جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
سیر تکامل و پیدایش دین از نظر دانشمندان اسلامی
1,117
 
 

Tahoor_invitation

تاریخ پیدایش دین همزمان با پیدایش انسان است و دین خدا که همان دین اسلام است (ان الدین عندالله الاسلام) ترجمه: در حقیقت، دین در نزد خدا همان اسلام است‏( آل عمران ، 19). از نخستین روز پیدایش بشر همراه وی بوده است و اولین فرد انسان حضرت آدم پیامبر خدا و منادی توحید و یگانه پرستی بوده است و ادیان شرک آمیز همگی در اثر تحریفات و اعمال سلیقه ها و اغراض فردی و گروهی پدید آمده است. در قرآن کریم تصریح شده نسل کنون بشر به دو نفر مرد و زن منتهی است بنام آدم و حوا.آدم پیغمبر بوده و وحی های آسمانی به وی نازل می شده است. دین آدم بسیار ساده بوده است و پس از آدم و زوجه اش فرزندانش روزگاری با نهایت سادگی بدون اختلاف می گذرایندند، چون روز به روز شماره افراد افزوده و به قبائل مختلف تقسیم شدند و درهر قبیله نیز بزرگانی یافت می شدند که افراد قبیله به آنان احترام می گذاشتند و حتی پس از مرگ نیز مجسمه های ایشان را می ساختند و مورد ستایش قرار می‌داند و از همین روزگار بت پرستی در میان رواج گرفت چنانکه در اخبار امامان وارد شده که پیدایش بت پرستی از این راه بوده است و تاریخ بت پرستی نیز همین معنی را تأئید می‌کند. کم کم در اثر اجحافاتی که اقویا به ضعفا می نمودند اختلافاتی بین مردم پیدا شد این اختلافات باعث به وجود آمدن فرقه های مختلف گردید.

 

به هر حال طبق آیات قرآن مانند : «کان الناس امة واحدة فبعث الله النبیین مبشرین و منذرین و انزل معهم الکتاب بالحق لیکم بین الناس فیما اختلفوا فیه (بقره 213)» ترجمه : مردم [ابتدا] یك امّت بودند، [كه به مرور دچار اختلاف شدند] پس خدا پیامبران را [به عنوان‏] مژده‏رسانان و بیم دهندگان فرستاد و همراه آنان كتابى به حق نازل كرد تا میان مردم در آنچه بر سرش اختلاف داشتند داورى كند.

دانشمندان مسلمان طبق آیات قرآن می گویند: می توان دوران زندگی بشر را به صورت زیر بیان نمود:


مرحله اول : دوران سادگی و بی رنگی بشر بوده که خدا را طبق فرمان فطرت می پرستیده است.
مرحله دوم : دوران زندگی اجتماعی که این دوره دوره مادیت و حس نگری است.
مرحله سوم : دوران تضادها و تصادمهای اجتناب ناپذیر اجتماعی است و در این مرحله اختلافات شروع میشود و انسانها تشنه قوانین و تعلیمات انبیاء می گردند.
مرحله چهارم : در این مرحله انبیاء از طرف خداوند مأمور نجات انسان میشوند، انبیاء تعلیماتی دارند که با سرنوشت بشر ارتباط مستقیم دارد کتب آسمانی و احکام و قوانین نازل میگردد تا به تضادها و کشمکشهای گوناگون پایان دهند.


از نظر اسلام و دانشمندان مسلمان دین خداوند یکی است و از نخستین روز پیدایش بشر همراه وی بوده است. به همین جهت تاریخ پیدایش دین همزمان با پیدایش انسان می باشد . به خصوص علامه طباطبایی و استاد مطهری درباره سیر تکامل دین و جهان بینی بشرنظرات جالبی را ارائه نموده اند.

استاد مطهری می فرماید: طبق آیات قرآن دین خدا از آدم تا خاتم یکی است همه پیامبران اعم از پیامبران صاحب شریعت و پیامبران غیر صاحب شریعت به یک مکتب دعوت می کرده اند. اصول مکتب انبیاء که دین نامیده میشود یکی بوده است ، بشر در تعلیمات انبیاء مانند یک دانش آموز بوده که او را از کلاس اول تا آخرین کلاس بالا برده اند این تکامل دین است نه اختلاف ادیان قرآن هرگز کلمه دین را به صورت ادیان نیاورده است از نظر قرآن آنچه وجود داشته است دین بوده نه ادیان . قرآن کریم دین خدا را از آدم تا خاتم یک جریان پیوسته معرفی میکند نه چند تا، یک نام روی آن می گذارد و آن اسلام است، به همین جهت دین در نزد خدا اسلام است (ختم نبوت، 16-17و نیز دین یا ادیان، ص 165).


علامه طباطبائی (ره) در تفسیر آیه213 سوره بقره می نویسد: انسان، این موجودی که به حسب فطرتش اجتماعی و تعاونی است، در اولین اجتماعی که تشکیل داد یک امت بود، آنگاه همان فطرتش وادارش کرد تا برای اختصاص دادن منافع به خود با یکدیگر اختلاف کند، از اینجا احتیاج به وضع قوانین که اختلافات پدید آمده را برطرف سازد ، پیدا شد و این قوانین لباس دین به خود گرفت، و مستلزم انذار و ثواب وعقاب گردید، و برای اصلاح و تکمیلش لازم شد ، عباداتی در آن تشریح شود، تا مردم از آن راه تهذیب گردند، و به منظور این کار پیامبرانی مبعوث شدند. و رفته رفته آن اختلافها در دین راه یافت بر سر معارف دین و مبدأ و معادش اختلاف نمودند و در نتیجه به وحدت دینی هم خلل وارد شد شعبه ها و فرقه ها پیدا شد، و به تبع اختلاف در دین اختلافهائی دیگر نیز در گرفت و این اختلاف ها بعد از تشریع دین به جز دشمنی از خود مردم دین دار هیچ علت دیگری نداشت، چون دین برای حل اختلاف آمده بود، ولی یک عده از در ظلم و طغیان خود دین را هم با اینکه اصول و معارفش روشن بود و حجت را بر آنان تمام کرده بود مایه اختلاف کردند. در نتیجه اختلاف ها دو قسم شد، یکی اختلاف در دین که منشأش ستمگری و طغیان بود ، دیگری اختلافی که منشأش فطرت و غریزه بشری بود، و اختلاف دومی که همان اختلاف در امر دنیا باشد باعث تشریع دین شد و خدا به وسیله دین خود عده ای را به سوی حق هدایت کرد وحق را که در آن اختلاف می کردند روشن ساخت، و خدا هر کس را بخواهد به سوی صراط مستقیم هدایت میکند (المیزان ، ج 2، ص 168).

ایشان همین مسئله را در تفسیر آیه 25-15 سوره یونس ذکر می کند و می نویسد: این آیات و آیه 213 سوره بقره کشف می کند ، از اینکه در بین مردم دو نوع اختلاف بوده است. اول اختلاف از حیث معاش که برگشت آن به همان دعاوی است که مردم در آن دعواهایشان به دو دسته تقسیم میشوند یکی مدعی، یکی مدعی علیه، یکی ظالم و دیگری مظلوم. یکی آنکه حق خود را گرفته و دیگری آنکه حقش ضایع شده، و این اختلاف همان است که خداوند متعال آن را به وسیله تشریع دین و بعثت انبیاء و انزال کتاب با انبیاء برطرف کرده تا انبیاء با آن کتابها در بین مردم حکم کنند و اختلافشان را برطرف سازند معارف و معالم دین را به مردم یاد دهند و آنان را انذار و تبشیر کنند. اختلاف دوم اختلاف در خود دین و این اختلافی است که بعد از آمدن دین در خود دین و درآنچه که کتاب متضمن آن بوده اختلاف کردند.

قرآن کریم در چند جا تصریح دارد بر اینکه چنین اختلافی در بین مردم بوده و ریشه این اختلاف را در علمای دین نشان می دهد که به خاطر حسدی که بین خود داشتند، این اختلافها را به وجود آوردند. این نوع اختلاف مانند اختلاف قسم اول از مقتضیات طبیعت بشر نبوده و با همین اختلاف قسم دوم بوده که راه به دو قسم منقسم شد یکی طریق هدایت یعنی راهی که خدا پیش پای بشر گذاشت و دیگری طریق ضلالت یعنی آن بیراهه ای که علمای دین از پیش خود تأسیس نمودند.

به حکم دنباله آیه 213 سوره بقره که می فرماید : «فهدی الله الذین آمنوا لمّا اختلفوا فیه من الحق» ترجمه: پس خدا به خواست خود كسانى را كه ایمان آوردند به حقیقت چیزى كه مورد اختلاف آنها بود هدایت كرد، و خدا هر كه را خواهد به راه راست هدایت مى‏كند. در هر موردی که حق و باطل مورد اختلاف واقع شود خداوند متعال تنها کسانی را که ایمان دارند به سوی حق هدایت میکند. خداوند در چند جا از قرآن بعد از ذکر این قسم اختلاف فرموده : اگر قضاء حتمی رانده نشده بود که اهل حق و باطل تا مدتی معین عمر کننده هر آینه بین این دو طایفه حکم می نمود و در هر جا که اختلاف می کردند اهل باطل را نابود می کرد، ولیکن هر دو طایفه را اجلی معین عمر میدهد از آن جمله در آیه 14 سوره شوری به این مسئله اشاره نموده است.

می گوید از سیاق آیه 18 سوره یونس که می فرماید : «و یعبدون من دون الله مالایضرهم و لاینفعهم …» ترجمه: و غیر از خدا چیزهایى را مى‏پرستند كه نه سودشان مى‏رساند و نه زیان. اختلاف در خود دین می باشد برای اینکه جمله مذکور سخن از این دارد که مردم راه ضلالت را پیمودند و چیزهایی پرستیدند که نه ضرری به حال آنان داشتند و نه سودی، و شفیعانی به درگاه خدا برای خود درست کردند که دین صحیح چنین شفیعانی را معرفی نکرده بود، و متتضای این ماجرا این است که مردم قبل از پدید آمدن این جریان امتی واحده بوده باشند، و مقتضای امت واحد بودنشان این است که همه بر یک دین بوده باشند، که قهراً آن دین هم دین توحید بوده بعدها اختلاف کرده به دو فریق متفرق شدند و فریق موحد و فریق مشرک که قضای الهی مانع شد تا خداوند حکم کند و حق را بر باطل غالب سازد و قضای رانده شده ، در آیه مورد بحث از آن تعبیر به کلمه شده است. وکلمه عبارتست از همان فرمانی که خداوند متعال هنگام هبوط آدم به زمین صادر نموده است : «ولکم فی الارض مستقر و متاعٌ الی حین( بقره 36)» ترجمه: و گفتیم: پایین روید، شما دشمن یكدیگرید و تا مدتى در زمین قرارگاه و معیشتى خواهید داشت.


علامه طباطبایی طبق آیه 19 سوره آل عمران که می فرماید: ( ان الدین عندالله الاسلام ) نتیجه می گیرد : دین نزد خداى سبحان یكى است و اختلافى در آن نیست و بندگان خود را امر نكرده مگر به پیروى از همان دین و بر انبیاى خود هیچ كتابى نازل ننموده مگر در باره همان دین، و هیچ آیت و معجزه‏اى به پا نكرده مگربراى همان دین كه آن دین عبارت است از اسلام، یعنى تسلیم حق شدن، و بعقیده‏هاى حق معتقد گشتن، و اعمال حق انجام دادن" و به عبارتى دیگر:" آن دین واحد عبارت است از تسلیم شدن در برابر بیانى كه از مقام ربوبى در مورد عقائد و اعمال و یا در مورد معارف و احكام صادر مى‏شود". و این بیان هر چند به طورى كه در قرآن حكایت شده در شرایع رسولان و انبیاى او از نظر مقدار و كیفیت مختلف است، لیكن در عین حال از نظر حقیقت چیزى به جز همان امر واحد نیست، اختلافى كه در شریعت‏ها هست از نظر كمال و نقص است، نه اینكه اختلاف ذاتى و تضاد و تنافى اساسى بین آنها باشد، و معناى جامعى كه در همه آنها هست عبارت است از تسلیم شدن به خدا در انجام شرایعش، و اطاعت او در آنچه كه در هر عصرى با زبان پیامبرش از بندگانش مى‏خواهد.

 

 پس دین همین اطاعتى است كه خدا از بندگان خود مى‏خواهد، و آن را براى آنان بیان مى‏كند، و لازمه مطیع خدا بودن این است كه آدمى آنچه از معارف را كه به تمام معنا برایش روشن و مسلم شده اخذ كند، و در آنچه برایش مشتبه است توقف كند، بدون اینكه كمترین تصرفى از پیش خود در آنها بكند، و اما اختلافى كه اهل كتاب از یهود و نصارا در دین كردند، با اینكه كتاب الهى بر آنان نازل شده، و خداى تعالى اسلام را برایشان بیان كرده بود، اختلاف ناشى از جهل نبود، و چنان نبود كه حقیقت امر برایشان مجهول بوده باشد، و ندانسته باشند كه دین خدا یكى است. بلكه این معنا را به خوبى مى‏دانستند و تنها انگیزه آنان در این اختلاف، حس غرور و ستمگریشان بود، و هیچ عذرى ندارند، و همین خود كفرى است كه به آیات مبین خدا ورزیدند، آیاتى كه حقیقت امر را بر ایشان بیان كرد.


آرى به آیات خدا كفر ورزیدند، نه به خود خدا، چون اهل كتاب خداى تعالى را قبول دارند، و معلوم است كه هر كس به آیات خدا كفر بورزد خدا سریع الحساب است، و به سرعت هم در دنیا و هم در آخرت به حسابش مى‏رسد، در دنیا گرفتار خزى و ذلت و محروم از سعادت حیاتش مى‏كند، و در آخرت به عذاب دردناك دچارش مى‏سازد.دلیل ما بر اینكه سریع الحساب بودن خدا را مخصوص آخرت نكردیم، كلام خود خداى تعالى است، كه بعد از دو آیه مى‏فرماید:" أُولئِكَ الَّذِینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ، وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِینَ" ترجمه:اینان همانهایند كه اعمال خیرى هم كه دارند هم در دنیا بى‏نتیجه مى‏ماند و هم در آخرت و از انواع یاوران، هیچ نوع یاورى ندارند(آل عمران 22).


بنابر این مراد از نزد خدا بودن دین، و حضور آن، حضور تشریفى است، به این معنا كه آنچه از دین نزد خدا است دین واحد است، كه اختلاف در آن تنها به حسب درجات و استعدادات امتهاى مختلف است، پس مراد از وحدت، وحدت تكوینى نیست، ساده‏تر بگویم مراد از دین فطریات بشر نیست، و نمى‏خواهد بفرماید دین خدا كه در فطرت بشر به ودیعه سپرده شده یكى است.و مراد از" آیات اللَّه" در آیه مورد بحث، آیات وحى و بیانات الهى است كه به انبیاى خود القاء مى‏كند، نه آیات تكوینى كه بر وحدانیت او و معارف دیگرى نظیر آن دلالت دارد.


به همین جهت در تفسیر آیه 66 سوره آل عمران آنجا که خداوند می فرماید :«ها انتم هولاء حاججتم فیما لکم به علمٌ و …» (ترجمه: هان! شما همان كسانى هستید كه در آنچه به آن علم دارید، محاجّه كردید، [ولى‏] چرا در باره‏ى موضوعى كه نسبت به آن آگاهى ندارید محاجّه مى‏كنید؟ و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانید ) می گوید : یهودیان می گفتند دین حق جز یکی نمی تواند باشد و این دین واحد یهودیت است و قهراً ابراهیم هم یهودی بوده و نصاری نیز معتقدند که دین حق جز یکی نمی تواند باشد ، پس قهرا این دین واحد نصرانیت است و قهراً ابراهیم هم نصرانی بوده است، و در این میان یک نکته را نمی دانستند، نه اینکه نسبت به آن غفلت کرده باشند و آن نکته اینست که این دین واحد در تمامی اعصار و در سیر تاریخی بشر یکنواخت نبوده بلکه به نسبت مرور زمان و به موازی زیادتر شدن استعداد بشر، از ناحیه خداوند متعال کاملتر شده است. این دین واحد که نامش اسلام است قبل از یهودیت و نصرانیت با شرایعی و احکامی ساده تر بوده و دو کیش نامبرده، دو مرحله و دو مرتبه کامل تر نسبت به مراحل قبل است تا آنکه با آمدن قرآن دین خدا به حد کمال رسید.

 

و خود اعلام کرد: «الیوم اکملت لکم دینکم، (مائده ، 3)» ترجمه: امروز دین شما را براى شما كامل كردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و دین اسلام را براى شما پسندیدم‏ . و به این مسئله در آیه 135 سوره بقره نیز اشاره شده است همچنانکه معبودی که به وسیله دین عبادت میشود یکی است، دین نیز به طور کلی یکی است و آن دین ابراهیم است و به همین جهت نتیجه می گیرد که دین الهی تنها و تنها وسیله سعادت برای نوع بشر است و یگانه عامل است که میان بشر را اصلاح میکند چون فطرت را با فطرت اصلاح می کند.

شهید مطهری نیز همین را بیان می دارد : دین از اول تا آخر جهان یکی است و وابستگی با فطرت و سرشت بشر دارد، بازی بزرگ و فلسفه ای شکوهمند در دل خود داردو تصور خاصی دربارة فلسفه تکامل به ما میدهد. از نظر قرآن سیر تکاملی جهان و انسان و اجتماع یک سیر هدایت شده و هدف دار است و بر روی خطی که صراط مستقیم نامیده میشود و از لحاظ مبدأ و سیر منتها، مشخص است. انسان و اجتماع متحول و متکامل است، ولی راه و خط سیر، مشخص و واحد ومستقیم است (ختم نبوت، 16-17).


علامه طباطبایی با توجه به همین آیه 213 سوره بقره نظریه تکاملی دانشمندان مادی گرا مانند داروین را نفی میکند و میگوید نوع انسانی نوعی نیست که از نوع دیگر حیوانات مثلاً میمون درست شده باشد بلکه نوعی است مستقل ، که خدای تعالی او را بدون الگو از مواد زمین بیافرید و نسل بشر را از آدم و حوا به وجود آورد ، طبق آیات قرآن مانند حجرات ، 13- آل عمران، 59- اعراف آیه 188. سپس می نویسد: این فرض که علمای طبیعی امروز کرده اند که تمامی انواع حیوانات فعلی و حتی انسان از انواع ساده تری پیدا شده اند و گفته اند اولین فرد تکامل یافته بشر از آخرین فرد تکامل یافته میمون پدید آمده یا از ماهی تحول یافته همه این حرفها فرضیه ای بیش نیست و فرضیه هم هیچ دلیل علمی و یقینی ندارد و هر قدر که این فرضیه ها معتبر باشد، اعتبارش ربطی به اعتبار حقایق دینی ندارد(المیزان،ج 2، ص 169).

می توان نتیجه گرفت که آغاز پیدایش دین و مذهب به معنای واقعی همزمان با آغاز پیدایش انسان نبوده بلکه هم زمان با آغاز پیدایش اجتماع و جامعه به معنی واقعی بوده است. بنابراین جای تعجب نیست که نخستین پیغمبر اولوالعزم و صاحب آئین و شریعت، نوح پیغمبر بود نه حضرت آدم.

 
 
 
 
 
 
 
 
 

1- استاد مطهری ، ختم نبوت، ص16-17

2- استاد مطهری ، دین یا ادیان، ص 165

3- علامه طباطبایی ، تفسیر المیزان،ج 2، 169-168 و ترجمه الميزان، ج‏3، ص: 189

 
 
با تشکر لطفا در صورت امکان جهت اشنایی بیشتر مسلمانان بخصوص نوجوانان و جوانان کشورمان تبلیغاتتان را بیش از این کنیدچون اطلاعات بیشتر افراد انتسابیست تا اکتسابی البته اگر به نظرمان ارج میتهید.موفق باشید

دوشنبه 11 بهمن
سجاد ماهری
 
مطالب مهمی به نام تعالی و تکامل نوشته ام که در صورت تمایل شما برایتان ارسال خواهم کرد .منتظر ایمیل شما هستم . با تشکر .

سه شنبه 29 مرداد
صادق بهکامیان
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 

سیر تکامل و پیدایش دین از نظر مردم شناسان

سیر تکامل و پیدایش دین از نظر جامعه شناسان و علمای تاریخ ادیان

نظریه تكامل داروین و پیامد های آن

 
 
 
 

1- استاد مطهری ، ختم نبوت، ص16-17

2- استاد مطهری ، دین یا ادیان، ص 165

3- علامه طباطبایی ، تفسیر المیزان،ج 2، 169-168 و ترجمه الميزان، ج‏3، ص: 189

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور