جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
قرآن و حرکت زمین
1,251
 
 

Tahoor_invitation در آیه 88 سوره نمل می خوانیم: و تری الجبال تحسبها جامدة و هی تمر مر السحاب صنع الله الذی اتقن کل شیء انه خیبر بما تفعلون:« کوهها را می بینی و آنها را جامد و ساکن می پنداری در حالی که مانند ابر در حرکتند، این آفرینش خداوندی است که همه چیز را متقن آفرید، او از کارهایی که شما انجام می دهید آگاه است».
در این آیه، چند نکته دیده می شود، نخست اینکه کوهها که در نظر شما ساکن است با سرعتی همچون سرعت ابرها در حرکت می باشد. (توجه داشته باشید سرعتهای زیاد را به سرعت ابر تشبیه می کنند، به علاوه حرکت سریع ابرها خالی از تزلزل و سر و صدا است).
دیگر اینکه این صنع خداوندی است که همه چیز را روی حساب آفریده است.
سوم اینکه او از اعمال شما آگاه است.

با دقت در این جمله های سه گانه روشن می شود که آیه، آن گونه که بعضی از مفسران پنداشته اند مربوط به قیامت نیست بلکه مربوط به همین دنیاست، می گوید: « آنها را چنین می بینی و چنین خیال می کنی در حالی که چنین نیستند» و اما حرکت کوهها در قیامت یا در آستانه قیامت چیزی نیست که مخفی و ناپیدا باشد، چنان آشکار و وحشتناک است که کسی را تاب و تحمل مشاهده آن نیست.
به علاوه اتقان آفرینش و حاکمیت نظم و حساب در آن، اشاره به وضع کنونی آنها است نه زمانی که در آستانه قیامت، نظام جهان درهم می ریزد تا بر ویرانه آن نظام نوینی برپا شود.

از این گذشته آگاهی خداوند نسبت به اعمالی که ما انجام می دهیم مربوط به اعمال ما دراین دنیاست، و گرنه قیامت روز حساب است نه روز عمل، با این قرائن سه گانه به خوبی معلوم می شود که این آیه به هیچ وجه قابل تطبیق بر حرکت کوهها در پایان جهان و آستانه قیامت نیست، منتها جمعی از مفسران چون نتوانستنه اند به عمق مفهوم آیه راه یابند چاره ای جز قبول خلاف ظاهر در آیه و تفسیر آن به مساله قیامت ندیدند.

این مساله نیز روشن است که کوهها حرکتی جدای از زمین ندارند همه یک واحد به هم پیوسته اند، اگر کوهها حرکت می کنند مفهومش این است که کره زمین در حرکت است.
منتها این سوال پیش می آید که چرا انگشت روی کوهها گذاشته شده است و نگفته است زمین را می بینی و گمان می کنی که ساکن است در حالی که به سرعت حرکت می کند؟
پاسخ این سوال روشن است. کوهها عظیم ترین موجودات روی زمین می باشند و مظهر صلابت و استحکام و پابرجایی است (در ضرب المثل معروف می گوییم فلانکس مانند کوه استوار و پابرجاست) و لذا حرکت کوهها با آن عظمتت و صلابت و پابرجایی می تواند نشانه ای از قدرت بی پایان حق باشد، ولی مسلم است که حرکت کوهها چیزی جز حرکت زمین نخواهد بود.

به هر حال شک نیست که آیه سخن از حرکت کوهها ( و به تعبیر دیگر حرکت زمین ) در همین دنیا می گوید، زیرا حرکت کوهها در آستانه قیامت، چنان زلزله ای در کره زمین ایجاد می کند که زنان باردار وضع حمل کرده و زنان شیرده، نوزاد خود را فراموش می کنند و هوش از سرها می پرد، و این هرگز با جمله تحسبها جامدة «آنها را ساکن می پنداری»، سازگار نیست.
به علاوه در آن لحظه جایی برای اعمال خیر و شر باقی نمی ماند، تا گفته شود خداوند نسبت به اعمالی که انجام می دهید آگاه است.
و بودن آیات مربوط به قیامت در ماقبل یا مابعد آیه فوق دلیل قطعی بر ارتباط مفهوم این آیه به قیامت نیست، زیرا در قرآن نظیر این مطلب کم نیست که یک آیه درباره مطلبی سخن می گوید و قبل و بعد آن درباره مطلبی دیگر.
و به تعبیر دیگر ملاحظه محتوای خود آیه و قرائن موجود در آن از ملاحظات دیگر، مهمتر و برتر است.

این نکته نیز قابل توجه است که تشبیه به حرکت ابرها، علاوه بر اینکه بطور اشاره سرعت فوق العاده آن را نشان می دهد پاسخی است به این سوال که اگر زمین حرکت دارد، چرا ما احساس نمی کنیم. جوابش این است آنچنان آرام و نرم و بی سرو صدا حرکت می کند که قابل تشخیص نیست همان گونه که اگر فی المثل کسی سوار بر ابر بود، حرکت آن را تشخیص نمی داد.
این نکته نیز قابل توجه است که قرآن در آیه 25 و 26 سوره مرسلات می گوید: الم نجعل الارض کفاتا – احیاء و امواتا: « آیا ما زمین را مرکز اجتماع انسانها قرار ندادیم؟ - هم در حال حیاتشان و هم مرگشان».

در منابع لغت از جمله در «مفردات» راغب و کتاب «العین» می بینیم که برای «کفات» از ماده «کفت» (بروزن رفت) دو معنی ذکر شده، جمع کردن و پرواز سریع، اگر معنی اول منظور باشد، مفهوم آیه آن است که زمین را وسیله اجتماع انسانها در حال حیات و زیر زمین را مرکز اجتماعشان بعد از مرگ قرار دادیم، و اگر معنی دوم منظور باشد، مفهومش این است که زمین دارای پرواز سریع است، و این با حرکت انتقالی زمین به دور خورشید که با سرعت زیادی – در هر ثانیه 20 و در دقیقه 1200 کیلومتر – در مسیر خود به گرد خورشید پیش می رود، و مردگان و زندگان را با خود به اطراف آفتاب می گرداند مناسب است.

اطلاق واژه «کفت» بر پرواز سریع، ظاهرا از این نظر است که پرندگان هنگامی که می خواهند با سرعت زیاد در آسمان پرواز کنند بطور متناوب بالهای خود را کاملا جمع می کنند و به اصطلاح در فضا شیرجه می روند.
ولی از آنجا که واژه کفت وکفات، تاب دو معنی دارد ما این آیه را به عنوان یک دلیل قطعی بر مساله گردش زمین ذکر نمی شود. (1)

پيشينه‌ي‌ حركت زمين
گروه اندكي از پيشنيان، قائل به حركت زمين بر گرد محور خود بوده‌اند. در اين‌رابطه، برخي از فيلسوفان پيرو فيثاغورث، مانند "ارسطرخس" منجّم را ـ كه در سال 270 قبل از مسيح زنده بوده است ـ مي‌توان نام برد. از ميان دانشمندان مسلمان، "ابوسعيد احمد بن محمّد بن عبدالجليل سجزي"، رياضي‌دان شهير نيمه‌ي‌ دوم از قرن چهارم هجري، معتقد بود كه كره‌ي‌ آسمانْ ساكن است و زمين بر گرد محور خود دوران مي‌كند.

"ابوريحان بيروني" (ضمن وصف اُسطرلاب معروف به زورقي) گفته است كه طرّاح اين اسطرلاب، ابوسعيد سِجزي است و اساس كار آن بر اين است كه زمينْ متحرك باشد و فلك با همه‌ي‌ آنچه در آن است، جز سبعه‌ي‌ سيّاره، همه ثابت باشد. در ميان اروپاييان، نخستين كسي كه با براهين آشكار ثابت كرد كه تصور حركت زمين، متناقض با قوانين فيزيك نيست، فيلسوف شهير ايتاليايي، "گاليله" (1642 م) است.

در اين‌جا يادآوري چند نكته ضروري است:
1. برهان عقلي از ادلّه شرع است، نه در قبال آن.
2. وحي، متمّم و مكمّل عقل است و در بخش قابل توجهي نيز مبتكر و نوآور است.
3. آنچه ميسور بشر است كه با احساس و تجربه يا ابزار رياضي يا برتر از آن با وسايل حكمت و كلام آن را بفهمد، وحي الهي نسبت به آن‌ها صِبغه‌ي‌ تكميل و تتميم و تصحيح دارد، و آنچه مقدور بشر نيست كه از راه‌هاي ياد شده به آن دسترسي پيدا كند ـ مانند بخش وسيعي از اسماي حسناي الهي و مظاهر آن و كيفيت وحي و نبوت و جريان قيامت و ساهره و صحنه و ساحت‌هاي محيّرالعقول آن و نيز احكام و حِكَم اشيا و افعال و اوصاف و سرانجام عقايد... ـ وحي الهي نسبت به آن‌ها مؤسّس خوبي است و آن‌ها را به صورت‌هاي گونه‌گون تشريح مي‌كند.
4. مسأله‌ي‌ حركت زمين و نظاير آن، در رديف قسم اول است. لذا، وحي الهي نسبت به آن صراحت و تكرار و پي‌گيري و اصرار و مانند آن را لازم ندانست. (2)

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

(1) پیام قرآن ج8 ص151

(2) تفسیر موضوعی آیة الله جوادی آملی ج3 ص350

 
 
با سلام .قضیه حرکت زمین توی این ایه بقدری واضحه که به هیچ وجه نمیشه اونوانکار کرد..اما کابری به اسم نیلسا یا محمد که دقیقا یه کامنتو زدند تعجب میکنم وقتی پای ایه قران به میان میاد از حدیث ابن عباس حرف میزنند.مگر جز اینه که حدیثی که با نص قران منافات داشته باشه مطرود و باطله ؟؟اصلا با فرض صحت اون حدیثم پر واضحه که پیامبر خدا چهارده قرن قبل به هیچ وجه نمیتونست از حرکت وضعی زمین برای اعراب سخنی بگوید !ودرمورد کلمه متقن چرا به بیراهه رفتین؟در این ایه بوضوح از کلمه اتقن یعنی فعل ماضی استفاده کرده و این به هیچ عنوان نمیتواند ربطی به قیامت داشته باشه چه علامه طباطبا ئی بگویند این رو چه هر کس دیگه ای .مگر ما باید عقل خودمون رو در برابر نقل دیگران تعطیل کنیم ؟؟واما در باره کفاتا با توضیحات بسیار کامل و زیبای نگارنده مطلب ، شما بازهم راه انکار در پیش میگیرین و گفتین که تمامی مفسرین !!!خوب شما حرف مفسرین رو قبول دارین یا زبان عرب وترجمه اون رو که بر کسی پوشیده نیست ؟مگر مفسرین امکان اشتباه برایشان متصور نیست ؟؟1400 ساله که مفسرین ایه ای از سوره نور رو که میفرماید "زناکار جز با زناکار ویا مشرک ازدواج نمیکند و بوضوح این جمله خبریه! اما تمامی مفسرین این رو بصورت جمله امری ترجمه وتفسیر کرده ان و نوشته که زنا کار نباید جز با زناکار و مشرک ازدواج کند!!!چیزی که خلاف عقل و عرف وشرعه ، یعنی ادمی که زناکاره توی جامعه دنبال کسی برای ازدواج بگرده که حتما زنا کرده ، پس لطفا حقیقت رو قبول کنید و بدونید که اگر خداوند میخواست میتونست دلایلی بسیار واضح تر ازینها هم برای بشر جویای حق در قران بیاره ، اما این خلاف اختیار بشره ..تقدیر خداوند براینه که منکران هم راهی برای انکارشان باقی بگذارد که با ان هواهای نفسانی خودشون رو عقلانی جلوه بدن و خداوند راهی برای اختیار و عدم اجبار باقی بگذارد..وگرنه فرد جویای حق که بقدری در دور وبرش ایات ونشانه های الهی میبینه که نیازی به این همه غور درایات نیست.

پنجشنبه 09 آبان
ازاد
 
با سلام چرا حرف اشتباه و ناصحیح می زنید آیه 88 سوره نمل هیچ ربطی به حرکت زمین ندارد بلکه منظور این است که چون در قیامت کوه ها بزرگ اند و از اطراف حرکت می کنند شما متوجه حرکت آن نمی شوید کما این که حدیثی هم از ابن عباس این را تایید کرده و اما در مورد صنع متقن دو نظر است یکی این که علامه طباطبایی فرمودند یعنی این که همان طوری که خداوند در دنیا همه چیز را متقن ساخته در قیامت هم آن ها را تخریب می کند تا مقدمات حشر را فراهم سازد بنابراین تخریب واقعی نیست بلکه تخریب در برابر صنع یا ساخت است قول دبگر این است که این صنع خداوند در قیامت است همانند صنع وی که در دنیا که همه چیز را متقن ساخته اما در مورد کفاتا این هم ربطی به حرکت زمین ندارد تمامی مفسرین کفاتا را محل گردهم آیی و جمع شدن دانسته اند این ها چه راتباطی با حرکت زمین دارند ؟


جمعه 18 آذر
نیلسا
 
با سلام
برخی با لبسا مسلمان برای دشمنی میایند و با استدلالهای صدمن یک غازشان قصد دارند مسئله ای که خداوند به جهت مهم بودن بیان میکند زیر سوال ببرند.
خطبه های نهج البلاغه همگی بر معجزات علمی قرآن صحه میگذارند.

دوشنبه 23 اسفند
فائزه
 
با سلام چرا حرف اشتباه و ناصحیح می زنید آیه 88 سوره نمل هیچ ربطی به حرکت زمین ندارد بلکه منظور این است که چون در قیامت کوه ها بزرگ اند و از اطراف حرکت می کنند شما متوجه حرکت آن نمی شوید کما این که حدیثی هم از ابن عباس این را تایید کرده و اما در مورد صنع متقن دو نظر است یکی این که علامه طباطبایی فرمودند یعنی این که همان طوری که خداوند در دنیا همه چیز را متقن ساخته در قیامت هم آن ها را تخریب می کند تا مقدمات حشر را فراهم سازد بنابراین تخریب واقعی نیست بلکه تخریب در برابر صنع یا ساخت است قول دبگر این است که این صنع خداوند در قیامت است همانند صنع وی که در دنیا که همه چیز را متقن ساخته اما در مورد کفاتا این هم ربطی به حرکت زمین ندارد تمامی مفسرین کفاتا را محل گردهم آیی و جمع شدن دانسته اند این ها چه راتباطی با حرکت زمین دارند ؟

يكشنبه 23 آبان
محمد
 
بنام خدا با اجازه شما در وبلاگ نمایش دهم islamyar.blogfa.com

شنبه 22 فروردين
یارعلی
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 

قرآن از اثرات مهم جو زمین سخن می گوید

قرآن و حرکت زمین

قرآن و حرکت منظومه شمسی

کروی بودن زمین

اعجاز از ناحیه انواع دانش

قرآن و جاذبه عمومی

قرآن و آفرینش کوهها

 
 
 
 

(1) پیام قرآن ج8 ص151

(2) تفسیر موضوعی آیة الله جوادی آملی ج3 ص350

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور