جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
نقش دین در اجتماع بشری
868
 
 

Tahoor_invitation

كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً فَبَعَثَ اللَّهُ النَّبِیِّینَ مُبَشِّرِینَ وَ مُنْذِرِینَ وَ أَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِیَحْكُمَ بَیْنَ النَّاسِ فِیمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ وَ مَا اخْتَلَفَ فِیهِ إِلاَّ الَّذِینَ أُوتُوهُ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ فَهَدَى اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا لِمَا اخْتَلَفُوا فِیهِ مِنَ الْحَقِّ بِإِذْنِهِ وَ اللَّهُ یَهْدِی مَنْ یَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ (بقره 213)مردم [ابتدا] یك امّت بودند، [كه به مرور دچار اختلاف شدند] پس خدا پیامبران را [به عنوان‏] مژده‏رسانان و بیم دهندگان فرستاد و همراه آنان كتابى به حق نازل كرد تا میان مردم در آنچه بر سرش اختلاف داشتند داورى كند، و در دین اختلاف نكردند مگر كسانى كه به آنها رسیده بود، آن هم بعد از رسیدن شواهد روشن، به خاطر حسدى كه میان آنها بود، پس خدا به خواست خود كسانى را كه ایمان آوردند به حقیقت چیزى كه مورد اختلاف آنها بود هدایت كرد، و خدا هر كه را خواهد به راه راست هدایت مى‏كند. از آیه فوق به خوبى این حقیقت استفاده مى‏شود كه دین و جامعه بشرى در حقیقت ناگسستنى هستند هیچ جامعه‏اى نمى‏تواند بدون مذهب و ایمان به خدا و رستاخیز زندگى صحیحى داشته باشد.قوانین بشرى، علاوه بر اینكه غالبا مایه اختلاف و پراكندگى ملتهاست، چون ضامن اجرایى از درون، یعنى ایمان به خدا، سرچشمه نمى‏گیرد، تنها یك مسئولیت برون ذاتى ایجاد مى‏كند و نمى‏تواند بطور كامل به اختلافات و تضادها پایان دهد، آزمایشهاى انسانى در این چند قرن اخیر این حقیقت را به خوبى ثابت كرده است و دنیاى به اصطلاح متمدن اما فاقد ایمان، مرتكب فجایع و گناهانى مى‏شود كه هیچ گاه در جامعه عقب افتاده دیده نشده است.ضمنا منطق اسلام در عدم جدایى دین از سیاست، یعنى تدبیر جامعه اسلامى نیز روشن مى‏شود.

 

تاثیر دین در هماهنگ ساختن انسان با اجتماع


برای یک موجود زنده، آسایش و خوشی آنگاه فراهم است که با محیط و مجموع عواملی که او را احاطه کرده است هماهنگ و سازگار باشد، یعنی‏ شرایط محیط طوری باشد که با زندگی مخصوص او توافق داشته باشد و زندگی‏ مخصوص او طوری باشد که با شرایط محیط و عواملی که او را احاطه کرده است‏ متوافق و هماهنگ باشد. بدیهی است که اگر ناهماهنگی و ناسازگاری باشد به حکم آنکه آن موجود زنده جزء است و محیط کل، او محاط است و عوامل‏ خارجی محیط و همواره جزء باید تابع کل و محاط تابع محیط باشد، امکان بقا از آن موجود زنده سلب می‏شود و خواه ناخواه از میان می‏رود. پس شرط اولی‏ بقا و خوشبختی موجود زنده توافق و هماهنگی با محیط است. انسان که به نوبه خود موجود زنده‏ای است و محکوم همان قوانینی است که‏ بر همه جانداران حکمفرماست خواه ناخواه مشمول این قانون و تابع این اصل‏ کلی می‏باشد؛ یعنی شرط بقا و دوام و خوشی و خوشبختی انسان در زندگی این‏ است که با عواملی که او را احاطه کرده است متوافق و هماهنگ و سازگار باشد. بالاتر اینکه انسان علاوه بر محیط طبیعی از آب و هوا و نور و منطقه و سرزمین سالم که مرض‏ خیز نباشد، یک محیط مخصوص دیگر هم دارد و آن محیط و جو اجتماعی است که‏ در آن زندگی می‏کند.

 

برای جاندارانی که زندگی مدنی و اجتماعی ندارند دیگر محیط اجتماعی وجود ندارد، ولی برای انسان محیط اجتماعی وجود دارد. البته‏ بعضی از جانداران دیگر نیز زندگی اجتماعی دارند، مثل زنبور عسل و بعضی از اقسام موریانه و مورچگان و بسیاری دیگر از حیوانات وحشی، اما زندگی‏ اجتماعی آنها چون به حکم غریزه و به صورت خودکار انجام می‏گیرد قهرا محیط اجتماعی آنها چیزی است شبیه محیط طبیعی؛ بر خلاف انسان که شرایط اجتماعی را به طور خودکار ندارد و باید با فکر و اراده خود بسازد.

 

اینجاست که دشواری کار زندگی بشر نمودار می‏شود. افراد انسانی که با ما معاشرت دارند، و آداب و عادات و اخلاق عمومی و قوانین و مقررات‏ و طرز تشکیلات اجتماعی، همه عواملی است اجتماعی که بر ما و شما احاطه‏ دارد، می‏بایست این امور با خواسته‏های ما و آرزوها و احتیاجات ما و خلاصه با زندگی مخصوص ما توافق و هماهنگی داشته باشد و هم زندگی مخصوص‏ ما با اینها متوافق و سازگار باشد. اما آن توافق و انعطافی که در سازمان اجتماعی نسبت به فرد باید بوده‏ باشد این است که جامعه منافع فرد را در ضمن مصالح اجتماع حفظ کند؛ یعنی‏ هدف اصلی یک زندگی اجتماعی نمی‏تواند فرد و منافع فردی باشد، بلکه باید نوع‏ و مصالح عمومی باشد، باید اموری باشد که بقا و دوام و خوشی جمع را بهتر تضمین کند و بدیهی است که مصلحت جمع همان مصلحت اکثریت افراد اجتماع است و لهذا همیشه‏ در قوانین جهان، توجه اول به مصالح جمع است نه به منافع فرد و نوادر. و اما آن توافقی که باید در زندگی خصوصی یک فرد نسبت به اجتماع باشد همانا حالت تسلیم و رضا و خرسندی به مصالح اجتماع است که با خوشوقتی در هنگام تصادم منافع شخصی با مصالح عالیه اجتماعی، از منافع شخصی چشم‏ بپوشد و در خود احساس ناراحتی و نارضایتی نکند. اگر اجتماع به محور عدالت بچرخد و قانون عادلانه حاکم بر اجتماع باشد، یعنی طبع اجتماع و عوامل اجتماعی با زندگی اکثریت متوافق و هماهنگ باشد و از آن طرف هم‏ روحیه یک فرد در مواطن تصادم منافع فردی با مصالح اجتماعی توافق و سازش‏ و هماهنگی نشان بدهد، آن وقت است که به سعادت واقعی‏ باید امیدوار بود.

 

اینجاست که لزوم و اهمیت دین که اساسش توحید و ایمان به خدای یگانه‏ است روشن می‏شود. دین در هر دو مقام لازم و ضروری است، هم برای سازگار ساختن محیط اجتماعی با زندگانی فرد، یعنی ایجاد عدالت اجتماعی و سازمان‏ متوافق با مصالح عموم، و هم در ایجاد توافق و انطباق در روحیه فرد با مصالح عالیه‏ اجتماع. توافقی که می‏گوییم بایست در روحیه فرد نسبت به مصالح اجتماع باشد همان است که از آن به گذشت و اغماض و حتی ایثار و فداکاری و نیکوکاری‏ تعبیر می‏کنیم. چه چیزی قادر است مانند دین به انسان حالت قناعت به حق‏ و رضا به قسمت و بهره خود و تسلیم در برابر مقررات اجتماعی و خشنودی‏ نسبت به دیگران بدهد؟ اگر در تاریخ بشریت فداکاری دیده می‏شود و یا نیکوکاری و خدمت به خلق‏ دیده می شود و یا شجاعت و شهامت در برابر زور و استبداد دیده می‏شود و یا یک سر مو تجاوز نکردن از حدود و مدار خود به حدود و مدار دیگران دیده‏ می‏شود ، همه اینها در پرتو دین و توجه به خدای یگانه بینای شنوای علیم‏ حکیم بوده است. آیا نیروی دیگری و قدرت دیگری می‏تواند در این جهت با دین رقابت کند و یا ادعا کند که صد یک آنچه دین انجام می‏دهد انجام دهد؟ خداوند ما را شایسته گرداند که بتوانیم به حقیقت تعلیمات دین و آنچه‏ حقیقتا بر پیغمبرش پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نازل شده پی ببریم و در پرتو آن تعلیمات سعادتمند گردیم.

 
 
 
 
 
 

(1) تفسير نمونه، ج‏2، ص: 98

(2) حکمتها و اندرزها صفحه23-26

 
 
سایت خوبی است منتظر مبادله اطلاعات هستم

شنبه 21 دي
نداف سیچانی
 
سلام « نقش دین بر اجتماعی خانواده که دارای فقر فکری است و منشآفقر فکری ناشی از فقر فرهنگی و اقتصادی چه می تواند باشد.

شنبه 18 آذر
علیرضا

نظر کارشناس:
کاربر گرامی باسلام دین وقتی می تواند تاثیر لازم ومطلوب را داشته باشد که همه ی ابعاد جامعه هماهنگ در حال رشد واعتدال باشند وگرنه رشد کاریکاتوری برخی از قسمت های دین چه بسا مضر وویرانگر هم باشد .بدون تامین معاش وزندگانی معقول ومطلوب واجرای عدالت در همه ی ابعاد به خصوص در بخش اقتصاد کارایی دین نا مطلوب ومنفی است .موفق باشید .
 
سلام مطالب خوب را مطا لعه کر دم دعا میکنم که مهد ی ع بیا یید و مشکلا ت انسا ن کم شو د

دوشنبه 24 مهر
شاپیری
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 
 
 
 
 

(1) تفسير نمونه، ج‏2، ص: 98

(2) حکمتها و اندرزها صفحه23-26

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور