن به طول انجامید. مورخان برجسته سنی، و نامداران تاریخ ایشان به تواتر و تکرار نوشته اند رسول خدا صلی الله علیه و آله در یکی از روزها فوجی را به فرماندهی ابوبکر مأمور حمله کرد، ولی آنها کاری از پیش نبرده و هزیمت کردند و به وقت برگشتن، ابوبکر آن ها رامقصر قلمداد می کرد و آنها ابوبکر را، فردای آن روز عمر ابن خطاب فرماندهی را به عهده گرفت و شکست سختی خورد، او نیز مانند ابوبکر افراد خود را گناهکار می دانست وافرادش او را. عین متن مورخان سنی چنین است:
و ذلک النبی (صلی الله علیه و آله) اعطی اللواء عمر بن خطاب و نهض من نهض معه من الناس فلقوا اهل خیبر، فانکشف عمر و اصحابه و فرجعوا الی رسول الله (صلی الله علیه و آله) یجبنه اصحابه و یجبنهم.
پیامبر صلی الله علیه و آله پرچم را به عمر بن خطاب داد، او مسلمانان را با خود برانگیخت و به جنگ برد و با سپاهیان خیبر مصادف شد. در این هنگام سستی عمر و یاران وی آشکار شد و پشت به دشمن داده بازگشتند و هر یک (فرمانده و مبارزان) دیگری را به ترس و جبن متهم داشتند.
***
بر هر عاقلی آشکار است که در این خصوص متهم اصلی، پرچمدار سپاه است. زیرا نقش او مانند سکانبان و ناخدای کشتی است که حتی اگر ملوانان نیز بگریزند او نباید و حق ندارد بگریزد زیرا فرار او اثر منفی بالایی در سپاه دارد چنانکه مقاومت او اثر مثبت بسیار بالایی دارد.و در جنگ احد دیدیم که پس از فرار مشرکان وقتی یکی از زنان ایشان دوباره پرچم ایشان را بر افراشت سپاهیان با دیدن پرچم بر افراشته بازگشتند.
***
رسول خدا صلی الله علیه و آله از این وضع آزرده خاطر گردید،مسلمانان وقتی تداوم شکست ها را دیدند بنا به برخی نقلها خود از پیامبر صلی الله علیه و آله خواستند تا علی علیه السلام را – با آنکه چشم درد داشت- به میدان بفرستد. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: فردا پرچم را به دست مردی خواهم داد که خدا و رسول او را دوست دارد، او نیز خدا و رسول را دوست دارد، او حمله کننده است نه فرار کننده، خدا این قلعه را به دست او فتح می کند.
جمله یحبه الله و رسوله از مناقب منحصر به فرد امیرالمؤ منین علیه السلام است و جز در مورد وی درباره کسی گفته نشده است، لذا حاضرین هر یک انتظار آن را داشتند که حضرت صلی الله علیه و آله آنها را بخواند و فرماندهی را به آنها بدهد تا صاحب آن منقبت گردند از علی بن ابیطالب (علیه السلام) نیز خاطر جمع بودند زیرا چشمانش درد می کرد و در خیمه افتاده بود و قادر به حرکت نبود.
دو نویسنده بزرگ اهل تسنن، یعنی بخاری و مسلم در دو کتاب صحیح خود از قول سعید بن سهل و نیز سعد بن سهل چنین آورده اند: پس از آن که پیامبر آن جمله را گفت، آن شب اصحاب وی به اندیشه ای عمیق و گفت و گویی طولانی فرو رفتند که به کدامین شان آن پرچم پیروزی اعطا خواهد شد؟چون صبح شد، تمامی صحابه کبار، بزرگ و کوچک و سایر جنگجویان اسلامی نزد پیامبر آمدند.(به نقل از خیبر جلوه گاه حیدر).
سعد بن ابی وقاص صحابی بزرگ می گوید: آرزو کردم آن کس من باشم. بدین سبب آن روز در میان جمع، خود را در دیدرس مستقیم و نگاه نافذ پیامبر(صلی الله علیه و آله) قرار دادم. بلند شدم و گردن کشیدم. همچنین عمر بن خطاب نیز (بر اساس تصریح روایات اهل تسنن) می گوید: تا آن روز آرزوی امارت بر مسلمانان را نداشتم. اما آن روز بود که آرزو کردم پیامبر مرا به فرماندهی انتخاب کند»
اما حضرت صلی الله علیه و آله فرمود: علی بن ابیطالب را نزد من بخوانید، همه با صدای بلند گفتند: چشمش درد می کند.- حتی - جلوی پایش را نمی بیند، فرمود: بروید –او را- بیاورید. رفتند دست علی (علیه السلام)را گرفته و به محضر آن حضرت(صلی الله علیه و آله) آوردند حضرت(صلی الله علیه و آله) سر او را به زانویش گذاشت و آب دهانش ‍ را به چشم علی علیه السلام زد، در دم چشم علی صحت یافت، بعد پرچم را به دست او داد و او را دعا کرد و فرمان حمله داد، علی بن ابیطالب علیه السلام مانند شیر خمشگین همهمه و هروله می کرد. علی علیه السلام چنان هجوم برد که هنوز آخرین افرادش به محل جنگ نرسیده بودند که علی علیه السلام داخل قلعه قموص ‍ گردید.
جابربن عبدالله گوید: ما که جزء سپاه علی بودیم، به عجله، مسلح شدیم، سعدبن ابی وقاص گفت: یااباالحسن کمی درنگ کن تا دیگران نیز برسند، ولی علی پیش از آنها نیزه خویش را در کنار قعله به زمین زد.
نکته:در ذیل ماجرای مبارزه ی امام علی علیه السلام و مرحب یهودی آمده است و این بر اساس قول مورخینی است که قتل مرحب را در قموص می دانند و طبق نظر کسانی که کشته شدن او را در نزار یا ... دانسته اند این ماجرا در آنجا رخ داده است:
مرحب یهودی مانند روزهای قبل که جلوی ابوبکر و عمر را گرفته بود این بار نیز با عده ای از یارانش مقابل علی علیه السلام درآمد.
مرحب که از روی کلاه جنگی، سنگی را سوراخ کرده و بر سر گذشته بود فریاد کشید:
قد علمت خیبر انی مرحب
شاکی السلاح بطل مجرب
اضرب احیانا و حینا اطعن

اهل خیبر می دانند که من مرحبم، غرق در سلاح، پهلوان جنگ آزموده ام، گاهی با شمشیر می شکافم و گاهی با نیزه سینه ها را سوراخ می کنم، امام صلوات الله علیه درجواب او فرمود:
انا الذی سمتنی امی حیدره
کلیث غابات شدید قسوره
اکلیکم بالسیف کیل السندره

من آنم که مادرم مرا حیدر نامیده است، مانند شیران بیشه های قوی و پرتوان هستم، شما یهود را به طور گسترده با شمشیر وزن کرده و از دم شمشیر می گذرانم، آنگاه به یکدیگر حمله برده و مبارزه را آغاز کردند، شمشیر مولا، سر و صورت مرحب را شکافت و در دندانهایش ‍ نشست و مرحب به خاک و خون غلطید.

بر کندن درب قلعه بدست امیر المومنین علی علیه السلام:
امام باقر علیه السلام در این باره میفرماید: علی علیه السلام به در قلعه رسید، درش ‍ بسته بود، در را از جا برکند و بر سرش گرفت، بعد بر دوشش حمل کرد، آنگاه داخل قلعه شد، مسلمانان به دنبال وی داخل قلعه شدند، به خدا سنگینی در بر آن حضرت بالاتر از سنگینی جنگ بود، آنگاه آن را به دور انداخت.
مورخان گفته اند :...و از آن در پلی ساخت تا مسلمانان از خندقی که یهودیان، بیرون آستانه قلعه خود و رو به روی در حفر کرده بودند بگذرند...
آری در این لحظه همه دیدند، علی علیه السلام همچنان که با شمشیر می جنگد و پیش می رود به، درون خندق جهید و در را به عنوان پلی بر دست گرفت تا آن دسته از سواران و پیادگان سپاه اسلام که در ورود به درون قلعه دچار مشکل بودند به راحتی به درون آن آیند.
و در آخرین لحظات جنگ، درب قلعه را بر بالای دست و از فراز سر خویش به شدت تمام پرتاب کرد بطوریکه، چهل ذراع بر بالای سپاه مسلمانان در هوا صفیر کشید و مانند کوهی از سنگ بر زمین افتاد.
طول این در شگفت انگیز و یکپارچه ی سنگی چهار ذراع و پهنای آن دو ذرع بوده است.
گفته اند: پس از جنگ و خاتمه ی غائله، مسلمانان کوشیدند تا در خیبر را فقط جا به جا کنند. هفتاد نفر آمدند تا توانستند این کار را انجام دهند.و در روایات آمده است: در این روز مردم ندائی از آسمان شنیدند که میگفت: لا سیف الا ذوالفقار ولا فتی الا علی
وقتی علی علیه السلام بازگشت رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد وی آمده و فرمود: مژده فتح مقبول و کار عالیت را به من –گزارش -دادند، خدا از تو راضی گردید، من نیز از تو راضی ام، علی علیه السلام از این سخن به گریه افتاد، حضرت فرمود: چرا گریه می کنی؟ عرض ‍ کرد: از شوق آن که خدا و رسولش از من خشنود شدند.
حسان درباره ی فتح قموص بدست امیر المومنین علیه السلام چنین گفته است:

و کان علی ارمدالعین یبتغی
دواء فلما لم یحس مداویا

شفاه رسول الله منه بتفلة
فبورک مرقیا و بورک راقیا

و قال ساءعطی الرایة الیوم صارما
کمیا محبا للرسول موالیا

یحب الهی و الاله یحبه
به یفتح الله الحصون الاوابیا

فاصفی بهادون البریة کلها
علیا و سماه الوزیر المواخیا

تشکیک برخی از مورخین تسنن در برکنده شدن درب قلعه بدست امیر المومنین علیه السلام:
متاسفانه در اینجا نیز بعضی از اهل تسنن در اخبار فضائل امیر المومنین علیه السلام تشکیک کرده و گفته اند: این خبر منقطع است یا برخی گفته اند:مضمونش مشکل دارد یا ضعیف السند است یا حتی بعضی گفته اند این خبر منکر است ودسته ی دیگر قائل به واهی بودن طرق این روایت دارند. و اما جواب ما:
1- اولا چطور است که حدیث افک به عایشه و نظایر آن با آنکه تمام نقلهای مختلف و متعدد آن فقط به عایشه میرسد ضعیف نیست ولی این خبر ضعیف است؟
2- اگر این خبر ضعیف یا ... است در منابع زیر آمده است (به نقل از الصحیح من سیره النبی الاعظم (صلی الله علیه و آله) ج 18 ص 8 پاورقی 1):
الف: السیره النبویه – ابن هشام – طبع المکتبه الخیریه مصر- ج3 ص 175
ب- تاریخ الامم و الملوک ج 3 ص30
ج- سبل الهدی و الرشاد ج5 ص128
د- مسند احمد ج6 ص8
ذ- السیره الحلبیه ج3 ص 37
ر- البدایه و النهایه ج4 ص185
و ..... برای مشاهده باقی منابع به پاورقی مذکور مراجعه شود.
3- برای ما کافی است إخبار این خبر از طریق اهل بیت علیهم السلام که راستگویان و اعلم زمان خود بوده اند.

 
 
 
 
 
 
 
 

1- الصحیح من سیره النبی الاعظم (ص) ج 18

2- الصحیح من سیره النبی الاعظم (ص) ج 17

3- ترجمه ی مغازی واقدی

4- خیبر جلوه ی اعجاز حیدر –میثاق امیر فجر

5- از هجرت تا رحلت

 
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 

جنگ خیبر (6)

جنگ خیبر (9)

 
 
 
 

1- الصحیح من سیره النبی الاعظم (ص) ج 18

2- الصحیح من سیره النبی الاعظم (ص) ج 17

3- ترجمه ی مغازی واقدی

4- خیبر جلوه ی اعجاز حیدر –میثاق امیر فجر

5- از هجرت تا رحلت

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور