جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
رابطه دین و روانشناسی از نظر دانشمندان غربی
1,334
 
 

Tahoor_invitation

روان شناسان موضع گیرى هاى متفاوتى نسبت به بررسى دین در حوزه علم روان شناسى داشته اند. آنچه كه در این جا بیشتر مورد توجه می باشد ذكر نظریاتى است كه مذهب را به عنوان یك موضوع مستقل و حائز اهمیت مورد توجه قرار داده و درباره آن نظریه پردازى كرده اند. و نه كسانى كه درباره انسان نظریه پردازى كرده اند و دین را نیز مانند سایر موضوعات مشمول همان نظریه كلى خود دانسته اند. روان شناسان موضع گیرهاى متفاوتى نسبت به بررسى دین در حوزه علم روان شناسى داشته اند. از میان بینانگذاران مكاتب مختلف در روان شناسى زیگموند فروید با پدیده دینى، برخوردى كاملاً منفى داشته و به صورت هاى مختلف كوشیده است تا اصالت دین را نادیده بگیرد. از سوى دیگر بنیانگذار رفتارى نگرى جان واتسن (1925) نیز با توجه به اینكه موضوع علم روان شناسى را «رفتار» قابل مشاهده و اندازه گیرى اعلام مى كند و با هرگونه روش هاى بررسى درون نگرانه مخالفت مى كند و براى بررسى اعتقادات مذهبى مجالى باقى نمى گذارد . ریچارد گورساچ (1988) كه به بررسى تاریخچه روان شناسى دین پرداخته است معتقد است كه از دهه 1930 تا 1960 در زمینه روان شناسى دین مطالعه مهمى انجام نشده است. البته گوردون آلپورت از سال 1950 در زمینه روان شناسى دین كتاب فرد و دینش را تالیف كرد كه بایستى حركت او را در این زمینه حائز اهمیت دانست. به هر حال روانشناسان در خصوص رابطه دین و روانشناسی نظریات گوناگونی ارائه نموده اند.


نظریه ویلیام جیمز (1901)


علم روان شناسى طى یك قرن گذشته نسبت به پدیده مذهب موضع گیرى هاى بسیار متفاوتى داشته است. اگر چه ویلیام جیمز و استانلى هال به عنوان متقدمین روان شناسى در آمریكا نسبت به مطالعه دین توجه خاصى داشتند اما روند مطالعات روان شناسى در غرب و خصوصا آمریكا حاكى از عدم توسعه رغبت هاى متقدمین توسط متاخرین است. ویلیام جیمز در كتاب گونه هاى تجربه دینى خود كه شامل بیست سخنرانى وى است به بررسى انواع تجربیات دینى پرداخته است. وى ضمن استناد به تجربیات شخصى افراد در حالات جذبه، خلسه و احساس حضور نزد پروردگار به مسئله وحدت وجود كه از مباحث اساسى در فلسفه و عرفان است توجه مى كند (ویلیام جیمز، دین و روان، ترجمه مهدى قائنى، صفحه 109). دامنه مطالعات ویلیام جیمز در زمینه تجربیات دینى از كشور آمریكا فراتر رفته و فرهنگ شرق را نیز در بر مى گیرد. این بررسى ها شامل سرگذشت غزالى و اشاره به اشعار شبسترى در گلشن راز نیز مى شود. حاصل این مطالعات منجر به ارائه یك فرضیه اساسى در زمینه روان شناسى دین مى شود (همان صفحه 110). طبق این فرضیه،محتواى ناهشیار صرفا شامل خاطرات ناقص، تداعى معانى عجیب و غریب و مانند آن نیست. بلكه قسمت ناهشیار شخصیت انسان مى تواند منبع و سرچشمه بسیارى از شاهكارها و آثار نبوغ باشد. جیمز مى گوید:« به هنگامى كه مسئله تصوّف، عرفان، دعا و نیایش را مورد مطالعه قرار داده بودیم ملاحظه كردیم كه در زندگى مذهبى نقش عمده را فیض نهایى كه از قسمت ناهشیار ما مى رسد بازى مى كنند. بنابراین من فرضیه خود را اینطور قرار مى دهم: این حقیقت برتر كه ما در تجربیات دینى با آن ارتباط پیدا مى كنیم، بیرون از حدود وجود فردى ما هرچه مى خواهد باشد، درون حدود وجود ما، دنباله ضمیر ناهشیار ما از اوست. وقتى كه ما به این نحو پایه فرضیه خود را بر روى امرى كه مورد قبول دانشمندان روان شناس است قرار مى دهیم، با علوم امروزى تماس خود را حفظ كرده ایم؛ حال آنكه علماى علم كلام چنین تماسى را ندارند» (همان صفحه 197).


نظریه استانلی هال


استانلى هال به عنوان اولین رئیس انجمن روان شناسى آمریكا (APA) نیز به عنوان یكى از پیشكسوتان روان شناسى در آمریكا به بررسى دین علاقمند بود و نشریه اى را در زمینه روان شناسى دین تاسیس كرد كه تا سال 1915 چاپ مى شد. مقالات چاپ شده در این نشریه عمدتا به آموزش هاى اخلاقى و مذهبى كودكان و نوجوانان مربوط مى شد .


نظریه گوردون آلپورت (1950)


گوردون آلپورت از سال 1950 در زمینه روان شناسى دین كتاب فرد و دینش را تالیف كرد كه بایستى حركت او را در این زمینه حائز اهمیت دانست. هنر آلپورت این بود كه به عنوان یك روان شناس اجتماعى با ارائه نظریه جهت گیرى درونى و بیرونى نسبت به دین در انسان توانست مطالعات روان شناسى اجتماعى در زمینه تعصبات نژادى را با در نظر گرفتن جهت گیرى مذهبى فرد مورد مطالعه قرار دهد . تقسیم بندى آلپورت در خصوص جهت گیرى مذهبى فرد توانسته است توجه زیادى را طى سالیان اخیر به خود معطوف دارد و در مطالعاتى كه عامل مذهب مورد توجه روان شناسان باشد به عنوان یك نظریه كارآمد مورد استفاده قرار گیرد. آلپورت بر حسب جهت گیرى دینى افراد، آنها را با دو جهت گیرى دینى درونى و بیرونى تقسیم بندى كرد. از نظر آلپورت افراد مذهبى با جهت گیرى درونى ضمن درونى سازى ارزشهاى دینى، مذهب را به مثابه هدف در نظر مى گیرند. در حالیكه افراد با جهت گیرى بیرونى، دین را صرفا وسیله اى براى نیل به اهداف دیگر در نظر مى گیرند. اخیرا نظریه آلپورت در زمینه جهت گیرى دینى بیرونى به دو مقوله اجتماعى و شخصى بسط یافته است. طبق این تقسیم بندى افراد داراى جهت گیرى دینى بیرونى اجتماعى از مذهب جهت نیل به اهدف اجتماعى سود مى جویند، در حالیكه در جهت گیرى مذهبى بیرونى شخصى افراد از مذهب جهت كسب امنیت فردى استفاده مى كنند .


نظریه اریكسن (1968)


یكى دیگر از روان شناسانى كه در زمینه روان شناسى دین نظریه اى راهگشا مطرح كرده است اریك اریكسن است. اریكسن كه یك نو فرویدى است نسبت به دین موضع گیرى مثبتى دارد. وى معتقد است بین نهادهاى اجتماعى به وجود آمده در طول تاریخ زندگى انسان و نیازهاى روان شناختى او ارتباط وجود دارد. به نظر اریكسن دین به عنوان یك نهاد اجتماعى در طول تاریخ در خدمت ارضاء «اعتماد اساسى» بشر بوده است. اریكسن بر خلاف فروید دین را به عنوان بازگشت به دوره كودكى ندانسته و آن را براى تامین نیاز اعتماد اساسى بشر ضرورى مى داند .اریكسن اولین مرحله تحول «من» را به عنوان «اعتماد» در برابر «عدم اعتماد» نامیده و معتقد است كه كودك در اولین مرحله از تحوّل شخصیت خود به تدریج جهان خارج و مادر را به عنوان پدیده اى قابل اعتماد درك مى كند. وى معتقد است «اعتماد» در دوران كودكى پایه ظرفیت «ایمان» در بزرگسالى را فراهم مى كند. ایمان به عنوان یك نیاز حیاتى، انسان را به سوى پذیرش دین سوق مى دهد . مفهوم دیگرى توسط اریك اریكسن مطرح شده است كه با دین ارتباط پیدا مى كند. این مفهوم عبارتست از «هویت» و «بحران هویت». مفهوم هویت كه توسط اریكسن مطرح شد از سوى جیمزمارشیا در یك الگوى چهار وضیعتى هویت توسعه یافت. این چهار وضعیت عبارتند از: هویت یافتگى، بحران زدگى، دنباله روى و آشفتگى. هریك از چهار وضعیت هویتى تعریف شده از سوى مارشیا در تجدید نظرهاى بعدى با توجه به دو بعد عقیدتى و بین شخصى تفكیك شد .

 

براساس این تقسیم بندى آدامز و همكارانش به ارائه یك پرسشنامه جهت سنجش وضعیت هویت فرد تحت عنوان «سنجش عینى وضعیت هویت من توسعه یافته» كه به صورت مخفف با EOM - EIS مشخص شده است اقدام كردند . البته هنوز پژوهش هاى انجام شده در زمینه رابطه دین و هویت بسیار اندك است و بدون پژوهش هاى كافى نمى توان به دقت ارتباط این دو مقوله را با یكدیگر دقیقا مشخص نمود. علیرغم پژوهش هاى اندك در این زمینه با توجه به اینكه آدامز 1989 دین را در كنار شغل، سیاست و فلسفه زندگى به عنوان یك عنصر عقیدتى در پرسشنامه EOM-EIS وارد كرده است، خود نشان دهنده ورود دین به عنوان یك سازه روان شناختى در حیطه روان شناسى تحوّل شخصیت حائز اهمیت است.پیشرفت هاى بدست آمده در حوزه تحوّل قضاوت اخلاقى و نیز مسلح شدن روان شناسى به روش بررسى تحوّلى مفاهیم و سازه هاى روان شناختى به مطالعات روان شناسى دین نیز كمك شایانى كرده است.


نظریه فولر و لوین (1980)


فولر و لوین (1980) در زمینه بررسى ایمان به ارائه نظریه اى تحوّلى شامل شش مرحله پرداخته اند. این نظریه كه از برخى جهات به نظریه قضاوت اخلاقى كلبرگ شباهت دارد، مى تواند در مطالعه ارتباط دین با متغیرهاى دیگر با توجه به مراحل مختلف ایمان و سطح بندى افراد در مراحل مختلف آن كمك شایانى نماید. از نظر فولر ولوین (1980) ایمان مذهبى براى افراد در سنین مختلف داراى ساختار متفاوتى است. این دو نظریه پرداز ساختار ایمان را مجموعه اى از باورها مى دانند كه در هر مرحله تعیین كننده چگونگى عملیات ذهنى در استدلال یا قضاوت درباره موضوعات مورد توجه در حیطه دین است. به طور خلاصه شش مرحله ایمان از نظر فولر ولوین (1980) به ترتیب زیر است:


مرحله اول ـ ایمان شهودى ـ فرافكنى: در این مرحله ایمان بیانگر ابراز آرزوهاى كودك است. كودكان در سن 3 تا 7 سالگى داراى جهت گیرى خیالبافانه و تقلیدى هستند، ولى محتواى فكر آنها داراى الگوهاى نسبتا سیال است. در مرحله اول فولر همانند مرحله اول قضاوت اخلاقى كلبرگ كودك كاملاً خود میان بین بوده و در عین حال در خصوص تابوهاى موجود در جامعه نسبت به برخى از اعمال كاملاً آگاهى دارد.


مرحله دوم ـ ایمان اسطوره اى ـ سطحى: كودك در این مرحله به درونى كردن داستانها، اعتقادات و جنبه هاى مختلف مربوط به فرهنگ جامعه مى پردازد. اعتقادات و قواعد اخلاقى در این مرحله كاملاً عینى و سطحى هستند. این مرحله با گسترش و تصریح شكل گیرى شخصیت كودك تحت تأثیر ویژگى هاى شخصیتى دیگران همراه است.


مرحله سوم ـ ایمان تركیبى ـ قراردادى: در مرحله سوم نوجوان نسبت به دیدگاهها و باورهاى موجود در خارج از خانواده آگاهى مى یابد. بنابراین در این مقطع ایمان مذهبى در خدمت تدارك جهت یابى منسجم از دنیاى متنوع و پیچیده بوده، دیدگاههاى معارض با یكدیگر را در یك چارچوب كلى با یكدیگر تركیب كرده وحدت مى بخشد. مرحله سوم اصولاً در نوجوانى آغاز مى شود و به اوج خود مى رسد و در عین حال براى بسیارى از بزرگسالان به عنوان یك تعادل جویى دائمى تلقى شده از این مرحله فراتر نمى روند. در مرحله سوم اگر چه شخص داراى یك «ایدئولوژى» است كه شامل مجموعه اى از باورها و ارزشهاى بیش و كم باثبات است، اما این ایدئولوژى را به عنوان یك واقعیت مستقل مورد بررسى و آزمایش قرار نمى دهد.


مرحله چهارم ـ ایمان وابسته به طرز تفكر فردیت یافته: مرحله چهارم شامل درونى كردن باورهاى فرد است. انتقال از مرحله سوم به چهارم بسیار حائز اهمیت است. چون با این انتقال نوجوان و یا بزرگسال باید مسئولیت پذیرش هرگونه سبك زندگى، ارزشها و تعهدات عملى نسبت به آنها را به عهده گیرد.


مرحله پنجم ـ بازنگرى در ایمان تثبیت شده: در مرحله پنجم علیرغم تثبیت اعتقادات فرد كه طى مراحل قبل شكل گرفته است، شاهد بروز یك بحران در اعتقادات شخص هستیم. این تردید و بازنگرى نسبت به اعتقادات در فواصل نیمه عمر انسان رخ مى دهد. فولر و لوین با استفاده از مفاهیم روان تحلیل گرى مرحله پنجم را مورد تجربه و تحلیل قرار مى دهند. بنابر نظر آنها در این مرحله اطمینان نسبت به ارزشها توسط فشارهاى حاصل از سركوبى بخش هشیار شخصیت در دوران اولیه زندگى زیر سؤال و یا مورد بى توجهى قرار مى گیرد. این نظریه پردازان از به گوش رسیدن پیامهاى مربوط به جنبه هاى عمیق «خود» سخن مى گویند. این پیامها شامل بازشناسى انتقادى بخش ناهشیار اجتماعى انسان است. محتواى دینى پیامها عبارتند از: اسطوره ها، تصاویر آرمانى و تعصب هایى كه با توجه به تربیّت ناشى از طبقات اجتماعى خاص، سنت هاى مذهبى و گروههاى قومى بخصوص عمیقا در «سیستم خود» فرد رسوخ كرده است.

 
مرحله ششم ـ ایمان جهانى: همانطور كه در مرحله ششم قضاوت اخلاقى كلبرگ مطرح شده است، مرحله ششم از تحول ایمان نیز از جهت وقوع بسیار اندك است. كسانى كه مرحله ششم ایمانى جهانى را تجربه كرده اند، احساس رابطه نزدیك و صمیمانه بین خود و جهان پیرامون خود را گزارش كرده اند. تجارب مطرح شده در مرحله ششم تحول ایمان مبنى بر احساس رابطه نزدیك بین فرد و جهان پیرامون را در نظریه فولر تحت عنوان تجربه اوج در افراد خود شكوفا و نیز در توصیفات تجارب دینى مطرح شده توسط ویلیام جیمز (1901) در كتاب گونه هاى تجارب دینى وجه تشابه بسیار زیادى دیده مى شود. اگر چه نظریه فولر و لوین به عنوان پایه و مبنایى نظرى امكان پژوهش هاى سازمان یافته ترى را فراهم مى كند ولى هنوز جمع بندى هاى روشن در زمینه روان شناسى دین نیازمند پژوهش هاى متعددى است. پیشرفت هاى بدست آمده در حوزه روان شناسى دین ضرورت انجام پژوهش هاى طولى و استفاده از روش هاى تجربى را از نظر برخى از روان شناسان مانند گورساچ (1988) محرز كرده است.

 
 
 
 
 
 
 
 

مجله> قبسات>شماره 8 ، مقاله مرورى كوتاه‏ بر ديدگاههاى چندتن از روانشناسان غربى در روان‏شناسى دين ، نوشته عباس رحيمى‏نژاد

 
 
سلام می خواستم بپرسم که با اینکه ما می دانیم فروید یک یهودی با نظریات غیر دینی می باشد چرا باید در کشور ما که اسلامی هست با ید در دانشگاههایمان نظریات او تدریس شود ؟

دوشنبه 21 آذر
زهرا
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 

مهمترین تبیینهاى روانشناختى از دین

رابطه دین و روانشناسی از دیدگاه دانشمندان اسلامی

 
 
 
 

مجله> قبسات>شماره 8 ، مقاله مرورى كوتاه‏ بر ديدگاههاى چندتن از روانشناسان غربى در روان‏شناسى دين ، نوشته عباس رحيمى‏نژاد

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور