جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
ارتباط دین و اخلاق از دیدگاه اندیشمندان غرب
993
 
 

Tahoor_invitation

مسئله ارتباط دین و اخلاق از مسائلى است كه فیلسوفان، متكلمان و اندیشمندان علم اخلاق را از دیر زمان به خود مشغول ساخته است. با نگاهى گذرا به سنت هاى تاریخى حیات بشرى، همسازى و همسانى و اتحاد معیارها و الزامات و هنجارهاى اخلاقى با دستورهاى دینى در بسیارى از ممالك مشهود است. تعابیر اخلاقى اسلامى، یهودى، مسیحى، هندویى و مانند این ها گواهى بر مطلب ماست، گاه پیوستگى عمیق میان آن دو پدیده محققان را از تفكیك تفكر اخلاقى از دیگر ابعاد حیات دینى غافل مى سازد.


مباحث متفكران یونان و روم باستان، هم چون سقراط و افلاطون، مبنى بر استقلال پدیده ى دین و اخلاق و تكامل آن نظریه در دوران معاصر توسط ماركس و فروید و فتوا دادن بر عدم تناسب آنها و نیز گفتمان عدلیه و غیر عدلیه در باب حسن و قبح عقلى و شرعى افعال و مانند این ها از سابقه ى دیرین این مسأله حكایت دارد. شاید یكى از دلایل دیرینگى این بحث این باشد كه دین و اخلاق از آغاز تكوّن انسان با او همراه بوده اند و دین دارى و اخلاق مدارى از فطرت و سرشت انسان آشكار مى شده است، اگر با نگاه بیرونى به چالش هاى میان متفكران درباره ى رابطه دین و اخلاق نظر كنیم، درمى یابیم كه تمامى آنان بر اساس اندیشه هاى پیشینى روان شناسانه، جامعه شناسانه، انسان شناسانه و فیلسوفانه، به داورى و سلب و ایجاب این رابطه مى پرداختند. اشكال اساسى تفكرات غربى در این مسئله این است كه غربیان گاه با تعریف انتزاعى از دین و اخلاق به كیفیت ارتباط آن دو پدیده مى پرداختند و در نهایت داورى خود را با اخلاق و ادیان واقعى منطبق مى ساختند و گاه از واژه ى دین، دین مسیحى را اراده مى كردند و نتیجه ى مباحث خود را به مطلق ادیان سریان مى دادند.

مفاهیم و گزاره هاى اخلاقى، قبل از رنسانس در مغرب زمین، از دین استخراج مى شد و دستاوردهاى اخلاقى اندیشمندان غربى ـ گرچه از مفاهیم و گزاره هاى دینى برداشت مى شد ـ بیش تر رنگ ارسطویى و افلاطونى داشت; زیرا از فلسفه ى اسكولاستیك كه سیراب شده ى فلسفه ى ارسطو و افلاطون است، شكل مى یافت. قرن هیجدهم با ظهور عصر روشن گرى، تفكر دئیستى و خدا شناسى طبیعى و الحادى گسترش یافت و مرجعیّت عقل نسبت به ابعاد گوناگون اجتماعى و اخلاقى، عرصه را براى دین تنگ نمود و اخلاق از دین تفكیك گشت. این موضوعات باعث شد اندیشمندان مغرب زمین در خصوص رابطه اخلاق و دین نظریات متعددی را ارائه نمایند . غربیان، در قرن هجدهم و عصر روشنگرى، با مرجعیت دادن به عقل، عرصه هاى دین را در حوزه هاى اجتماعى و اخلاقى تنگ كردند و به استقلالیت اخلاق از دین حكم راندند و برخى اخلاق سكولار را توصیه نمودند; ولى با این وجود، برخى از اندیشمندان مغرب زمین به ارتباط وثیق میان دین و اخلاق، چه در زمینه ى محتوا و چه در بعد ضمانت اجرایى فتوا دادند.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

1- كتاب كلام جديد، حجت الاسلام والمسلمين دكتر عبدالحسين خسروپناه ، ص 451

2- كتاب قلمرو دين ،حجت الاسلام والمسلمين دكتر عبدالحسين خسروپناه ، ص 250

 
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 

رابطه دین و اخلاق از دیدگاه اندیشمندان اسلامى

نظریه اخلاق سكولار و اخلاق منهاى دین

سقراط و نظریه استنتاج دین از اخلاق

دیدگاه كانت و نظریه استقلال دین و اخلاق

 
 
 
 

1- كتاب كلام جديد، حجت الاسلام والمسلمين دكتر عبدالحسين خسروپناه ، ص 451

2- كتاب قلمرو دين ،حجت الاسلام والمسلمين دكتر عبدالحسين خسروپناه ، ص 250

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور