جستجو
     
  
 
 
کتاب صوتی آه بر اساس ترجمه نفس المهموم
 
 
 
 
 
رسالت و نبوت حضرت داوود (ع)
1,198
 
 

Tahoor_invitation 1- داوود (ع) خلیفه خدا در زمین
خداوند در قرآن می فرماید: «یا داود انا جعلناک خلیفة فى الارض فاحکم بین الناس بالحق و لاتتبع الهوى فیضلک عن سبیل الله» (ص/ 26) ترجمه: اى داوود، ما تو را خلیفه (و نماینده خود) در زمین قرار دادیم، پس در میان مردم بحق داورى کن، و از هواى نفس پیروى مکن که تو را از راه خدا منحرف مى سازد.از ظاهر آیه شریفه با صراحت کامل استفاده مى شود که یکى از خلفاء الهى در زمین حضرت داوود (علیه السلام) بوده است که یکى از مقامات او مقام حکم، بین مردم مى باشد، مفسرین در خصوص دو کلمه در آیه شریفه به بحث پرداخته اند، یکى کلمه «خلیفه» و دیگرى کلمه «حکم» است، اما در مورد کلمه اول گفته اند: خلیفه به کسى گویند که تدبیر امور را از طرف شخص دیگرى متعهد شود و (خلیفه الله) در زمین آن را گویند که خداوند تدبیر امور بندگانش را به امر خود به او سپرده باشد. در این آیه خداوند به تمام کردن نعمت خود بر داوود پرداخته و مى فرماید: اى داوود همانا تو را در زمین خلیفه قرار دادیم، یعنى تو را خلیفه گردانیدیم از جانب خودمان بر بندگان تا به امر ما امور آنان را تدبیر کنى.
ابى مسلم چنین معنا کرده است که: تو را جانشین پیامبران گذشته در دعوت به توحید و عدل و بیان احکام، قرار دادیم «فاحکم بین الناس بالحق» (حکم کن میان مردم به حق) یعنى تفصیل بده امور بندگان را. و منظور از «حق» قرار دادن هر چیزى در جاى خود مى باشد. و مقصود از عبارت «و لا تتبع الهوى» این است که، از آنچه طبعت به سوى آن میل مى کند و خواهش نفست به آن دعوت مى کند، در صورتى که مخالف حق باشد پیروى نکن، که اگر از هواى نفست پیروى کنى تو را از راه حق که راه خداست باز مى دارد. و در نیز در خصوص معناى «خلیفه» گفته اند: یعنى رتبه خلافت به تو ارزانى داشتیم یا تو را خلیفه انبیاء که پیش از تو بودند ساختیم، پس حکم کن میان مردمان به راستى.
بعضى از مفسرین گفته اند، اینکه داوود (علیه السلام) را امر کرد به اینکه به حق حکم کند و نهى فرمود از پیروى هواى نفس، تنبیهى است (و هشدارى است) براى دیگران یعنى هرکسى که سرپرست امور مردم مى شود، باید در بین آنان به حق حکم نموده و از پیروى باطل بر حذر باشد، وگرنه آن جناب به خاطر عصمتى که داشته اند هرگز جز به حق حکم ننموده، و پیروى از باطل نمى کرده است. عصمت باعث سلب اختیار نمى شود (وگرنه باید معصومین هیچ فضیلتى بر دیگران نداشته باشند) بلکه با داشتن عصمت باز اختیارشان به جاى خود باقى است، و مادام که اختیار باقى است تکلیف صحیح است بلکه واجب است. چون اگر تکلیف متوجه آنان نشود، دیگر هیچ واجب و حرامى در خصوص ایشان تصور ندارد و طاعت از معصیت متمایز نمى شود، و همین مطلب باعث مى شود عصمت لغو گردد، چون وقتى مى گوییم داوود (علیه السلام) معصوم است، معنایش این است که آن جناب گناه نمى کند و گفتیم که گناه فرع تکلیف است.
و نیز گفته اند: ظاهر کلمه «خلافت» در آیه شریفه، خلافت خدایى است، و یکى از شؤون خلافت این است که: صفات و اعمال مستخلف را نشان دهد و آئینه صفات او باشد، کار او را بکند، پس در نتیجه خلیفه خدا در زمین باید متخلق به اخلاق خدا باشد و آنچه خدا اراده مى کند او اراده کند، و آنچه خدا حکم مى کند او همان را حکم کند و چون خدا همواره به حق حکم مى کند او نیز جز به حق حکم نکند و جز راه خدا راهى نرود و از آن راه تعدى و تجاوز نکند. و آمدن «فا» بر سر جمله «فاحکم بین الناس بالحق» نشانه این است که حکم به حق کردن، فرع و نتیجه خلافت است و این مطلب مؤید این است که مراد از جعل خلافت این نیست که خداوند «شانیت و مقام» خلافت به داوود (ع) داده باشد، بلکه مراد این است که شأنیتى را که به حکم آیه قرآن به داوود داده شد به فعلیت برسد، عرصه بروز و ظهور آن را به او بدهد.

2- نزول وحى بر حضرت داوود (ع)
خداوند در سوره نساء می فرماید: «انا اوحینا الیک کما اوحینا الى نوح و النبین من بعده و اوحینا الى ابراهیم و اسماعیل... و اتینا داود زبورا» (نساء/ 163) ترجمه: ما به تو وحى فرستادیم: همان گونه که به نوح و پیامبران بعد از او وحى فرستادیم و (نیز) به ابراهیم و اسماعیل... و به داوود زبور دادیم.
در آیه شریفه به دو نکته در مورد انبیاء مذکور اشاره نموده است یکى مسئله نزول وحى است و دیگرى مسئله فرستادن کتاب «زبور» بر حضرت داوود (ع) است. زبور نام کتابى که بر حضرت داوود (ع) نازل شد، که مشتمل بر حمد و ثناى الهى و خالى از ذکر اوامر و نواهى بود، بلکه شریعت داوود (ع) همان شریعت تورات بود. زبور خطى برجسته داشت و مشتمل بر مواعظ بود.
و در حیات القلوب به سند معتبر از امام صادق علیه السلام مروى است که: زبور در شب هیجدهم ماه مبارک رمضان بر حضرت داوود (ع) نازل شد. در خبر است که حضرت داوود علیه السلام زبور را برداشتى و به صحرا رفتى و علماى بنى اسرائیل در عقب او صف کشیده، بعد مردمان و بعد جنیان و عقب همه دواب (چارپایان) و مرغان هوا پر در پر گسترده، سایه بر ایشان انداختى و از خوشى الحان و اصوات داوودى بیهوش شدندى. و نیز در تفسیر آیه شریفه گفته اند: و به هر یک از آنان (پیامبران مذکور در آیه) وحى مى نمودیم. «و آتینا داود زبورا» و به داوود پیامبر نیز مانند سایرین وحى نموده و پیرو دین تورات بوده است و بروى کتاب آسمانى بنام «زبور» نازل نمودیم.

3 - زبور، کتاب آسمانى حضرت داوود علیه السلام
خداوند در سوره اسراء می فرماید: «و ربک اعلم بمن فى السموات و الارض و لقد فضلنا بعض النبین على بعض و ءاتینا داوود زبوا» (اسراء/ 55) ترجمه: پروردگار تو، از حال همه کسانى که در آسمانها و زمین هستند آگاه تر است و (اگر تو را بر دیگران برترى دادیم بخاطر شایستگى توست؛) ما بعضى از پیامبران را بر بعضى دیگر برترى دادیم؛ و به داوود، زبور بخشیدیم.

در آیه شریفه سه نکته مورد بحث و بررسى قرار گرفته است:
الف: معنا و مقصود جمله «و ربک اعلم بمن فى السموات و الارض»
در خصوص معناى جمله مذکور گفته اند: خداوند به فرشتگان که در آسمانها و پیامبران که در زمینند. داناتر است، و مقصود این است که خداوند فرشتگان و انبیاء را بخاطر میل باطنى اختیار نکرده، بلکه بدین خاطر که به باطن ایشان عالم بوده و آنها را لایق و شایسته شناخته است، و برخى گویند، یعنى خداوند به حال مردم داناتر است، از این رو آنها را در صورت، روزى و احوال مختلف ساخته است، همانطورى که پیامبران را نیز بر یکدیگر برترى بخشیده است.
ب: معنا و مقصود جمله «فضلنا بعض النبین على بعض»
در این خصوص گفته اند: اگرچه پیامبران در عالى ترین مراتب فضیلت قرار دارند لکن آنها نیز داراى طبقاتى بوده که بعضى بر بعض دیگر برترى داشتند، زیرا درجه، ثواب، اعجاز و کتاب برخى عالیتر است ..
ج: و در خصوص جمله «و اتینا داود زبوا» که مقصود اصلى، از مطرح کردن آیه شریفه است گفته اند: جمله «و لقد فضلنا بعض النبیین على بعض» به منزله مقدمه است براى جمله «و آتینا داود زبورا» و روى هم رفته فضیلت داوود و برترى او بر سایر انبیاء است بواسطه داشتن کتاب زبور، و در کتاب زبور احسن کلمات را در حمد و تسبیح خدا به کار برد. و بعضى گفته اند جمله «و اتینا داود زبورا» شاهد بر فضیلت داوود پیامبر (ع) است که این کتاب آسمانى که مشتمل بر معارف و تسبیح و حمد و ثناى پروردگار بوده و احکام در بر نداشته بر آن جناب نازل شده است و نیز گفته اند، روایت است که زبور صد و پنجاه سوره است که در او احکام حلال و حرام و حدود فرایض نیست بلکه ثناى الهى و موعظه و نصیحت و صفت حضرت رسالت پناه محمد مصطفى (ص) است و ستایش امت آن حضرت.
و نیز در مورد زبور گفته اند: این کتاب مشتمل بر یکصد و پنجاه (مزمور) است که مهمترین قسمت (مزامیر) بخش رثا و نوحه سرائى آن است و این نوع شعر از قدیمترین انواع اشعار است و در تهیج عواطف اثرى نیرومند و عمیق دارد، این کتاب از حیث موضوع، مختلف است و نیز مؤلفین و واضعین آن مختلف بوده اند که آن را در دوره هاى مختلف تالیف کرده اند، چنانکه بعضى از مزامیر آن صدها سال بعد از زمان داوود (ع) تالیف شده، قسمتى از مزامیر که سرود (انشاد) نام دارد درباره یک موضوع عشقى مکشوفى است که آنرا به داوود و سلیمان (ع) نسبت مى دهند، که مسلما ساحت آن دو پیامبر از لوث آن تهمت مبرى است، بنابراین همه مزامیر را نمى توان به داوود (ع) نسبت داد و تنها قسمتى از آن متعلق به داوود (ع) است.

4- رسیدن به حکومت و دانشى گسترده
خداوند می فرماید: «فهز موهم باذن الله و قتل داوود جالوت و اتاه الله الملک و الحکمة و علمه مما یشاء....» (بقره/ 251) ترجمه: سپس به فرمان خدا، آنها سپاه دشمن را به هزیمت وا داشتند، و «داوود» (نوجوانان نیرومند و شجاعى که در لشگر «طالوت» بود) «جالوت» را کشت و خداوند، حکومت و دانش را به او بخشید، و از آنچه مى خواست به او تعلیم داد. آیه شریفه بیانگر نتیجه صبر و بردبارى گروه اندک [«طالوت» در برابر گروه کثیر جالوت] است، که بالاخره در اثر استقامت و اعتماد به خدا و ایمان به وعده الهى مبنى بر فتح آنان، با کمال شهامت مى جنگیدند، و همین اعتقاد سبب شد که در مدت کوتاهى لشگریان جالوت متفرق شده. عقب نشینى کنند، و بالاخره کار به آنجا رسید که داوود به تنهایى جالوت آن پادشاه خونخوار و ستمگر را به هلاکت افکند، و پروردگار به مناسبت این شایستگى و لیاقت، داوود را سلطنت و پادشاهى موهبت فرمود و او را به تدبیر امور زندگى یهود واقف و آگاه ساخت و حقایقى را نیز به وى تعلیم فرمود، لذا کارهاى عجیبى از داوود (ع) سرمیزد چنانکه آهن را در دست خود نرم مى کرده است، چنانچه مى فرماید «و النا له الحدید» (سباء/ 10) و نیز به پرندگان مأموریت مى داده تا وقایع و اتفاقات جهان را کاملا فهیمده به او گزارش دهند، چنانکه مى فرماید: «و الطیر محشوره کل له اواب» (ص/ 19) که همه این مطالب حکایت از معجزه هاى حضرت داوود (ع) مى کند. با استفاده از جمله «واتاه الله الملک و الحکمة و علمه ممایشاء» می توانیم بگوئیم [خداوند حکومت و دانش به داوود (علیه السلام) داد و از آنچه مى خواست به او آموخت، و این عبارت نشان مى دهد که وى به مقام نبوت رسید، زیرا این تعبیر معمولا درباره انبیاء گفته مى شود چنانچه در جاى دیگر خداوند مى فرماید: «و شددنا ملکه و آتیناه الحکمة» (ص/ 20) ترجمه: پایه حکومت او را محکم ساختیم و به او دانش دادیم. و نیز از جمله «علمه ممایشاء»، (از دانشهایى که مى خواست به او آموخت) استفاده مى شود که علوم و دانشهاى پیامبران محدود به حدى است که خداوند اراده مى کند، اگرچه دامنه علم و دانش آنها بسیار گسترده است، ولى محدود به مقدارى است که خدا مى خواهد.

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

1- ترجمه مجمع البیان، علامه طبرسى، ج 21 ص 94، ج 14 ص 156

2- ترجمه المیزان، علامه طباطبایى، ج 17 ص 296 – 297، ج 13 ص 164، 14 ص 466

3- تفسیر نمونه، ج 2 ص 181

4- تفسیر منهج الصادقین، ملافتح الله کاشانى، ج 5 ص 289

5- تفسیر انوار درخشان، سید محمدحسینى همدانى، ج 2 ص 272، ج 4 ص 290، ج 10 ص 89

6- تفسیر آسان، محمد جواد نجفى، ج 10 ص 88، ج 12 ص 382

7- سیمای الگویی پیامبران در قرآن کریم، نوشته عین الله ارشادی

 
   
 
کاربر گرامی، این بخش اختصاص دارد به نظر شما درباره موضوع مطرح شده، در صورتی که نیاز به سئوال یا بحث و گفتگو در رابطه با موضوع مربوطه را دارید، از طریق سایت کاربران (my.tahoor.com) اقدام نمایید.
 
 
 
 

آموزه ها و اهمیت زبور، کتاب حضرت داوود (ع)

شیوه های تبلیغ و دعوت حضرت داوود (ع)

ویژگیها، مقامات و درجات حضرت داوود (ع) (1)

ماجرای قتل جالوت به دست داوود (ع)

 
 
 
 

1- ترجمه مجمع البیان، علامه طبرسى، ج 21 ص 94، ج 14 ص 156

2- ترجمه المیزان، علامه طباطبایى، ج 17 ص 296 – 297، ج 13 ص 164، 14 ص 466

3- تفسیر نمونه، ج 2 ص 181

4- تفسیر منهج الصادقین، ملافتح الله کاشانى، ج 5 ص 289

5- تفسیر انوار درخشان، سید محمدحسینى همدانى، ج 2 ص 272، ج 4 ص 290، ج 10 ص 89

6- تفسیر آسان، محمد جواد نجفى، ج 10 ص 88، ج 12 ص 382

7- سیمای الگویی پیامبران در قرآن کریم، نوشته عین الله ارشادی

 
 
 
 
 
 
   
 
 
 
 
کلیه حقوق متعلق است به موسسه فرهنگی جام طهور